حقایق و مشکلات آب زاینده‌رود را برای مردم ‌می‌گویم
رئیس شورای شهر اسلامی استان اصفهان گفت: اگر واقعیت مباحث شهر را به مردم بگوییم مردم راحت‌تر این مسئله را قبول خواهند کرد و کار برای آنان پیشرفت بیشتری خواهد داشت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صبا به نقل از خبرگزاری فارس عباس حاج‌رسولیها پیش از ظهر امروز در همایش بررسی علل بحران زاینده‌رود افزود: مسئولان اصلی نظام و دولت از این اطلاعات جمع‌آوری شده توسط مردم اصفهان خبردار نیستند و با توجه به اینکه ایجاد این شهر به واسطه زاینده‌رود بوده است، مردم نسبت به این وضعیت حساس می‌شوند.
وی ادامه داد: مباحث استان اصفهان در سطح کلان مسائل و مشکلات سختی را پیش رو دارد و باید تدابیر لازم برای آن اندیشیده شود.
رئیس شورای شهر اسلامی استان اصفهان بیان داشت: مردم استان در حال حاضر بیشتر از ما نگران زاینده‌رود هستند و امروز با توجه به ارائه مقالات، علل این خشکسالی‌ها مطرح خواهد شد وبرای برون‌رفت از این وضعیت باید مسئولان کشوری کارهای لازم را انجام دهند.
حاج‌رسولیها تصریح کرد: تونل شماره یک و دو با ظرفیت مشخص به حجم زاینده‌رود اضافه شدند اما در ارتباط با پروژه چشمه‌لنگان می‌توان گفت که از نظر زمان‌بندی سه سال عقب هستیم که اگر نبودیم در حال حاضر شاهد چنین وضعیتی نداشتیم.
وی خاطرنشان کرد: برای پروژه تونل بهشت‌آباد از سال گذشته اعضای شورا و نمایندگان مجلس شورای اسلامی استان، مباحث اجرایی را دنبال ‌کردند با وجود فشارهای زیاد، نمایندگان استان موافقت‌نامه سال جاری مبنی بر اصلاح طرح مطالعات زاینده‌رود را پیگیری کردند و همچنان به دنبال تصویب مباحث اجرایی هستیم.
رئیس شورای شهر اسلامی استان اصفهان افزود: سازمان آب‌منطقه‌ای هزار و 500 میلیارد تومان اعتبار را برای اجرای این پروژه نیاز دیدند و می‌توان گفت که پیدا کردن این مقدار اعتبار در دولت کار بسیار سختی خواهد بود.
حاج‌رسولیها یکی از مشکلات زاینده‌رود را نبود مدیریت واحدی بر آن دانست و ادامه داد: اگر این مدیریت وجود داشت، امروز زاینده‌رود اینچنین نبود و وقتی به بودجه‌های کلان سرمایه‌گزاری نگاه کنیم خواهیم دید که مدیریت واحد برای حرکت مباحث استان هم وجود ندارد.
وی با اشاره به اینکه هیچ مسئولی اعتقاد قلبی برای این کار ندارد، گفت: توسعه پالایشگاه‌های اصفهان با بودجه 4 هزار و 500 میلیارد تومان انجام می‌شود که قطعا نیاز به آب هم دارد و امیدواریم که این اداره با آب ‌منطقه‌ای قرارداد نبسته باشد.
رئیس شورای شهر اسلامی استان اصفهان این پروژه را مهم دانست و اظهار داشت: مسئولان شهر تصمیم ‌گرفته‌اند که این را به بیرون از شهر انتقال دهند و خسارت این جابه‌جایی 2 هزار میلیارد تومان خواهد بود و این در حالی است که اجرای پروژه بهشت‌آباد هم بزرگ بوده و باید بسنجیم که ‌کدام برای استان مهم‌تر است.
حاج‌رسولیها تولید در بخش کشاورزی در حال تعطیلی دانست و تصریح کرد: صنعت توریست در وضعیت بسیار بدی به سر می‌برد و بی‌توجهی به این بخش که اقتصاد ملی است هیچ توجیهی را نمی‌پذیرد.
وی اظهار داشت:در صورتی که بخش کشاورزی و توریست در استان تقویت شود، چشم‌انداز 20 ‌ساله را در استان تغییر خواهد کرد.
رئیس شورای شهر اسلامی استان با اشاره به اینکه یکی از وظایف شورای شهر بررسی مسائل سایر دستگاه‌هاست و باید با هماهنگی هم این کار را انجام دهیم، بیان داشت: وضعیت آب و فاضلاب شهر نیز در سطح بسیار بدی به سر می‌برد و شرکت آب و فاضلاب باید در این بخش هماهنگی لازم را انجام دهند تا با توجه به بافت فرسوده شهر، فاضلاب‌ها در صورت باز شدن آب زاینده‌رود به این قسمت نریزد.
حاج‌رسولیها تصریح کرد: شرکت آب و فاضلاب استان می‌تواند مشکلاتش را با شورای شهر در میان بگذارد و این یک حق قانونی شرکت آب و فاضلاب است.
وی از مسئولان کشوری خواست تا حداقل سهم 4 درصدی آب استان را به آنان بدهند و بودجه لازم را برای حل این مشکل اختصاص دهند.

زاينده‌رود 15 آبان به آب مي‌رسد
جام جم آنلاين: استاندار اصفهان گفت: از 15 آبان، آب در زاينده‌رود جاري خواهد شد و كشاورزان از غرب تا شرق مي‌توانند براي كشت پاييزه از آب زاينده‌رود بهره‌مند شوند.

به گزارش مهر، عليرضا ذاكر اصفهاني در همايش يك روزه هم‌انديشي زاينده‌رود، خشكسالي، چالش‌ها و راهكارها با اشاره به اين كه بايد از كارشناسان امر جهت جلوگيري از خشكسالي استفاده شود، افزود: بهره‌گيري و جمع‌بندي پيشنهادات علمي درخصوص مديريت خشكسالي با حضور اساتيد دانشگاه‌ها و خبرگان كشاورزي از مهم‌ترين عوامل شكل‌گيري اين جلسه است.

در بخش ديگري از اين جلسه مديركل بحران استانداري اصفهان نيز آب را يكي از بحران‌هاي جدي سال‌هاي اخير در سطح استان دانست و ادامه داد در همين راستا تاكنون نزديك به 300 جلسه كاري با عنوان ستاد مديريت خشكسالي براي مديريت وضعيت خشكسالي تشكيل شده است.

منصور شيشه‌فروش وضعيت جغرافيايي استان را از مهم‌ترين عوامل خشكسالي دانست و ايجاد گازهاي گلخانه‌اي را اصلي‌ترين عامل تغيير وضعيت اقليمي نام برد.

شيشه‌فروش در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اين كه مديريت بحران در استان اصفهان به مديريت ريسك تبديل شده، افزود: 30 هزار گونه جانوري و 10 هزار خانوار عشايري به دليل بروز خشكسالي در استان در معرض تهديد قرار داشتند كه با اجراي اقداماتي به منظور رفع آن تا حدودي اين مشكل برطرف شده است.


وضعيت زاينده رود هر روز بحراني تر مي شود

شنبه 15 مرداد 1390  2:21 AM




رئيس كميسيون حمل ونقل و محيط زيست شوراي اسلامي شهر اصفهان اعلام كرد: يك سوم آب رها شده از سد زاينده رود تا پايين تر از سد نكوآباد كه سهم مردم اصفهان است، غيرمجاز برداشت مي شود.
فتح الله معين در جلسه شوراي اسلامي شهر اصفهان با بيان اين مطلب گفت: وضعيت زاينده رود هر روز بحراني تر مي شود و شهر اصفهان براي ادامه زندگي نيازمند جاري شدن آب زاينده رود است.
وي افزود: امروز يكي از مهم ترين مشكل سازمان پارك ها و فضاي سبز زنده نگه داشتن فضاي سبز شهر است چرا كه به دليل خشكي زاينده رود مجبوريم با صرف هزينه بالا به وسيله تانكر آبياري فضاي سبز را انجام دهيم.
رئيس كميسيون حمل ونقل و محيط زيست شوراي اسلامي شهر اصفهان اضافه كرد: مردم اصفهان سزاوار تحمل اين وضعيت نيستند.



پيامبر (ص): صبر اگر به بيقراري رسيد دعا مستجاب مي شود.

عزيز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!



ahmadfeiz

تداوم خشكسالي و كاهش جريان آب رودخانه زاينده در طول ماههاي اخير، سبب خشك شدن اين رودخانه در محدوده اصفهان شد.

 هم اكنون از مسير 350 كيلومتري زاينده رود از سراب تا پاياب،زاينده رود تنها در مسير 120 كيلومتري پس از خروجي سد زاينده رود جريان دارد و 230 كيلومتر از اين بستر خشك و بي آب است. 
 
چندي قبل عده اي از كارشناسان با توجه به كاهش منابع آب و تداوم چندساله خشكسالي از فصلي شدن رودخانه زاينده رود خبر داده بودند و طي يك دهه گذشته دو بار بستر زاينده رود از شنيدن ترنم آب محروم مانده است. 
 
كاهش 60 درصدي حجم ذخيره سد زاينده رود از يك طرف و كاهش 42 درصدي ورودي آب اين رودخانه در مقايسه با ورودي بلند مدت باعث شده تا خروجي سد به شدت كاهش يافته و جريان زاينده رود به شهر اصفهان نرسد و نصف جهان از ديدار زنده رود محروم شود. 
 
معاون بهره برداري و امور مشتركين شركت آب منطقه اي استان اصفهان در باره وضعيت منابع آب و رودخانه زاينده رود به خبرنگار ايرنا گفت: بر اساس مصوبه ستاد خشكسالي استان بدليل تداوم خشكسالي و كاهش شديد ذخاير و منابع آب استان، حداكثر صرفه جويي در منابع موجود در دستور كار قرار گرفته است. 
 
غلامحسين حيدرپور افزود:بر اساس همين مصوبه تامين آب شرب و صنعت به عنوان اولويت تامين آب استان اتخاذ شده است و به بخش كشاورزي آب تحويل نمي شود. 
 
وي اضافه كرد: آب تحويلي به بخش صنعت نيز به دليل كاهش شديد منابع از 20 تا 30 درصد كاهش مي يابد تا در تامين آب شرب به عنوان اولويت اول مشكلي ايجاد نشود. 
 
حيدرپور يادآور شد:با مديريتي كه سال گذشته بر منابع آب استان اعمال شد علاوه بر حفظ حيات رودخانه، بخشي از آب مورد نياز كشاورزي استان تامين شد اما تداوم خشكسالي و ضعف شديد منابع آب همراه با كاهش سطح آب سفره هاي زيرزميني، اجراي برنامه سال گذشته را در استان امكان پذير نكرد. 
 
وي در باره زاينده رود نيز اظهار داشت: هم اكنون دبي خروجي از سد زاينده رود بين 18 تا 20 متر مكعب در ثانيه است كه اين خروجي با هدف تامين آب بخش صنعت و تامين آب چاه هاي فلمن صورت مي گيرد كه با اين دبي رودخانه از سد زاينده رود تا پايين تر از سد نكوآباد جريان مي يابد، اما به شهر اصفهان نمي رسد. 

کد خبر:86145 -

زیارت امام حسین(ع(
صادره از ناحیه مقدس امام زمان)عج(
معروف به زیارت ناحیه مقدسه

أَلسَّلامُ عَلى ادَمَ صِفْوَةِ اللهِ مِنْ خَلیقَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى شَیْث وَلِىِّ اللهِ وَ خِیَرَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى إِدْریسَ الْقــآئِمِ للهِِ بِحُـجَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى نُوح الْمُجابِ فی دَعْوَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى هُود الْمَمْدُودِ مِنَ اللهِ بِمَعُونَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى صالِـح الَّذی تَـوَّجَهُ اللهُ بِکَرامَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى إِبْراهیمَ الَّذی حَباهُ اللهُ بِخُلَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى إِسْمعیلَ الَّذی فَداهُ اللهُ بِذِبْــح عَظیم مِنْ جَنَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى إِسْحقَ الَّذی جَعَلَ اللهُ النُّبُوَّةَ فی ذُرِّیَّتِهِ ، أَلسَّـلامُ عَلى یَعْقُوبَ الَّذی رَدَّ اللهُ عَلَیْهِ بَصَرَهُ بِرَحْمَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى یُوسُفَ الَّذی نَجّاهُ اللهُ مِنَ الْجُبِّ بِعَظَمَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى مُوسَى الَّذی فَلَقَ اللهُ الْبَحْرَ لَهُ بِقُدْرَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى هارُونَ الَّذی خَصَّهُ اللهُ بِنُبُـوَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى شُعَیْب الَّذی نَصَرَهُ اللهُ عَلى اُمَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى داوُدَ الَّذی تابَ اللهُ عَلَیْهِ مِنْ خَطیـئَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى سُلَیْمانَ الَّذی ذَلَّتْ لَهُ الْجِنُّ بِعِزَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى أَیُّوبَ الَّذی شَفاهُ اللهُ مِنْ عِلَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى یُونُسَ الَّذی أَنْـجَـزَ اللهُ لَهُ مَضْـمُونَ عِدَتِهِ، أَلسَّلامُ عَـلى عُزَیْر الَّذی أَحْیاهُ اللهُ بَعْدَ میتَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى زَکَرِیـَّا الصّـابِرِ فی مِحْنَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى یَحْیَى الَّذی أَزْلَفَهُ اللهُ بِشَهادَتِهِ ،

سلام بر آدم یارِ مخلص خدا از بینِ آفریدگانش ، درود بر شیث ولىّ خدا و بهترینِ بندگانش ، سلام بر ادریس که براى خدا حجّتِ او را بپا داشت ، درود بـر نـوح که دعـایش قرینِ اجابـت بود ، سـلام بر هـود که کمـک و یارىِ خـدا مَـدَدِ او بود، درود بر صـالح که خـداوند تاج کـرامت بر سـرش نهاد ، سـلام بر ابراهـیم که خـدا مقـامِ خُلّـت و رفاقـت رابه او عـطا نمود ، درود بـر اسمـاعیل کـه خـداوند ذبـحى عظـیم از بهشت را فـداىِ او نمود ، سـلام بر اسحـاق که خـداوند پیامبرى را در نسـل او قـرار داد ، درود بر یعـقوب که خـداوند به رحـمت خود بینـائىِ چشـمش را به او بازگـرداند ، سلام بر یوسـف که خـداوند به عظـمتِ خود او را از قعـر چاه رهائى بخشید ، درود بر موسـى که خـداوند به قدرتِ خود دریا را برایـش شـکافت ، سلام بر هـارون که خـداوند پیامبـرى خود را به وى اختـصاص داد ، درود بر شعـیب که خدا او را بر اُمّـتش پیـروز نمود ، سلام بر داوود که خداوند از لغزش او درگذشت ، درود بر سلیمان که بخاطر شوکتش جنّ به فرمان او درآمد ، سلام بر ایّوب که خداوند او را از بیماریش شفا بخشید ، درود بر یونس که خداوند به وعده خود برایش وفا نمود ، سلام بر عُزَیر که خداوند او را پس از مرگش به حیات بازگردانید ، درود بر زکریّا که در رنج و بَلا شکیبا بود ، سلام بر یحیى که خداوند به سبب شهادت مقام و منزلتِ او را بالا برد ،

أَلسَّلامُ عَلى عیسى رُوحِ اللهِ وَ کَلِمَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّد حَبیبِ اللهِ وَ صِفْوَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى أَمیرِالْمُؤْمِنینَ عَلِىِّ بْنِ أَبی طالِب الْمَخْصُوصِ بِاُخُوَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى فاطِمَةَِ الزَّهْرآءِ ابْنَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى أَبی مُحَمَّد الْحَسَنِ وَصِىِّ أَبیهِ وَ خَلیفَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الَّذی سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ أَطاعَ اللهَ فی سِـرِّهِ وَ عَلانِـیَـتِـهِ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّـِفآءَ فی تُرْبَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاِْ جابَـةُ تَحْتَ قُـبَّـتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاَْ ئِـمَّـةُ مِنْ ذُرِّیَّـتِـهِ ، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ خاتَِمِ الاَْ نْبِیآءِ ، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سَیِّدِ الاَْوْصِیآءِ ، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ فاطِمَةَِ الزَّهْرآءِ ، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ خَدیجَةَ الْکُبْرى، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ جَنَّةِ الْـمَـأْوى، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ زَمْـزَمَ وَ الصَّـفا، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوکِ الْخِبآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى خامِسِ أَصْحابِ الْکِسْآءِ، أَلسَّلامُ عَلى غَریبِ الْغُرَبآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى شَهیدِ الشُّهَدآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى قَتیلِ الاَْدْعِیآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ کَرْبَلآءَ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ ذُرِّیَّتُهُ الاَْزْکِیآءُ ، أَلسَّلامُ عَلى یَعْسُوبِ الدّینِ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنازِلِ الْبَراهینِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْئِمَّةِ السّاداتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ، أَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،

درود بر عیسى روح خدا و کلمه او ، سلام بر محمّد محبوبِ خدا و یار مخلص او ، درود بر فرمانرواى مؤمنان على بن ابیطالب ، که برادرىِ رسول خدا به وى اختصاص یافت ، سلام بر فاطمه زهراء دختر رسول الله ، درود بر حسن بن على وصىّ و جانشین پدرش ، سلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود ، سلام بر آن کسى که در نهان و آشکار خدا را اطاعت نمود ، سلام بر آن کسى که خداوند شفا را در خاکِ قبرِ او قرار داد ، سلام بر آن کسى که (محلِّ) اجابتِ دعا در زیرِ بارگاه اوست ، سلام بر آن کسى که امامان از نسل اویند ، سلام بر فرزندِ خاتم پیامبران ، سلام بر فرزند سرور جانشینان ، سلام بر فرزند فاطمه زهراء ، سلام بر فرزند خدیجه کبرى ، سلام بر فرزند سدرة المنتهى ، سلام بر فرزند جنّة المأوى ، سلام بر فرزند زمزم و صفا ، سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد ، سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء ، سلام بر غریبِ غریبان، سلام بر شهیدِ شهیدان ، سلام بر مقتولِ دشمنان ، سلام بر ساکنِ کربلاء ، سلام بر آن کسى که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند ، سلام بر آن کسى که خاندانش پاک و مطهّرند ، سلام بر پیشواى دین ، سلام بر آن جایگاههاى براهین و حُجَجِ الهى ، درود بر آن پیشوایانِ سَروَر، سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده، سلام بر آن لب هاى خشکیده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ، سـلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف ، سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)، سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانیان،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ وَ عَلى ابآئِک َ الطّاهِرینَ، أَلسَّلامُ عَلَیْک َ وَ عَلى أَبْنآئِکَ الْمُسْتَشْهَدینَ، أَلسَّلامُ عَلَیْک َ وَ عَلى ذُرِّیَّتـِک َ النّـاصِرینَ، أَلسَّلامُ عَلَیْک َ وَ عَلَى الْمَلآئِکَةِ الْمُضاجِعینَ، أَلسَّلامُ عَلَى الْقَتیلِ الْمَظْلُومِ، أَلسَّلامُ عَلى أَخیهِ الْمَسْمُومِ ، أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْکَبیرِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضیـعِ الصَّغیرِ، أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْعِتْرَةِ الْقَریبَةِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلینَ فِى الْفَلَواتِ، أَلسَّلامُ عَلَى النّازِحینَ عَنِ الاَْوْطانِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحْتَسِبِ الصّابِرِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَظْلُومِ بِلا ناصِر، أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ التُّرْبَةِ الزّاکِیَةِ، أَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الْقُبَّةِ السّامِیَةِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ طَهَّرَهُ الْجَلیلُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنِ افْتَـخَرَ بِهِ جَبْرَئیلُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ ناغاهُ فِی الْمَهْدِ میکآئیلُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّـتُهُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُریقَ بِالظُّـلْمِ دَمُهُ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَـرَّعِ بِکَأْساتِ الرِّماحِ أَلسَّلامُ عَلَى الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامی بِلا مُعین، أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِیَةِ فِى الْفَلَواتِ، تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّباعُ الضّـارِیاتُ، أَلسَّلامُ عَلَیْک َ یا مَوْلاىَ وَ عَلَى الْمَلآ ئِکَةِ الْمُرَفْرِفینَ حَوْلَ قُبَّتِک َ ، الْحافّینَ بِتُرْبَتِک َ،

سلام برتو (اى حسین بن على) و بر پدرانِ پاک و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهیدت، سلام بر تو و بر خاندانِ یارى دهنده ات (به دین الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن کشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اکبر، سلام بر آن شیر خوارِ کوچـک، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى که نزدیک (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خویش براى خدا) و شکیبا، سلام بر آن مظلومِ بى یاور، سلام بر آن جاى گرفته در خاکِ پاک، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن کسى که ربّ جلیل او را پاک و مطهّر گردانید، سلام بر آن کسى که جبرئیل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن کسى که میکائیل در گهواره با او تکلّم مى نمود، سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد، سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد، سلام برآن کسى که خونش به ظلم ریخته شد، سلام برآنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد، سلام بر آنکه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید، سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید، سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد، سلام بر آنکه اهل قریه ها دفنش نمودند، سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد، سلام بر آن مدافعِ بى یاور، سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاک آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى که در بیابان ها(ىِ کربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى که بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى کِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع کرده اند،

الطّـآئِفینَ بِعَرْصَتِک َ ، الْوارِدینَ لِزِیارَتِک َ ، أَلسَّلامُ عَلَیْک َ فَإِنّی قَصَدْتُ إِلَیْک َ ، وَ رَجَوْتُ الْفَوْزَ لَدَیْک َ، أَلسَّلامُ عَلَیْک َ سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِک َ ، الْمُخْلِصِ فی وَِلایَـتِک َ، الْمُتَقَرِّبِ إِلَى اللهِ بِمَحَبَّـتِک َ ، الْبَرىءِ مِنْ أَعْدآئِـک َ ، سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِک َ مَقْرُوحٌ ، وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِکْرِک َ مَسْفُوحٌ ، سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزینِ ، الْوالِهِ الْمُسْتَکینِ ، سَلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ ، لَوَقاک َ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ ، وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحُتُوفِ ، وَ جاهَدَ بَیْنَ یَدَیْک َ ، وَ نَصَرَک َ عَلى مَنْ بَغى عَلَیْک َ ، وَ فَداک َ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِهِ ، وَ رُوحُهُ لِرُوحِک َ فِدآءٌ ، وَ أَهْلُهُ لاَِهْلِک َ وِقآءٌ ، فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ ، وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِک َ الْمَقْدُورُ ، وَ لَمْ أَکُنْ لِمَنْ حارَبَک َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَک َ الْعَداوَةَ مُناصِباً ، فَلاََ نْدُبَنَّک َ صَباحاً وَ مَسآءً ، وَ لاََبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً ، حَسْرَةً عَلَیْک َ ، وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاک َ وَ تَلَهُّفاً ، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ ، وَ غُصَّةِ الاِکْتِیابِ ، أَشْهَدُ أَ نَّک َ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلوةَ ، وَ اتَیْتَ الزَّکوةَ ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْعُدْوانِ، وَ أَطَعْتَ اللهَ وَ ما عَصَیْتَهُ، وَ تَمَسَّکْتَ بِهِ وَ بِحَبْلِهِ فَأَرْضَیْتَهُ، وَ خَشیتَهُ وَ راقَبْتَهُ وَ اسْتَجَبْتَهُ ، وَ سَنَنْتَ السُّنَنَ ، وَ أَطْفَأْتَ الْفِتَنَ ، وَ دَعَوْتَ إِلَى الرَّشادِ ، وَ أَوْضَحْتَ سُبُلَ السَّدادِ ، وَ جاهَدْتَ فِى اللهِ حَقَّ الْجِهادِ ، وَ کُنْتَ للهِِ طآئِعاً ، وَ لِجَدِّک َ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ تابِعاً ، وَ لِقَوْلِ أَبـیک َ سامِعاً ، وَ إِلى وَصِیَّةِ أَخیک َ مُسارِعاً ، وَ لِعِمادِ الدّینِ رافِعاً ، وَ لِلطُّغْیانِ قامِعاً ، وَ لِلطُّغاةِ مُقـارِعاً ، وَ لِلاُْ مَّةِ ناصِحاً ، وَ فی غَمَراتِ الْمَوْتِ سابِحاً ، وَ لِلْفُسّاقِ مُکافِحاً ، وَ بِحُجَجِ اللهِ قآئِماً ، وَ لِـلاِْسْلامِ وَ الْمُسْلِمینَ راحِماً ،

و در آستانِ تو طواف مى کنند، و براى زیارت تو وارد مى شوند، سلام برتو من به سوى تو رو آورده ام، وبه رستگارى درپیشگاه توامیدبسته ام، سلام برتو سلامِ آن کسى که به حُرمتِ توآشناست، و درولایت ودوستىِ تومُخلص و بى ریا است ، وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و ازدشمنانت بیزاراست، سلام کسیکه قلبش ازمصیبت تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یادتو جارى است، سلام کسیکه دردناک وغمگین وشیفته وفروتن است، سلام کسیکه اگرباتودرکربلاء مى بود، باجانش(دربرابرِ)تیزىِ شمشیرها ازتو محافظت مى نمود،و نیمه جانش رابه خاطرتوبدست مرگ مى سپرد، و دررکاب تو جهاد میکرد، و تورابرعلیه ستمکاران یارى داده،جان وتن ومال وفرزندش رافداى تو مى نمود، وجانش فداى جان تو، وخانواده اش سپربلاىِ اهل بیت تومى بود، اگرچه زمانه مرابه تأخیر انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازیارىِ تو بازداشت، ونبودم تاباآنانکه باتو جنگیدند بجنگم، وباکسانیکه باتواظهاردشمنى کردندخصومت نمایم،(درعوض)صبحوشام برتومویِه میکنم، وبه جاى اشک براى توخون گریه میکنم، ازروى حسرتوتأسّفوافسوس برمصیبت هائى که برتو واردشد،تاجائى که ازفرط اندوهِ مصیبت، وغموغصّه شدّتِ حزن جان سپارم،گواهى میدهم که تو نماز رابپاداشتى، وزکات دادى، وامربه معروف کردى، واز منکر وعداوت نَهى نمودى، واطاعتِ خداکردى ونافرمانىوى ننمودى،وبه خداوریسمان اوچنگ زدى تا وى را راضى نمودى، و از وى درخوف و خشیَت بوده نظاره گر ِاو بودى، واو را اجابت نمودى، وسنّتهاى نیکو بوجود آوردى، وآتشهاى فتنه را خاموش نمودى، ودعوت به هدایت و استقامت کردى، و راههاى صواب و حقّ را روشن وواضح گرداندى، ودرراه خدا بحقّ جهاد نمودى، وفرمانبردارِخداوند، و پیرو جدّت محمّدبن عبدالله بودى، و شنواى کلام پدرت على بودى، و پیشى گیرنده به(انجامِ) سفارش برادرت امام حسن بودى، ورفعت دهنده پایه شرافتِ دین، و خوار وسرکوب کننده طغیان، وکوبنده سرکشان، وخیرخواهو نصیحت گرِاُمّت بودى، درهنگامى که در شدائدِ مرگ دستوپا میزدى ، و مبارزه کننده با فاسقان بودى، وقیام کننده باحُجَج وبراهین الهى ، وترحُّم کننده بر اسلامومسلمین بودى،

وَ لِلْحَقِّ ناصِراً ، وَ عِنْدَ الْبَلآءِ صابِراً ، وَ لِلدّینِ کالِئاً ، وَ عَنْ حَوْزَتِهِ مُرامِیاً ، تَحُوطُ الْهُدى وَ تَنْصُرُهُ ، وَ تَبْسُطُ الْعَدْلَ وَ تَنْشُرُهُ ، وَ تَنْصُرُ الدّینَ وَ تُظْهِرُهُ ، وَ تَکُفُّ الْعابِثَ وَ تَزْجُرُهُ ، وَ تَأْخُذُ لِلدَّنِىِّ مِنَ الشَّریفِ ، وَ تُساوی فِى الْحُکْمِ بَیْنَ الْقَوِىِّ وَ الضَّعیفِ ، کُنْتَ رَبیعَ الاَْیْتامِ ، وَ عِصْمَةَ الاَْ نامِ ، وَ عِزَّ الاِْسْلامِ ، وَ مَعْدِنَ الاَْحْکامِ ، وَ حَلیفَ الاِْنْعامِ ، سالِکاً طَرآئِقَ جَدِّک َ وَ أَبیک َ، مُشْبِهاً فِى الْوَصِیَّةِ لاَِخیـک َ ، وَفِىَّ الذِّمَـمِ ، رَضِىَّ الشِّیَمِ ، ظاهِرَ الْکَرَمِ ، مُتَهَجِّداً فِى الظُّلَمِ ، قَویمَ الطَّرآئِقِ ، کَریمَ الْخَلائِقِ ، عَظیمَ السَّوابِقِ ، شَریفَ النَّسَبِ ، مُنیفَ الْحَسَبِ ، رَفیعَ الرُّتَبِ ، کَثیرَ الْمَناقِبِ ، مَحْمُودَ الضَّرآئِبِ ، جَزیلَ الْمَواهِبِ ، حَلیمٌ رَشیدٌ مُنیبٌ ، جَوادٌ عَلیمٌ شَدیدٌ ، إِمامٌ شَهیدٌ، أَوّاهٌ مُنیبٌ ، حَبیبٌ مَهیبٌ ، کُنْتَ لِلرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَلَداً ، وَ لِلْقُرْءانِ سَنَداً [مُنْقِذاً :خل] وَ لِلاُْ مَّةِ عَضُداً ، وَ فِى الطّاعَةِ مُجْتَهِداً ، حافِظاً لِلْعَهْدِ وَالْمیثاقِ ، ناکِباً عَنْ سُبُلِ الْفُسّاقِ [وَ :خل[ باذِلاً لِلْمَجْهُودِ ، طَویلَ الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ ، زاهِداً فِى الدُّنْیا زُهْدَ الرّاحِلِ عَنْها ، ناظِراً إِلَیْها بِعَیْنِ الْمُسْتَوْحِشینَ مِنْها ، امالُک َ عَنْها مَکْفُوفَةٌ ، وَ هِمَّتُک َ عَنْ زینَتِها مَصْرُوفَةٌ ، وَ أَلْحاظُک َ عَنْ بَهْجَتِها مَطْرُوفَةٌ ، وَ رَغْبَتُک َ فِى الاْخِرَةِ مَعْرُوفَةٌ ، حَتّـى إِذَا الْجَوْرُ مَدَّ باعَهُ ، وَ أَسْفَرَ الظُّلْمُ قِناعَهُ ، وَ دَعَا الْغَىُّ أَتْباعَهُ ، وَ أَنْتَ فی حَرَمِ جَدِّک َ قاطِنٌ ، وَ لِلظّـالِمینَ مُبایِنٌ ، جَلیسُ الْبَیْتِ وَ الْمِحْـرابِ ، مُعْتَزِلٌ عَنِ اللَّـذّاتِ وَ الشَّـهَواتِ ، تُنْکِـرُ الْمُنْکَـرَ بِقَلْبِـک َ وَ لِسانِک َ ، عَلى حَسَبِ طاقَتِـک َ وَ إِمْکانِـک َ ، ثُمَّ اقْتَضاک َ الْعِلْمُ لِـلاِْنْکارِ، وَ لَزِمَک َ [أَلْزَمَک َ :ظ ]أَنْ تُـجـاهِدَ الْـفُجّـارَ ، فَـسِـرْتَ فـی أَوْلادِکَ وَ أَهـالیـک َ ،

یارى گرِ حق بودى، در هنگام بلاء شکیبا و صابر، حافظ و مراقب دین، و مدافع حریم آئین بودى،(طریقِ) هدایت را حفظ نموده یارى مینمودى، عدل و داد را گسترش داده و وسعت مى بخشیدى، دین و آئینِ الهى رایارى نموده آشکارمى نمودى، یاوه گویان را (ازادامه راه) بازداشته جلوگیرى میکردى، حقّ ضعیف را از قوى باز میستاندى، در قضاوت و داورى بین ضعیف و قوى برابر حُکم مینمودى، تو بهار ِسر سبز ِیتیمان بودى، نگاهبان و حافظ مردم بودى، مایه عـزّت و سرافرازى اسلام، معدنِ احکام الهى، هم پیمان نیکى و احسان بودى، پوینده طریقه جدّ و پدرت و در سفارشات و وصایا همسانِ برادرت بودى، وفادار به پیمانها، داراى سجایاىِ پسندیده، و باجود و کَرَمِ آشکار بودى، شب زنده دار (به عبادت) در دلِ شبهاىِ تاریک، معتدل ومیانه رودرروشها،باسجایاواخلاقِ کریمانه،داراى سوابقِ باعظمتوارزشمند، داراى نَسَبِ شریف، وحَسَبِ والا، بادرجات ورتبه هاىِ رفیع وعالى، مناقب وفضائلِ بسیار، سِرِشتهاو طبیعتهاى مورد ستایش، و با عطایا و مواهبِ بزرگ بودى،حلیموصبور،هدایت شده،بازگشت کننده بسوى خدا، باجود و سخاوت ـ دانا ـ توانا و قاطع،پیشواى شهید،بسیارنالانوگریان در پیشگاه خداوند، محبوب و باهیبت بودى، تو براى پیامبر که درودخدابراووآل اوبادفرزند،و براى قرآن پشتوانه[نجات دهنده[،و براى امّتِ اسلام بازوى توانا، ودرطاعتِ حقّ کوشا بودى، توحافظِ عهد وپیمانِ الهى، دورى کننده ازطُرُقِ فاسقان بودى، [و[ توآنچه درتوان داشتى (براى اِعلاءِکلمه حقّ) بذل نمودى، داراى رکوع و سجود طولانى بودى، تو مانند کسیکه ازدنیا رخت برخواهد بست ازآن روگردان بودى، و مانندکسانیکه ازدنیادروحشت وهراس بسر میبرند به آن نگاه میکردى، آرزوهایت از (تعلّق به) دنیا بازداشته شده، وهمّت وکوششت از زیوردنیا رو گردانده بود، دیدگانت ازبهجت و سروردنیابربسته، واشتیاقومِیلَت به آخرت شهره آفاق است، تا آنکه جور و ستم دستِ تعدّى دراز نمود، وظلم وسرکشى نقاب از چهره برکشید ، وضـلالت و گمـراهى پیروان خویش را فرا خواند ، با آنـکه تو در حَرَمِ جدّت متوطّن بودى، و از ستمکاران فاصله گرفته بودى، و مُلازمِ منزل ومحرابِ عبادت بوده، واز لذّتها وشهوات دنیوى کناره گیربودى، وبرحسب طاقت وتَوانَت مُنکَر راباقلب وزبانت انکارمى نمودى، پس ازآن علمودانشت اقتضاى انکارِ آشکارنمود، و برتو لازم گشت [لازم نمود[ بابدکاران رویاروى جهادکنى، بنابراین درمیان فرزندان و خانواده ات،

وَ شیعَـتِک َ وَ مَوالیک َ وَ صَدَعْتَ بِالْحَـقِّ وَ الْبَـیّـِنَـةِ ، وَ دَعَوْتَ إِلَى اللهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَ أَمَرْتَ بِإِقامَةِ الْحُدُودِ ، وَ الطّاعَةِ لِلْمَعْبُودِ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْخَبآئِثِ وَ الطُّـغْیانِ، وَ واجَهُـوک َ بِالظُّـلْمِ وَ الْعُـدْوانِ، فَجاهَدْتَهُمْ بَعْدَ الاْیعازِ لَهُمْ [الاْیعادِ إِلَیْهِمْ : خل] ، وَ تَأْکیدِ الْحُجَّةِ عَلَیْهِمْ ، فَنَکَثُوا ذِمامَک َ وَ بَیْعَتَک َ ، وَ أَسْخَطُوا رَبَّک َ وَ جَدَّ ک َ ، وَ بَدَؤُوک َ بِالْحَرْبِ ، فَثَبَتَّ لِلطَّعْنِ وَالضَّرْبِ ، وَ طَحَنْتَ جُنُودَ الْفُـجّارِ ، وَاقْتَحَمْتَ قَسْطَلَ الْغُبارِ ، مُجالِداً بِذِى الْفَقارِ ، کَأَنَّک َ عَلِىٌّ الْمُخْتارُ ، فَلَمّا رَأَوْک َ ثابِتَ الْجاشِ، غَیْرَ خآئِف وَ لا خاش ، نَصَبُوا لَک َ غَوآئِلَ مَکْرِهِمْ ، وَ قاتَلُوکَ بِکَیْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ، وَ أَمَرَ اللَّعینُ جُنُودَهُ ، فَمَنَعُوک َ الْمآءَ وَ وُرُودَهُ ، وَ ناجَزُوک َ الْقِتالَ ، وَ عاجَلُوک َ النِّزالَ ، وَ رَشَقُوک َ بِالسِّهامِ وَ النِّبالِ ، وَ بَسَطُوا إِلَیْک َ أَکُفَّ الاِصْطِلامِ، وَ لَمْ یَرْعَوْا لَک َ ذِماماً، وَ لاراقَبُوا فیک َ أَثاماً، فی قَتْلِهِمْ أَوْلِیآءَک َ ، وَ نَهْبِهِمْ رِحالَک َ ، وَ أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِى الْهَبَواتِ ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلاَْذِیّاتِ ، قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِک َ مَلآئِکَةُ السَّماواتِ، فَأَحْدَقُوا بِک َ مِنْ کُلّ ِالْجِهاتِ ، وَ أَثْخَنُوک َ بِالْجِراحِ ، وَ حالُوا بَیْنَک َ وَ بَیْنَ الرَّواحِ ، وَ لَمْ یَبْقَ لَک َ ناصِرٌ ، وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِک َ وَ أَوْلادِک َ ، حَتّى نَکَسُوکَ عَنْ جَوادِک َ، فَهَوَیْتَ إِلَى الاَْرْضِ جَریحاً ، تَطَؤُک َ الْخُیُولُ بِحَوافِرِها، وَ تَعْلُوکَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها ، قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبینُک َ ، وَ اخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِباضِ وَ الاِنْبِساطِ شِمالُک َ وَ یَمینُک َ ، تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً إِلى رَحْلِک َ وَ بَیْتِک َ ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِک َ عَنْ وُلْدِک َ وَ أَهالیک َ ، وَ أَسْرَعَ فَرَسُک َ شارِداً ، إِلى خِیامِک َ قاصِداً ، مُحَمْحِماً باکِیاً ، فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیّاً ،

وپیروان ودوستانت روانه شدى، وحقّوبرهان را آشکارنمودى، وباحکمت وپندواندرزِ نیکو (مردم را) بسوىِ خدا فراخواندى، وبه برپادارىِ حدودِ الهى ، و طاعتِ معبود امر نمودى ، و از پلیدى ها و سرکشى نهى فرمودى، ولى آنهابه ستم ودشمنى رویاروىِ تو قرار گرفتند، پس تو نیزباآنان به جهاد برخاستى پس ازآنکه(حقّ را)به آنان گوشزد نمودى [آنها رابه عـذابِ الهى تهدید نمودى]، و حجّت را بر آنها مؤکّد فرمودى، ولى عهد و پیمان وبیعت تو را شکستند،و پروردگار تو جدّت را بخشم آوردند و با تو ستیز آغازیدند، پس توبه جهت زدوخورد و پیکار استوار شدى، ولشکریان فاجر راخورد و آسیا نمودى، ودرگَرد وغُبار ِنبرد فرو رفتى، وچنان با ذوالفقار جنگیدى، که گویا علىّ مرتضى هستى، پس چون تورابا قلبى مطمئن، بدون ترس وهراس یافتند،شرورِمکروحیله شان رابرتوبرافراشتندوازدرِنیـرنگ وفسادباتو قتال نمودند، وآن ملعون لشکریانش رافرمان داد، تاتورا ازآبواستفاده آن منع نمودند،وباتوقتال نمودند، وبه جنگومبارزه باتوشتافتند، وتیرهاوخدنگهابسوى توپرتاب نمودند، وبراى استیصال وناچار نمودن تو دست دراز کردند، و حُرمتى براى تومراعات نکردند، وازهیچ گناهى درموردتوخوددارى ننمودند، چه درکشتن آنهادوستانت را، و چه درغارت اثاثیه خیمه هایت، (بارى)تودرگَرد وغُبارهاى جنگ پیش تاختى، وآزارواذیّتهاى فراوانى تحمّل نمودى، آنچنانکه فرشتگانِ آسمانها ازصبر و شکیبائى توبه شگفت آمدند،پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تورا به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و راه خلاص ورفتن برتو بستند، تاآنکه هیچ یاورى برایت نماند، ولى توحسابگر(عمل خویش براى خدا)و صبوربودى، اززنان وفرزندانت دفاع وحمایت مینمودى، تاآنکه تورااز اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمین سقوط کردى، درحالیکه اسبها تورابا سُم هاى خویش کوبیدند،وسرکشان باشمشیرهاى تیزِشان برفرازت شدند، پیشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود ، پس گوشـه نظرى به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندى، در حالیکه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خویش مشـغول بودى ، اسبِ سوارى ات با حال نفرت شتافت ، شیـهه کشان و گریـان، بجانبِ خیمه ها رو نمود ، پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پاى تو را خوار و زبون بدیدند،

وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات ، وَ بِالْعَویلِ داعِیات ، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلى مَصْرَعِک َ مُبادِرات، وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ، وَ مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِک َ ، قابِضٌ عَلى شَیْبَتِک َ بِیَدِهِ ، ذابِـحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ ، قَدْ سَکَنَتْ حَوآسُّک َ، وَ خَفِیَتْ أَنْفاسُک َ ، وَ رُفِـعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُک َ ، وَ سُبِىَ أَهْلُک َ کَالْعَبیدِ ، وَ صُفِّدُوا فِى الْحَدیدِ ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِیّاتِ ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ، یُساقُونَ فِى الْبَراری وَالْفَلَواتِ ، أَیْدیهِمْ مَغلُولَةٌ إِلَى الاَْعْناقِ ، یُطافُ بِهِمْ فِى الاَْسْواقِ ، فَالْوَیْلُ لِلْعُصاةِ الْفُسّاقِ ، لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِک َ الاِْسْلامَ ، وَ عَطَّلُوا الصَّلوةَ وَ الصِّیامَ ، وَ نَقَضُوا السُّنَنَ وَ الاَْحْکامَ، وَ هَدَمُوا قَواعِدَ الاْیمانِ، وَ حَرَّفُوا ایاتِ الْقُرْءانِ ، وَ هَمْلَجُوا فِى الْبَغْىِ وَالْعُدْوانِ ، لَقَدْ أَصْبَحَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِوَ الِهِ مَوْتُوراً ، وَ عادَ کِتابُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَهْجُوراً ، وَ غُودِرَ الْحَقُّ إِذْ قُهِرْتَ مَقْهُوراً ، وَ فُقِدَ بِفَقْدِکَ التَّکْبیرُ وَالتَّهْلیلُ ، وَالتَّحْریمُ وَالتَّحْلیلُ ، وَالتَّنْزیلُ وَالتَّأْویلُ ، وَ ظَهَرَ بَعْدَکَ التَّغْییرُ وَالتَّبْدیلُ ، وَ الاِْلْحادُ وَالتَّعْطیلُ ، وَ الاَْهْوآءُ وَ الاَْضالیلُ ، وَ الْفِتَنُ وَ الاَْباطیلُ، فَقامَ ناعیک َ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّک َ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ، فَنَعاک َ إِلَیْهِ بِالدَّمْعِ الْهَطُولِ ، قآئِلا یا رَسُولَ اللهِ قُتِلَ سِبْطُک َ وَ فَتاک َ ، وَ اسْتُبیحَ أَهْلُک َ وَ حِماک َ ، وَ سُبِیَتْ بَعْدَک َ ذَراریک َ ، وَ وَقَعَ الْمَحْذُورُ بِعِتْرَتِک َ وَ ذَویک َ ، فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ ، وَ بَکى قَلْبُهُ الْمَهُولُ ، وَ عَزّاهُ بِک َ الْمَلآئِکَةُ وَ الاَْنْبِیآءُ، وَ فُجِعَتْ بِک َ اُمُّک َ الزَّهْرآءُ، وَ اخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلآئِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، تُعَزّی أَباک َ أَمیرَالْـمُـؤْمِنینَ ، وَ اُقیمَتْ لَک َ الْمَـاتِمُ فی أَعْلا عِلِّیّینَ ،

و زینِ تورابراو واژگونه یافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خیمه) خارج شدند،درحالیکه گیسوان برگونه هاپراکنده نمودند، بر صورت ها طپانچه مى زدندو نقاب ازچهره هاافکنده بودند، وبصداى بلندشیون میزدند،وازاوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند،وبه سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند، درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته،وشمشیرخویش رابرگلـویت سیراب مینمود، بادستى مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد،(وبادست دیگر)باتیغِ آخته اش سراز بدنت جدامى کرد، تمامِ اعضاوحواسّت ازحرکت ایستاد، نَفَسهاىِ مبارکت درسینه پنهان شد ،وسرِمقدّست برنیزه بالارفت، اهلوعیالت چون بردِگان به اسیرى رفتند، ودرغُل وزنجیرآهنین برفرازجهازِشتران دربندشدند، گرماى (آفتابِ) نیمروز چهره هاشان مى سوزاند ، درصحراها وبیابانها کشیده میشدند، دستانشان به گَردَنهازنجیرشده،درمیان بازارها گردانده میشدند،اىواى براین سرکشان گناهکار!،چه اینکه باکُشتنِ تواسلام را کُشتند، ونمازوروزه(خدا)رابدون یاوررهانمودند،وسُنّتهاواحکام(دین) راازبین برده شکستند، و پایه هاىِ ایمان را منهدم نمودند، و آیاتِ قرآن را تحریف کرده، در (وادىِ)جنایت وعداوت پیش تاختند، براستى رسولِ خدا «که درودخدابراو وآل اوباد» (با شهادتِ تو) تنهاماند!(یامظلومواقع شد)، وکتاب خداوندِعزّوجلّ مَتروک گردید، وآنگاه که تومقهورومغلوب گشتى، حقّ وحقیقت موردِخیانت واقع شد، وبه فقدانِ توتکبیرِخداوکلمه توحید، حراموحلالِ دین، وتنزیل وتأویلِ قرآن جملگى ازبین رفت، و پس ازتو تغییروتبدیلِ (احکام)، کفرو اِلحاد وبى سرپرستىِ دین، هوىوهوس هاوگمراهیها، فتنه هاوباطلهاجملگى (برصفحه روزگار) ظاهرشد، پس پیکِ مرگ نزدِ قبرِجدّت رسول خدا «که رحمتِ بى پایانِ خداوندى براووآلِ اوباد» ایستاد، وبااشکِ ریزان خبرِمرگِ تورابهوى داد، واینگونه گفت که: اى رسولِ خدا! دخترزاده جوانمردت شهید شد، خاندان وحَریمَت مُباح گردید، پس ازتو فرزندانت به اسیرى رفتند، و وقایع ناگوارى به عترت وخانواده اتواردشد، پس(از شنیدنِ این خبر) رسول خدا مضطرب وپریشان گردید، و قلبِ هراسناکَش بگریست، وفرشتگان وانبیاء (بخاطـر مصیبتِ تو) او راتسلـیت وتعـزیت گفـتند، و مادرت زهـراء (ازانـدوهِ مصیبـتِ تو) دردنـاک شد ، و دستـه هاىِ ملائکه مقـرّبین در آمد و شد بودند، پـدرت امیرمؤمنـان راتعزیت میگفتند، مجالسِ ماتم وسوگوارى براىِ تو در اعلاعلیّین برپا شد،

وَ لَطَمَتْ عَلَیْک َ الْحُورُ الْعینُ، وَ بَکَتِ السَّمآءُ وَ سُکّانُها، وَ الْجِنانُ وَ خُزّانُها ، وَ الْهِضابُ وَ أَقْطارُها، وَ الْبِحارُ وَ حیتانُها، [وَ مَکَّةُ وَ بُنْیانُها، :خل [وَ الْجِنانُ وَ وِلْدانُها ، وَ الْبَیْتُ وَ الْمَقامُ، وَ الْمَشْعَرُ الْحَرامُ، وَ الْحِـلُّ وَ الاِْحْرامُ ، أَللّـهُمَّ فَبِحُرْمَةِ هذَا الْمَکانِ الْمُنیفِ ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، وَاحْشُرْنی فی زُمْرَتِهِمْ، وَ أَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِشَفاعَتِهِمْ، أَللّهُمَّ إِنّی أَتَوَسَّلُ إِلَیْک َ یا أَسْرَعَ الْحاسِبینَ ، وَ یاأَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ ، وَ یاأَحْکَمَ الْحاکِمینَ، بِمُحَمَّدخاتَِمِ النَّبِیّینَ ، رَسُولِک َ إِلَى الْعالَمینَ أَجْمَعینَ ، وَ بِأَخیهِ وَابْنِ عَمِّهِ الاَْنْزَعِ الْبَطینِ ، الْعالِمِ الْمَکینِ ، عَلِىّ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ بِفاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعـالَمینَ ، وَ بِالْحَسَنِ الزَّکِىِّ عِصْمَةِ الْمُتَّقینَ ، وَ بِأَبی عَبْدِاللهِ الْحُسَیْنِ أَکْرَمِ الْمُسْتَشْهَدینَ ، وَ بِأَوْلادِهِ الْمَقْتُولینَ ، وَ بِعِتْرَتِهِ الْمَظْلُومینَ ، وَ بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعابِدینَ ، وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ قِبْلَةِ الاَْوّابینَ ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد أَصْدَقِ الصّادِقینَ ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَر مُظْهِرِ الْبَراهینِ ، وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى ناصِرِالدّینِ، وَ مُحَمَّدِبْنِ عَلِىّ قُدْوَةِ الْمُهْتَدینَ، وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد أَزْهَدِ الزّاهِدینَ ، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ وارِثِ الْمُسْتَخْلَفینَ، وَالْحُجَّةِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعینَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدوَالِ مُحَمَّدالصّادِقینَ الاَْبَرّینَ ، الِ طه وَ یس ، وَ أَنْ تَجْعَلَنی فِى الْقِیامَةِ مِنَ الاْمِنینَ الْمُطْمَئِنّینَ، الْفآئِزینَ الْفَرِحینَ الْمُسْتَبْشِرینَ، أَللّهُمَّ اکْتُبْنی فِى الْمُسْلِمینَ، وَ أَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ ، وَاجْعَلْ لی لِسانَ صِدْق فِى الاْخِرینَ ، وَانْصُرْنی عَلَى الْباغینَ،وَاکْفِنی کَیْدَ الْحاسِدینَ ، وَاصْرِفْ عَنّی مَکْرَ الْماکِرینَ ، وَاقْبِضْ عَنّی أَیْدِىَ الظّالِمینَ ، وَاجْمَعْ بَیْنی وَ بَیْنَ السّادَةِ الْمَیامینِ فی أَعْلا عِلِّیّینَ،

و حورالعین به جهت تو به سر و صورت زدند، (در عزاىِ تو) آسمان و ساکنانش، بهشت ها و نگـهبانانش، کوه ها و کوهپایه ها، دریا ها و ماهیانش، [شهرمکّه و پایه هایش]، فردوس ها و جوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام ، و حلّ و حَرَم جملـگى گریستند، بار خدایا! به حُرمتِ این مکـانِ رفـیع ، بر محمّد و آلِ او رحـمت فرست ، و مرا در زمره آنان محـشور فرما، و به شفـاعت و وساطتِ آنها مرا داخلِ بهشت گردان ، بار خدایا! من به تو توسّل مى جویم اى سریعـترینِ حسابگران ، و اِى بخشـنده ترینِ کَـریمان ، و اِى فرمانـرواى حـاکمان، به (حقِّ) محمّد آخرینِ پیامبران، و فرستاده تو بسوىِ تمامِ جهان ها، و به (حقِّ) برادرش و پسرعمویش آن بلند پیشانىِ میان پُر ، آن دانشمندِ عالى مرتبه ، یعنى علىّ فرمانـرواىِ مؤمنان ، و به (حقِّ) فاطمه سـروَرِ بانوانِ جهانیان ، و به (حقِّ) حسـنِ مجتـبى که پاک و مبرّا و پناهگـاه مُتّقین اسـت ، و به (حقِّ) أبی عبدالله الحسین گـرامیترینِ شهداء ، و به (حقِّ) فرزنـدانِ مقتولش ، و خانـواده مظـلومش، و به (حقّ) على بن الحسـین زیورِ عابدان ، و به محمّد بن علـى قبـله توبه کنندگان ، و جعفر بن محمّد راستگـوترینِ صادقان ، و موسى بن جعفر آشکار کننده دلائل و براهین ، و على بن موسى یاورِ دین ، و محمّد بن على اُسوه و الگوىِ هدایت شونـدگان ، و على بن محمّد زاهـدترینِ پارسایان ، و حسـن بن على وارثِ جانشینان ، و حُجّتِ خدا بر تمامِ آفریدگان ، اینکه درود فرستى بر محـمّد و آلِ او، آن راستـگویانِ نیـکوکار ، هـمان آلِ طه و یس ، و اینکه مرا در قیامت از کسانى قرار دهى که (از عذابِ تو) ایمن و با آرامشِ خاطر و رستگار و مسرور و بشارت یافـته اند ، بارخدایا! (نامِ) مـرا در زُمـره مسلـمین نگاشته ، و مرا به صالـحین ملـحق فرما ، و نامِ مرا بر زبان اُمّتهاى آتیه نیکو قرار ده ، و مـرا بر علـیه ظالمین یارى ده ، و از مکرِ حسـودان حفـظ فرما ، و (نیـز) حیله حیـله گران را از من برگـردان ، و دست ستمـکاران را از مـن (دور) نگهدار، و بینِ من و آن سـرورانِ با میمنت در اعلاعلیّین جمع بفرما،

مَعَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَدآءِ وَالصّالِحینَ، بِرَحْمَتِک َ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ، أَللّهُمَّ إِنّی اُقْسِمُ عَلَیْک َ بِنَبِیِّک َ الْمَعْصُومِ، وَ بِحُکْمِک َ الْمَحْتُومِ، وَنَهْیِک َ الْمَکْتُومِ ، وَ بِهذَا الْقَبْرِ الْمَلْمُومِ ، الْمُوَسَّدِ فی کَنَفِهِ الاِْمامُ الْمَعْصُومُ، الْمَقْتُولُ الْـمَظْلُومُ، أَنْ تَکْشِفَ ما بی مِنَ الْغُمُومِ ، وَ تَصْرِفَ عَنّی شَرَّ الْقَدَرِ الْمَحْتُومِ، وَ تُجیرَنی مِنَ النّارِ ذاتِ السَّمُومِ، أَللّــهُمَّ جَلِّلْنی بِنِعْمَتِک َ، وَ رَضِّنی بِقَسْمِک َ ، وَ تَغَمَّدْنی بِجُودِک َ وَ کَرَمِک َ ، وَ باعِدْنی مِنْ مَکْرِک َ وَ نِقْمَتِک َ ، أَللّهُمَّ اعْصِمْنی مِنَ الزَّلَلِ ، وَ سدِّدْنی فِى الْقَوْلِ وَالْعَمَلِ ، وَافْسَحْ لی فی مُدَّةِ الاَْجَلِ ، وَ أَعْفِنی مِنَ الاَْوْجاعِ وَالْعِلَلِ، وَ بَلِّغْنی بِمَوالِىَّ وَ بِفَضْلِک َ أَفْضَلَ الاَْمَلِ ، أَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَاقْبَلْ تَوْبَتی ، وَارْحَمْ عَبْرَتی ، وَ أَقِلْنی عَثْرَتی ، وَ نَفِّسْ کُرْبَتی ، وَاغْفِرْلی خَطیئَتی، وَ أَصْلِـحْ لی فی ذُرِّیَّتی، أَللّـهُمَّ لاتَدَعْ لی فی هذَاالْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ ، وَالْمَحَلِّ الْمُـکَرَّمِ ذَنْباً إِلاّ غَفَرْتَهُ، وَ لاعَیْباً إِلاّ سَتَرْتَهُ، وَ لاغَمّاً إِلاّ کَشَفْتَهُ، وَ لارِزْقاً إِلاّ بَسَطْتَهُ، وَ لاجاهاً إلاّ عَمَرْتَهُ، وَ لافَساداً إِلاّ أَصْلَحْتَهُ ، وَ لاأَمَلا إِلاّ بَلَّغْتَهُ ، وَ لادُعآءً إِلاّ أَجَبْتَهُ ، وَ لامَضیقاً إِلاّ فَرَّجْتَهُ ، وَ لاشَمْلا إِلاّ جَمَعْتَهُ ، وَ لاأَمْراً إِلاّ أَتْمَمْتَهُ ، وَ لامالا إِلاّ کَثَّرْتَهُ ، وَ لاخُلْقاً إِلاّ حَسَّنْتَهُ ، وَ لاإِنْفاقاً إِلاّ أَخْلَفْتَهُ ، وَ لاحالا إِلاّ عَمَرْتَهُ ، وَ لاحَسُوداً إِلاّ قَمَعْتَهُ ، وَ لاعَدُوّاً إِلاّ أَرْدَیْتَهُ ، وَ لاشَرّاً إِلاّ کَفَیْتَهُ ، وَ لامَرَضاً إِلاّ شَفَیْتَهُ ، وَ لابَعیداً إِلاّ أَدْنَیْتَهُ ، وَ لاشَعَثاً إِلاّ لَمَمْتَهُ ، وَ لا سُؤالا [سُؤْلا :ظ [إِلاّ أَعْطَیْتَهُ ، أَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک َ خَیْرَ الْعاجِلَةِ ، وَ ثَوابَ الاْجِلَةِ ، أَللّهُمَّ أَغْنِنی بِحَلالِک َ عَنِ الْحَرامِ، وَ بِفَضْلِک َ عَنْ جَمیعِ الاَْنامِ ، أَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک َ عِلْماً نافِعاً ،

همراه باکسانیکه برآنها اِنعام فرمودى یعنى پیامبران، وراستگویانِ درعملوگفتاروشهداء و نیکویان، به رحمتت اى مهربانترینِ مهربانان، بارخدایا! تورا سوگند میدهم به حقّ پیامبرِ معصومت، و به حقّ حُکمِ حتمى و قطعى ات، و به حقّ نهىِ پنهانى ات ، و بحقّ این آرامگاهى که (مردم از هرطرف به جهت زیارت) بر او گِرد مى آیند، واین امامِ معصومِ مقتولِ مظلوم در جانبِ آن تکیه زده، اینکه غم و غصّه ها را از من برطرف فرمائى، و شُرورِ قضا و قَدَرِ حتمى را از من برگردانى، و مرا از آتش(عذابت) که داراى بادهاى سوزان است پناه دهى (و نگاهدارى)، بارخدایا! مرا با نعمت خود بپوشان (یا بزرگ گردان)، و به عطایاى خود راضى وخوشحال فرما، وبه جود و کَرَمَت مرا بپوشان، و از مکر و انتقام خود دورَم ساز، بارخدایا مرا از لغزش و خطا حفظ فرما، و در گفتاروکردار به راه صحیح هدایتم فرما، و در مدّت زندگى ام وسعت ده، و مرا از دردها و بیماریها عافیت بخش، ومرابه موالىوسرورانم برسانوبه فضل(وکَرَمِ) خویش مرابه بالاترینِ آرزوها نائل فرما، بارخدایا برمحمّد و آلِ او رحمت فرست و توبه مرا قبول فرما، و بر اشکِ چشمم ترحّم نما، و لغزش مرا چشم پوشى فرما، و حُزن واندوه مرا زائل کن، و گناهم را برمن ببخشاى، و خاندان و نسلِ مرا برایم اصلاح فرما، بارخدایا در این مشهدِوالامقام و در این محلّ گرامى، برایم وامَگُذار گناهى را مگرآنکه ببخشى، و نه عیبى را مگر آنکه مستورنمائى، و نه غم وغصّه اى را مگربرطرف فرمائى، و نه رزقى را مگر گسترش دهى ، ونه قدر و منزلتى را مگر باقى بدارى، ونه فسادى را مگر اصـلاح فـرمائى، ونه آرزوئى را مگرنائل کنى، ونه دعائى را مگر اجابت فرمائى، ونه تنگنائى را مگر بگشائى، ونه امور مُتشتّتى را مگر جمع و برقرار نمائى، ونه امرى را مگر تمام فرمائى، ونه مالى را مگر فراوانى بخشى، ونه خُلق وصفتى را مگرنیکوگردانى، ونه انفاقى را مگرجایگزین فرمائى، ونه حالى را مگر آباد فرمائى، ونه حسودى را مگر ذلیل نمائى، ونه دشمنى را مگر هلاک گردانى، ونه شرّى را مگر منع فرمائى، ونه بیماریى رامگرشفابخشى، ونه(امرِ)دورى را مگر نزدیک فرمائى(ودردسترسم قراردهى)، ونه تفرّقواختلالى رامگرجمع (و اصلاح)نمائى، ونه خواهشى [خواسته اى] را مگر عطا فرمائى، بارخدایا! من از تودرخواست میکنم خیرِ دنیا و ثوابِ آخرت را، بارخدایا! مرا به سبب حلالت از حرام مستغنى کن، وبه فضل و احسانـت از جمیع خلق بى نیاز فرما، بارخدایا! از تو درخواست میکنم دانشى مفید،

وَ قَلْباً خاشِعاً ، وَ یَقیناً شافِیاً ، وَ عَمَلا زاکِیاً ، وَ صَبْراً جَمیلا، وَ أَجْراً جَزیلا ، أَللّهُمَّ ارْزُقْنی شُکْرَ نِعْمَتِک َ عَلَىَّ ، وَ زِدْ فی إِحْسانِک َ وَ کَرَمِک َ إِلَىَّ ، وَاجْعَلْ قَوْلی فِى النّاسِ مَسْمُوعاً ، وَ عَمَلی عِنْدَک َ مَرْفُوعاً ، وَ أَثَری فِى الْخَیْراتِ مَتْبُوعاً ، وَ عَدُوّی مَقْمُوعاً ، أَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّدالاَْخْیارِ ، فی اناءِ اللَّیْلِ وَ أَطْرافِ النَّهارِ ، وَاکْفِنی شَرَّ الاَْشْرارِ ، وَ طَهِّرْنی مِنَ الــذُّنُوبِ وَ الاَْوْزارِ ، وَ أَجِرْنی مِنَ النّـارِ ، وَ أَحِلَّنی دارَالْقَرارِ ، وَ اغْفِرْلی وَ لِجَمیعِ إِخْوانی فیک َ وَ أَخَواتِىَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ ، بِرَحْمَتِک َ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

پس از تمام شدن زیارت ، رو به قبله کن و دو رکعت نماز بجاى آور به این ترتیب که در رکعت اول بعد از حمد سوره انبیاء ، و در رکعت دوم بعد از حمد سوره حشر را بخوان و آنگاه در قنوت نماز بگو:

لاإِلهَ إِلاَّ اللهُ الْحَلیمُ الْکَریمُ ، لاإِلهَ إِلاَّاللهُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ ، لاإِلهَ إِلاَّاللهُ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ الاَْرَضینَ السَّبْعِ، وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ ، خِلافاً لاَِعْدآئِهِ، وَ تَکْذیباً لِمَنْ عَدَلَ بِهِ ، وَ إِقْراراً لِرُبُوبِیَّتِهِ ، وَ خُضُوعاً لِعِزَّتِهِ ، الاَْوَّلُ بِغَیْرِ أَوَّل ، وَالاْخِرُ إِلى غَیْرِ اخِر، الظّـاهِرُ عَلى کُلِّ شَىْء بِقُدْرَتِهِ ، الْباطِنُ دُونَ کُلِّ شَىْء بِعِلْمِهِ وَ لُطْفِهِ ، لا تَقِفُ الْعُقُولُ عَلى کُنْهِ عَظَمَتِهِ، وَ لاتُدْرِکُ الاَْوْهامُ حَقیقَةَ ماهِیَّتِهِ ، وَ لاتَتَصَوَّرُ الاَْنْفُسُ مَعانِىَ کَیْفِیَّتِهِ، مُطَّلِعاً عَلَى الضَّمآئِرِ ، عارِفاً بِالسَّرآئِرِ ، یَعْلَمُ خآئِنَةَ الاَْعْیُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُورُ ، أَللّهُمَّ إِنّی اُشْهِدُک َ عَلى تَصْدیقی رَسُولَک َ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَ إیمانی بِهِ،

قلبى خاشع، یقینى سلامت بخش ، عملى صالح و پاک ، صبرى زیبا ، و اجرى عظیم را ، بارالها! شکر نعمتت برمن را روزیَم کن ، و احسان و کَرَمَت برمن زیاد فرما ، و گفته مرا درمیان مردم شنوده نما ، و عمل مرا به نزد خویش بالا بَر،و سنّت باقیمانده مرا در امورِ خیر مورد پیروى قرارده ، و دشمنم را خوار و ذلیل گردان، بارخدایا! بر محمّدوآلِ او که نیکانند، درتمامى لحظات شبانه روز رحمت فرست، و مرا از شرّ بَدان محفوظ بدار، و از (کثافاتِ) گناهان و سنگینىِ وِزر و وَبال پاک و مبرّا گردان، واز آتش (عذابت) پناهم ده، و در سراى جاوید واردفرما، و(گناهانِ) مرا و تمامى خواهران و برادران مؤمنِ مرا ببخشاى، به رحمتت اى مهربانترین مهربانان.

[ترجمه دعائى که در قنوت نماز خوانده مى شود:]

هیچ معبودى جز خداوندِ شکیبا و کریم نیست، هیچ خدائى جز خداوندِ بزرگوار و عظیم نیست، هیچ معبودى نیست جز خداوندى که پروردگارِ آسمانها و زمینهاى هفتگانه و موجوداتى که در آنها و میان آنهاست مى باشد، (به این توحید معتقدم) برخلاف دشمنانِ حقّ، و به جهت تکذیب کسانى که به خداوند شرک ورزیدند، و(به این توحیدمعتقدم) بخاطر اعتراف نمودن به ربوبیّت او، و خضوع و خشوع درمقابل عزّت و شرافت وى، (اوست خدائى که) اوّل است بدون اوّل، و آخر است تا بى نهایت، به قدرتش برتمام اشیاء غلبه نموده، و به دانش و لطف و مرحمتش در هرچیز نفوذ کرده، عقول بشرى برحقیقتِ بزرگى او مطّلع نخواهدشد، و اوهام و خیالات کنهِ ذات اورا درک نمى کند، ومعانىِ کیفیّتِ اورا هیچ ذهنى تصوّر نمى تواندکرد، (اوست) مطّلع وآگاه بر باطنِ اشخاص، و آشنا به تمام امورِ پنهان، خیانت چشمها و پنهانى دلها را خبردارد، بارخدایا! تورا گواه میگیرم که رسولت «صلَّى الله علیه و آله» را تصدیق مى کنم و به او ایمان دارم،

وَ عِلْمی بِمَنْزِلَتِهِ ، وَ إِنّی أَشْهَدُ أَنَّهُ النَّبِىُّ الَّذی نَطَقَتِ الْحِکْمَةُ بِفَضْلِهِ ، وَ بَشَّرَتِ الاَْ نْبِیآءُ بِهِ، وَ دَعَتْ إِلَى الاِْقْرارِ بِما جآءَ بِهِ، وَ حَثَّتْ عَلى تَصْدیقِهِ، بِقَوْلِهِ تَعالى: «اَلَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِى التَّوْریةِ وَ الاِْنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهیهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِـلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الاَْغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ» ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد رَسُولِک َ إِلَى الثَّقَلَیْنِ ، وَ سَیِّدِ الاَْنْبِیآءِ الْمُصْطَفَیْنَ ، وَ عَلى أَخیهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ ، اللَّذَیْنِ لَمْ یُشْرِکا بِک َ طَرْفَةَ عَیْن أَبَداً ، وَ عَلى فاطِمَةَِ الزَّهْرآءِ سَیِّدةِ نِسآءِ الْعالَمینَ ، وَ عَلى سَیِّدَىْ شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ، صَلاةً خالِدَةَ الدَّوامِ ، عَدَدَ قَطْرِ الرِّهامِ ، وَ زِنَةَ الْجِبالِ وَ الاْکامِ ، ما أَوْرَقَ السَّلامُ، وَ اخْتَلَفَ الضِّیآءُ وَ الظَّلامُ، وَ عَلى الِهِ الطّاهِرینَ، الاَْئِمَّةِ الْمُهْتَدینَ، الذّآئِدینَ عَنِ الدّینِ ، عَلِىّ وَ مُحَمَّد وَ جَعْفَر وَ مُوسى وَ عَلِىّ وَ مُحَمَّد وَ عَلِىّ وَالْحَسَنِ وَ الْحُجَّةِ الْقَوّامِ بِالْقِسْطِ ، وَ سُلالَةِ السِّبْطِ ، أَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک َ بِحَقِّ هذَا الاِْمامِ فَرَجاً قَریباً ، وَ صَبْراً جَمیلا ، وَ نَصْراً عَزیزاً ، وَ غِنىً عَنِ الْخَلْقِ ، وَ ثَباتاً فِى الْهُدى ، وَ التَّوْفیقَ لِما تُحِبُّ وَ تَرْضى ، وَ رِزْقاً واسِعاً حَلالا طَیِّباً ، مَریئاً دارّاً سآئِغاً ، فاضِلا مُفَضَِّلا صَبّاً صَبّاً ، مِنْ غَیْرِ کَدّ وَ لا نَکَد ، وَ لا مِنَّة مِنْ أَحَد ، وَ عافِیَةً مِنْ کُلِّ بَلآء وَ سُقْم وَ مَـرَض ، وَ الشُّکْرَ عَلَى الْعافِیَةِ وَ النَّعْمآءِ ، وَ إِذا جآءَ الْمَوْتُ فَاقْبِضْنا عَلى أَحْسَنِ ما یَکُونُ لَک َ طاعَةً ، عَلى ما أَمَرْتَنا مُحافِظـینَ حَتّى تُؤَدِّیَنا إِلى جَنّـاتِ النَّعیمِ ، بِرَحْمَتِک َ یا أَرْحَمَ الرّاحِـمینَ ، أَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَـــمَّد ، وَ أَوْحِـشْنـی مِنَ الـدُّنْیا وَ انِسْـــنی بِالاْخِـــرَةِ ،

و آگاه به قدر و منزلتِ اویم، و براستى شهادت میدهم که اوست پیامبرى که حکمت به فضیلت و برترىِ او سخن راند، و تمامى پیامبران(گذشته) بشارتِ(آمدنِ) اورا دادند، و (مردم را) به گرویدنِ به دین او دعوت نمودند، و برتصدیقِ او برانگیختند، چنانچه خودت در قرآن میفرمائى: «(او پیامبرى است) که نام وى را در تورات و انجیلِ خودشان نگاشته مى یابند، او آنها را به نیکوئى امر مى کند و از زشتى نهى مى فرماید، نعمتهاى پاک و طیّب را برایشان حلال و خبائث و پلیدیها را بر آنها حرام و ممنوع میگرداند، و سنگینى و مشقّت هائى که در ادیان سابق چون زنجیر برگردن آنها بود همه را برمیدارد»، پس درود فرست بر محمّد فرستاده ات به سوى جنّ و انس، و سَروَرِ پیامبرانِ برگزیده، و بر برادرش و پسرعمویش، آنانى که هیچگاه به قدرِ چشم برهم زدنى به تو شرک نورزیدند، و برفاطمه زهراء سَروَرِ تمامى زنان جهانیان، و بر دو آقاى جوانان اهل بهشت یعنى حسن و حسین، درودى جاویدان و همیشگى، بعدد قطرات بارانها، و همگونِ کوهها و تپه ها، تا آن زمان که درخت «سلام» برگ میدهد، و روشنى و تاریکىِ شبانه روز در رفت و آمدند، و برخاندانِ طاهرِ حسین، آن پیشوایان هدایت یافته، آنها که از حریم دین و آئین دفاع نمودند، یعنى على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن و حضرت حجّت، آنکه عدل و داد را برپا میدارد و فرزندِ دخترزاده پیامبر است، بارخدایا! از تو درخواست میکنم بحقِّ این امامِ بزرگوار، گشایشى نزدیک را، و صبرى نیکو را، و پیروزى اى توأم با عزّت را، و بى نیازى از خلایق را، و دوام و استمرار در طریـقِ هدایت را، و توفیق را بر آنچه تو دوست دارى و رضایت تو در آنست ، و روزى اى را که وسیع و حلال و پاک، و گوارا و ریزان و خوشگوار، فراوان و برتر و پى درپى باشد، بدون هیچ زحمت و مشقّتى، و خالى از هرگونه منّتى از اَحَدى، و (نیز درخواست میکنم) تندرستى از هر بلاء و ناخوشى و بیمارى را، و شکرگزارى بر هرعافیت و نعمتى را، و هنگامى که مرگ ما فرارسید بر نیکوترین حالِ طاعت ما را قبض روح فرمائى، و در حالتى که نگاهبانِ دستورات تو باشیم، تا آنکه ما را به بهشت هاى پُرنعمت برسانى، به رحمتت اى مهربانترینِ مهربانان ، بارخدایا! بر محمّد و آل او رحمت فرست، و مرا از دنیا در وحشت و هراس قرار ده و به آخرت انیس فرما،

فَإِنَّهُ لایُوحِشُ مِنَ الدُّنْیا إِلاّ خَوْفُک َ ، وَ لایُؤْنِسُ بِالاْخِرَةِ إِلاّ رَجآ ؤُک َ ، أَللّهُمَّ لَک َ الْحُجَّةُ لاعَلَیْک َ ، وَ إِلَیْک َ الْمُشْتَکى لامِنْک َ ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِهِ وَ أَعِنّی عَلى نَفْسِىَ الظّالِمَةِ الْعاصِیَةِ، وَ شَهْوَتِىَ الْغالِبَةِ، وَاخْتِمْ لی بِالْعافِیَةِ، أَللّـهُمَّ إِنَّ اسْتِغْفاری إِیّاک َ وَ أَنَا مُصِرٌّ عَلى مانَهَیْتَ قِلَّةُ حَیآء، وَ تَرْکِىَ الاِسْتِغْفارَ مَعَ عِلْمی بِسَِعَةِ حِلْمِک َتَضْییـعٌ لِحَقِّ الرَّجآءِ، أَللّـهُمَّ إِنَّ ذُنُوبی تُؤْیِسُنی أَنْ أَرْجُوَک َ، وَ إِنَّ عِلْمی بِسَِعَةِ رَحْمَتِک َ یَمْنَعُنی أَنْ أَخْشاک َ ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد ، وَ صَدِّقْ رَجآئی لَک َ ، وَ کَذِّبْ خَوْفی مِنْک َ، وَ کُنْ لی عِنْدَ أَحْسَنِ ظَنّی بِک َ یا أَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ ، أَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَ أَیِّدْنی بِالْعِصْمَةِ ، وَ أَنْطِقْ لِسانی بِالْحِکْمَةِ ، وَ اجْعَلْنی مِمَّنْ یَنْدَمُ عَلى ما ضَیَّعَهُ فی أَمْسِهِ ، وَ لایَغْـبَنُ حَظَّهُ فی یَوْمِهِ ، وَ لا یَهُمُّ لِرِزْقِ غَدِهِ ، أَللّهُمَّ إِنَّ الْغَنِىَّ مَنِ اسْتَغْنى بِک َ وَ افْتَقَرَ إِلَیْک َ ، وَ الْفَقیرَ مَنِ اسْتَغْنى بِخَلْقِک َ عَنْک َ ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد ، وَ أَغْنِنی عَنْ خَلْقِک َ بِک َ ، وَ اجْعَلْنی مِمَّنْ لا یَبْسُطُ کَفّاً إِلاّ إِلَیْک َ ، أَللّـهُمَّ إِنَّ الشَّقِىَّ مَنْ قَنَطَ وَ أَمامَهُ التَّوْبَـةُ وَ وَرآءَهُ الرَّحْمَـةُ ، وَ إِنْ کُنْتُ ضَعیفَ الْعَمَلِ فَإِ نّی فی رَحْمَتِک َ قَوِىُّ الاَْمَلِ ، فَهَبْ لی ضَعْفَ عَمَلی لِقُوَّةِ أَمَلی ، أَللّـهُمَّ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنْ ما فی عِبادِک َ مَنْ هُوَ أَقْسى قَلْباً مِنّی وَ أَعْظَمُ مِنّی ذَنْباً ، فَإِ نّی أَعْلَمُ أَنَّهُ لامَوْلى أَعْظَمُ مِنْک َ طَوْلا ، وَ أَوْسَعُ رَحْمَةً وَ عَفْواً، فَیامَنْ هُوَ أَوْحَدُ فی رَحْمَتِهِ، إِغْفِرْ لِمَنْ لَیْسَ بِأَوْحَدَ فی خَطیئَتِهِ، أَللّـهُمَّ إِنَّک َ أَمَرْتَنا فَعَصَیْنا، وَ نَهَیْتَ فَمَا انْتَهَیْنا، وَ ذَکَّرْتَ فَتَناسَیْنا ، وَ بَصَّرْتَ فَتَعامَیْنا، وَ حَذَّرْتَ فَتَعَدَّیْنا ، وَ ما کانَ ذلِک َ جَزآءَ إِحْسانِک َ إِلَیْنا ،

چراکه فقط خوف تو از دنیا وحشت زا است، و فقط امید و دلبندى بتو به آخرت انس بخش است، بارالها! حجّت و دلیل باتوست نه بر علیه تو، و شکایت و گلایه باید به سوى تو باشد نه از تو، پس بر محمّد و آل او درود فرست و مرا برعلیه نفس ستمکار و سرکش خویش، و برشهوت غالبِ خودم یارى فرما، و پایان کارم رابا عافیت قرارده، بارخدایا! این کم حیائىِ من است که (ازطرفى) درِخانه تو استغفار میکنم و (از طرف دیگر) بر مناهىِ تو پافشارى میورزم، چنانچه اگر استغفار نکنم با اینکه وسعت حلمِ تو را آگاهم، این تباه نمودنِ حقِّ امیدوارى است، بارالها! (کثرت) گناهانم مرا از امیدوارى به تو مأیوس میکند، و آگاهیم به وسعتِ رحمتِ تو مرا از ترس و هراسِ از تو بازمیدارد، پس بر محمّد و آلش رحمت فرما، و امید و دلبندىِ مرا بخودت پابرجا نما، و ترس و وحشتِ مرا از خودت تکذیب فرما، و براى من آنچنان باش که به تو حُسنِ ظنّ دارم، اى بخشنده ترینِ کریمان، بارخدایا! برمحمّد و آل او درود فرست و مرا به حفظ (ازگناه) مؤیَّد فرما، و زبانم را به حکمت گویا فرما، و مرا از کسانى قرارده که بر تباهى هاى گذشته خویش نادِم و پشیمانند، و بهره خویش را اکنون ناقص و ضایع نکنند، و اهتمام بر روزى فرداىِ خود ننمایند، بارالها! غنىّ آن کسى است که به سبب تو بى نیازى جوید و به سوى تو محتاج باشد، و فقیر و درمانده کسى است که از تو (روگردان شده) به جانب مخلوقت بى نیازى طلبد، پس رحمت نما بر محمّد و آل او، و مرا از خَلقِ خودت به سبب خودت بى نیاز فرما، و مرا چنان قرارده که هیچگاه دستى جز بسوى تو دراز نکنم، بارالها! بدبخت کسى است که با اینکه توبه و بازگشت فراراهِ او و رحمت تو پشتیبانِ اوست ناامید شود، اگرچه عملِ من ضعیف و سُست است لکن امیدِ رحمتِ تو در من قوىّ است، پس ضعف عملِ مرا در قبال قوّت امیدم، برمن ببخشاى، بارخدایا! اگرتو چنان دانى که درمیان بندگانت از من سنگدل تر و پرگناه تر نیست، (درعوض) من هم به یقین میدانم که هیچ مولا و سرپرستى فضل و عطایش از تو بیشتر نیست، و رحمت و عفوش از تو وسیع تر نیست، پس اى کسى که در رحمت و مهربانى یگانه اى، ببخشاى کسى را که در جُرم و گناهش تنها و یگانه نیست، بارخدایا! تو مارا امرفرمودى و ما سرپیچى نمودیم، و ما را بازداشتى ولى ما دست برنداشتیم، ما را یادآورى فرمودى ولى ما خود را به فراموشى زدیم ، مارا بینا فرمودى و ما خودرا به کورى زدیم، تو مارا تهدید نمودى ولى ما از حدّ گذراندیم، (آرى!) این در مقابل احسان تو برما پاداش نیکوئى نبود،

وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِما أَعْلَنّا وَ أَخْفَیْنا ، وَ أَخْبَرُ بِما نَأْتی وَ ما أَتَیْنا ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَ لاتُؤاخِذْنا بِما أَخْطَأْنا وَ نَسینا ، وَ هَبْ لَنا حُقُوقَک َ لَدَیْنا ، وَ أَتِمَّ إِحْسانَک َ إِلَیْنا، وَ أَسْبِلْ رَحْمَتَک َ عَلَیْنا، أَللّهُمَّ إِنّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِهذَا الصِّدّیقِ الاِْمامِ، وَ نَسْئَلُکَ بِالْحَقِّ الَّذی جَعَلْتَةُ لَهُ وَ لِجَدِّهِ رَسُولِک َ وَ لاَِبَوَیْهِ عَلِىّ وَ فاطِمَـةَ ، أَهْلِ بَیْتِ الرَّحْمَةِ ، إِدْرارَ الرِّزْقِ الَّذی بِهِ قِوامُ حَیاتِنا، وَ صَلاحُ أَحْوالِ عِیالِنا، فَأَنْتَ الْکَریمُ الَّذی تُعْطی مِنْ سَِعَة، وَ تَمْنَعُ مِنْ قُدْرَة، وَ نَحْنُ نَسْئَلُک َ مِنَ الرِّزْقِ مایَکُونُ صَلاحاً لِلـدُّنْیا، وَ بَلاغاً لِلاْخِرَةِ ، أَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، وَ اغْفِرْلَنا وَ لِوالِدَیْنا، وَ لِجَمیعِ الْمُـؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، وَ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ ، الاَْحْیاءِ مِنْهُمْ وَالاَْمْواتِ، وَ اتِنا فِى الدُّنْیاحَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ.

پس از تمام شدن قنوت ، رکوع و سجود و تشهّد و سلام نماز را انجام ده ، پس چون تسبیح حضرت فاطمه زهراء(س) را خواندى ، دو طرف صورت را بر خاک بگذار و چهل مرتبه این تسبیحات را بگو:

سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ لاإِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ أَکْبَرُ.

پس از تمام شدن تسبیحات ، دعا کن و از خدا بخواه که تو را از گناهان نگهدارد و از عذاب خود نجات دهد و ببخشد و توفیق عمل نیک کرامت فرماید و اعمال تو را قبول نماید. سپس خود را به ضریح بچسبان و ببوس و بگو:

زادَ اللهُ فی شَرَفِکُمْ ، وَالسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

سپس براى خود و والدین خود و هرکس که خواهى دعا کن.

لیک تو به آنچه ما آشکار و پنهان نمودیم داناترى، و به اعمالى که بجا آورده و مى آوریم آگاه ترى، پس رحمت فرما بر محمّد و آلش و مارا برخطاها و فراموشى هامان مؤاخذه نفرما، و حقوق تو را (که ضایع نمودیم) برما ببخشا، و احسان و کَرَم خویش برما تمام فرما، و پرده رحمتت برما افکن، بارخدایا! ما به تو توسّل میجوئیم به سبب این امام راستگو، و از تو درخواست میکنیم به آن حقّ و حُرمَتى که براى او و جدِّ او رسول خودت و براى پدر و مادر او على و فاطمه که اهل بیتِ رحمتند قراردادى، اینکه روزى خودت را که قوام زندگى ما به آن وابسته است، و نظام احوال عیال ما در گرو آنست ، برما پیاپى فرو ریزى، چرا که توئى آن کریمى که از خزانه وسیعت عطا میکنى، و با قدرت و توانِ خویش (آنکه را بخواهى) محروم میکنى، و ما از تو رزقى را خواهانیم که براى دنیاى ما موجب صلاح، و براى آخرت ما رسا و مایه کفاف باشد، بارخدایا! برمحمّد و آلش رحمت فرست، و ببخشاى ما و والدین مارا، و جمیع مؤمنین و مؤمنات را، و تمام مسلمین و مسلمات را، چه آنان که در قید حیات اند و چه آنها که درگذشته اند، و در دنیا و آخرت به ما حسنه عطا فرما و ما را از عذاب آتش (دوزخ) حفظ فرما.

[ترجمه تسبیحات:]

خداوند را تسبیح و تمجید مینمایم ، و تمامى ستایشها براى خدا است ، و هیچ معبودى جزالله نیست،وخداوند ازهمه موجودات بزرگ تراست (از آنکه توصیف شود).

[ترجمه جمله اى که بعد از نماز گفته مى شود:]

خداوند در عزّت و شرفِ شما (اهل بیت) بیفزاید ، و درود و رحمت و برکاتِ خداوند بر شما باد.

                           محرم و عاشورا

* محرم ماهي است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قيام كرده ، و به اثبات رسانده است كه در طول تاريخ ، هميشه حق بر باطل پيروز شده است.


* محرم ماهي است كه به وسيله سيد مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ،  و از توطئه عناصر فاسد و رژيم بني اميه،  كه اسلام را تا  لب پرتگاه برده بودند ، رهايي بخشيد.


* اين خون سيد الشهدا است كه خونهاي همه ملت هاي اسلامي را به جوش مي آورد .

* ماه محرم براي مذهب تشيّع ماهي است كه پيروزي، در متن فداكاري و خون به دست آمده است.


* محرم ماه نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياي خداست، كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد، وراه فناي ظالم و شكستن ستمكار را به فدايي دادن و فدايي شدن  دانست. واين خود سرلوحۀ تعليمات اسلام است براي ملتها تا آخر دهر.


* با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد.ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد.ماهي كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمكاران و حكومتهاي شيطاني زد. ماهي كه به نسل ها در طول تاريخ ، راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت.ماهي كه شكست ابر قدرتها را در مقابل كلمه حق، به ثبت رساند.ماهي كه امام مسلمين ، راه مبارزه با ستمكاران تاريخ را به ما آموخت.


* سيد الشهدا را كشتند، اسلام ترقي اش بيشتر شد.


* سيدالشهدا _سلام الله عليه_ با همه اصحاب و عشيره اش قتل عام شدند،لكن مكتبشان را جلو بردند.


* شهادت حضرت سيدالشهدا مكتب را زنده كرد .


* زنده نگه داشتن عاشورا ، يك مسأله بسيار مهم سياسي _ عبادي است.


* انقلاب اسلامي ايران ، پرتويي از عاشورا و انقلاب عظيم الهي آن است.


* كربلا كاخ ستمگري را با خون در هم كوبيد ، و كربلاي ما كاخ سلطنت شيطاني را فرو ريخت.


* كربلا را زنده نگه داريد و نام مبارك حضرت سيد الشهدا را زنده نگه داريد ، كه با زنده  بودن او اسلام زنده  نگه داشته مي شود.


* مسأله كربلا ، كه خودش در رأس مسائل سياسي هست ، بايد زنده بماند.


* ملت بزرگ ما بايد خاطره عاشورا را، با موازين اسلامي ، هر چه شكوهمندتر حفظ نمايد.


* اين محرم را زند ه نگه داريد؛ ما هر چه داريم از اين محرم است.


* محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است.


* تمام اين وحدت كلمه اي كه مبدأ پيروزي ما شد ، براي خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگواري و اين  مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد.


* مجالس بزرگداشت سيد مظلومان و سرور آزادگان ، كه مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل،و عدل بر ظلم، وامانت بر خيانت، و حكومت اسلامي بر حكومت طاغوت است ، هر چه با شكوه تر و فشرده تر بر پا شود ، و بيرق هاي خونين عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم و ظالم ، هر چه بيشتر افراشته شود.

 

* ماه محرم ماهي است كه مردم آماده اند براي شنيدن مطالب حق.


* گريه كردن بر عزاي امام حسين ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همين معنا كه يك جمعيت كمي در مقابل يك امپراطوري بزرگ ايستاد ، دستور است.


* بايد سينه زدن هم محتوا داشته باشد.


* عاشورا روز عزاي عمومي ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جديد اسلام و مسلمانان است.

تورم نقطه به نقطه ارديبشهت ماه سال جاري نيز از سوي بانك مركزي 21.2 درصد و از سوي مركز آمار 26 درصد اعلام شده است.
ايسنا: مركز آمار ايران براي اولين بار گزارش‌هاي اعلام نشده‌اش درباره نرخ تورم را منتشر كرد.

در حالي كه تاكنون تنها بانك مركزي به عنوان متولي اصلي نرخ تورم اين عدد را به صورت ماهانه اعلام مي‌كرد، مركز آمار ايران نيز به گفته‌ رييس آن نرخ تورم را ماهانه محاسبه مي‌كرد اما آن را فقط به نهادهاي مسوول ارائه مي‌داد با اين وجود براي نخستين بار مستندات مربوط به نرم تورم 12 ماهه سال گذشته و دو ماه ابتدايي سال جاري را منتشر كرده است.

بر اين اساس از فروردين سال گذشته تا آبان ماه همان سال نرخ تورم محاسبه شده توسط مركز آمار ايران نسبت به عدد اعلامي از سوي بانك مركزي كمتر است.

از آذر 89 نرخ تورم محاسبه شده توسط مركز آمار ايران بيش از عدد اعلامي توسط بانك مركزي بوده است و براساس آخرين برآورد اگرچه نرخ تورم اعلام شده توسط بانك مركزي براي فروردين ماه سال جاري 13.2 درصد برآورد شده اما عدد اعلام شده از سوي مركز‌ آمار 15.3 درصد است.

همچنين نرخ تورم اعلام شده براي ارديبهشت ماه توسط مركز آمار ايران 16.7 درصد است در حالي كه بانك مركزي رقم متناظر آن را 14.2 درصد اعلام كرده است. تورم نقطه به نقطه ارديبشهت ماه سال جاري نيز از سوي بانك مركزي 21.2 درصد و از سوي مركز آمار 26 درصد اعلام شده است.

شاخص بهاي کالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران را بانك مركزي بر اساس سال پايه 100=1383 (359 قلم کالا و خدمت) اعلام مي‌كند در حالي كه در گزارش مركز آمار شاخص كل بر مبناي 100=1381 محاسبه شده است.

جزييات بيشتري از گزارش شاخص قيمت‌ كالاها و خدمات مصرفي خانوارهاي شهري كشور كه مركز آمار ايران از سال 1386 تا دو ماهه 1390 اعلام كرده به زودي منتشر مي‌شود.

آفتاب: براساس نتایج به دست آمده از سرشماری ملی سال 1385، جمعیت كشور 70 میلیون و 472 هزار و 846 نفر اعلام شد، این میزان در سال 75 حدود 60 میلیون و 55 هزار و 488 نفر بوده و بدین ترتیب سالانه یك میلیون نفر به جمعیت كشور اضافه شده است. این مطلب را رییس مركز آمار ایران عصر چهار شنبه در بیان نتایج سرشماری سال 85 اعلام کرد و افزود: نرخ رشد جمعیت در دهه 75، 96/1 درصد بوده كه در دهه 85 به 61/1 درصد رسیده است، بدین ترتیب نرخ رشد جمعیت نسبت به دهه گذشته 35/0 درصد كاهش یافته است. 

محمد مدد، كم جمعیت ترین استان كشور در سال 75 را ایلام با 475 هزار نفر عنوان كرد و افزود: كم جمعیت‌ترین استان كشور در سال 85 نیز ایلام با 545 هزار نفر بوده است. از سوی دیگر پرجمعیت‌ترین استان كشور در سال‌های 75 و 85 استان تهران به ترتیب با 10 میلیون و 343 هزار نفر و 13 میلیون و 413 هزار نفر جمعیت بوده است. بدین ترتیب در مدت 10 سال گذشته سه میلیون نفر به جمعیت تهران افزوده شده است.

مدد جمعیت شهری كشور را 48 میلیون و 245 هزار و 75 نفر عنوان كرد و افزود: این جمعیت در سال 75، 36 میلیون و817 هزار و 789 نفر بوده است. در عین حال مشخص شد جمعیت روستایی در سال 85، 22 میلیون و 227 هزار و 771 نفر است این جمعیت در سال 75، 23 میلیون و 237 هزار و 699 نفر بود. كاهش جمعیت روستایی به این معناست كه روستاییان طی 10 سال گذشته به شهر‌ها مهاجرت كرده‌اند یا تعدادی روستا به شهر تبدیل شده‌اند.

به گفته او، بعد خانوار در سال75 به میزان 8/4 بود كه در سال 85 به 03/4 كاهش یافته است. این آمار بدان معنی است كه میزان جمعیت در یك خانوار كاهش یافته است.

رییس مركز آمار ایران تعداد خانوار‌های كشور را در سال 85 ، 17 میلیون و 495 هزار و 646 خانوار عنوان كرد و افزود: تعداد خانوار‌ها در سال 75 به 12 میلیون و 398 هزار و 235 خانوار بوده است. از سوی دیگر 15 میلیون و 972 هزار و 61 واحد مسكونی در سال 85 در كشور وجود دارد كه تعداد آن‌ها در سال 75، 10 میلیون و 770 هزار و 112 واحد بوده است. نسبت خانوار به واحد مسكونی در سال 85، 09/1 و در سال 75، 15/1 بوده است.

او نرخ باسوادی در سال 75 را 51/79 درصد و در سال 85 61/84 درصد از كل جمعیت عنوان كرد و گفت: بدین ترتیب وضعیت باسوادی نسبت به گذشته پنج درصد افزایش یافته است. از سوی دیگر هرم سنی در سال 75 نشان می‌دهد كه بیشترین جمعیت كشور را افراد 10 تا 14 ساله با 9 میلیون نفر تشكیل داده‌اند كه در سال 85 نیز بیشترین جمعیت را افراد 20 تا 24 ساله با همان میزان تشكیل داده‌اند.

مدد اضافه كرد: برای انجام سرشماری سال 1390 باید مطالعات به صورت مجدد انجام شود.

به گفته او، در طول سال‌های 75 تا 85 مصرف انرژی در كشور از سمت نفت و گازوئیل به سمت گاز طبیعی و برق سوق یافته است؛ به طوری كه مصرف گاز طبیعی 18/66 درصد كل انرژی بوده است.

وی ادامه داد: از رسانه‌ها خواستارم كه در مصاحبه‌های خود از مسوولان سندیت آمار ارائه شده را خواستار شوند.

در ادامه علی زاهدیان، معاون طرح‌های آماری مركز آمار ایران نیز از كاهش نرخ مشاركت اقتصادی خبر داد و گفت: افزایش جمعیت غیر فعال به دو دلیل افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها و افزایش تعداد زنان خانوار رخ داده است كه باعث كاهش نرخ مشاركت اقتصادی در كشور شده است.
کد مطلب : 61024

مرکز آمار ایران با اشاره به نزدیک شدن به روزهای پایانی دریافت اطلاعات اقتصادی خانوارها ، از خانوارهایی که تاکنون موفق به ارائه اطلاعات اقتصادی خود به سامانه اینترنتی مرکز آمار نشده اند خواست درفرصت باقی مانده تا دهم خرداد اطلاعات اقتصادی خود را به این مرکز ارسال کنند.
 

به گزارش واحد مرکزی خبر، مرکز آمار ایران با اشاره به اینکه از آغاز دور جدید دریافت اطلاعات اقتصادی خانوارها ( 20 اردیبهشت ) تا کنون حدود 850 خانوار از سراسر کشور اطلاعات اقتصادی خود را به مرکز آمار ایران ارسال کردند، اعلام کرد: یک چهارم آنها در استان تهران ساکن هستند.

مرکز آمار ایران با تاکید براینکه ارسال اطلاعات به سامانه مرکز آمار صرفاً اینترنتی است از هموطنانی که تاکنون به هر علت موفق به ارائه اطلاعات اقتصادی خود به مرکز آمار ایران نشدند خواست با مراجعه به سامانه اینترنتی این مرکز به نشانی yaraneh.amar.org.ir اطلاعات اقتصادی خود را ارسال کنند.

مرکز آمار ایران همچنین با اشاره به بیشترین پرسشهای هموطنان درباره طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها نکاتی را به این شرح اعلام کرد :

* این دوره صرفا برای ورود اطلاعات خانوارهایی است که در سال 87 پرسشنامه های اطلاعات اقتصادی را پر نکرده اند بنا براین افرادی که چه به عنوان سرپرست خانوار و یا عضوی از خانوار نام وی به مرکز آمار ایران ارسال شده است نیازی به نام نویسی مجدد آنها نیست و سامانه رایانه ای ، این اجازه را نیز به آنها نمی دهد.

* خانوارهایی که اطلاعات اقتصادی و درآمدی آنها تغییر کرده یا با تولد فرزند ، فوت ، ازدواج یا طلاق و اضافه یا کم شدن افراد تحت تکفل ترکیب خانوار آنها تغییر یافته است باید در زمان اصلاح اطلاعات که تیر ماه اعلام شده است اقدام و از مراجعه به سامانه مرکز آمار تا دهم خرداد پرهیز کنند .

* کد رهگیری که در سال 87 و هنگام ارائه پرسشنامه های اطلاعات اقتصادی به خانوارها داده شده و رمز عبوری که در دوره جدید ارسال اینترنتی اطلاعات به مرکز آمار ایران تعریف شده است ، کلید خانوارها در دسترسی به اطلاعات خود و هرگونه ارتباط با مرکز آمار در این باره محسوب می شود و باید شهروندان دقت در حفظ و نگهداری آن را فراموش نکنند.

* خانوارهایی که کد رهگیری خود را فراموش یا گم کرده اند تیر ماه و هنگام اصلاح اطلاعات اقتصادی خانوارها سازکاردریافت ان اعلام می شود و این افراد نیز نباید تا دهم خرداد به سامانه مرکز آمار مراجعه کنند.

*دسترسی و ورود به سامانه جمع آوری اطلاعات مرکز آمار ایران صرفاً از شبکه اینترنت ملی امکان پذیر است بنا بر این اشخاص حقیقی و حقوقی که به طور مستقیم از شبکه جهانی اینترنت استفاده می‌کنند (همانند اینترنت موجود در اکثر دستگاه‌ها و ادارات) و یا در خارج از کشور ، نمی‌توانند وارد این سامانه شوند اما امکان ورود به سامانه از طریق اینترنت منازل ،‌ دفاتر خدمات مخابراتی و کافی نت ها فراهم است .

* مرکز آمار بیشترین حجم مراجعه به سامانه جمع آوری اطلاعات این مرکز را در ساعات 9 تا 15 اعلام کرد و از شهروندان خواست حتی المقدور صبح زود و ساعات پایانی شب به سامانه مراجعه کنند.

* بنابر اعلام سخنگوی طرح تحول اقتصادی خوشه بندی فعلا منتفی است و به همین علت افرادی که به خوشه بندی خود اعتراض دارند نیازی به مراجعه و پیگیری ندارند.

* اطلاعات خانواده‌های نیروهای مسلح را ستاد کل نیروهای مسلح ارائه کرده است و نیازی به مراجعه این خانوارها و نام نویسی آنها در سامانه جمع آوری اطلاعات اقتصادی نیست.

با اجرای دور جدید جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها تاکنون در مجموع اطلاعات اقتصادی حدود 18 میلیون خانوار به مرکز آمار ایران ارسال شده است.

مديريت امورمالياتى                                      بخش ثبتى                               بخشدارى مركزى اصفهان

         2012                                                     20

 

 محدوده 142

 دهستان برآن جنوبى

 روستاهاى زيار - پيله‏وران - ازيران – هرمزآباد  - لیان - روران - کروه - چم - اندلان - كلارتان - ازوار - بركان – شیدان  - زغمار- هرمدان –اندلان – رحیم آباد و سایر روستاهاى دهستان براآن جنوبی

 برجاده اصلى                                                                                              6000  ریال

 1- بر خيابانهاى 12 متر عرض و بالاتر                                                                4000    ريال

 2- برخيابانهاى 8 متر عرض تاكمتر از 12 متر                                                       2500   ريال

 3- بقيه املاك مسكونى                                                                                  1200   ريال

                                          الف - برجاده اصلى تا عمق 250 متر                        2000   ريال

 4- اراضى تبديل شده توليدى     ب - از عمق 250 متر تا 500 متر                             1000  ريال

                                            ج - از عمق 500 متر به بالا                                   600   ريال

 5- اراضى مزروعى و باير                                                                                  600   ريال

 6- اراضى ملى و موات                                                                                    250   ريال

  

وضيحات : ضمناً در مورد اراضى كه داراى اشجار (مثمره يا غيرمثمره) كه در هريك جريب (معادل هزار مترمربع) تعداد چهل (40) اصله درخت موجود باشد مبلغ 10% به قيمت زمين زراعتى محدوده فوق اضافه مى‏گردد.

 

 جاده اصلى : عبارتست از جاده‏اى كه داراى خدمات نظير برق - آسفالت گرم باشد.

 

فعالیت های انجام شده در سال 1388-1389در شرکت تعاونی تولید روستایی  اندلان

فعالیت های عمرانی:

1-انجام تعمیرات اساسی چاههای آب شرکت ،تعمیر کامل پمپ،کندن تونل حدود 25 متر وافزایش عمق

 فعالیت های شرکت های خدمات مشاوره ای فنی : 

1.       تمدید مجوز شرکت خدمات مشاوره ای برای دومین سال متوالی وبکار گیری 6نفر کارشناس در این زمینه

2.       تمدید عضویت در سازمان نظام مهندسی

3.       تمدید پروانه اشتغال شرکت

4.    انجام کلیه خدمات امور دام اعم از کارگزاری بیمه دام  ،  انجام قرارداد امور دام جهت بهسازی ونوسازی واحدهای دامی روستایی ،نقشه کشی ونظارت بر اموربهسازی،جیره نویسی،برگزاری کلاسهای آموزشی وترویجی ،توزیع خوراک دام ونهاده های کشاورزی  ،صدور پروانه های مربوط به دامداریها 

5.       انعقاد قراداد ترویج با مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان اصفهان واطلاع رسانی به کشاورزان با دعوت از کارشناسان خبره در این زمینه

6.       انعقاد قراداد خشکسالی وافزایش اطلاعات کشاورزان در زمینه راههای مقابله با خشکسالی

7.       انجام وصدور مجوزهای دام وگلخانه وانجام Gps

 امور زراعت:

1.       انجام بیمه محصولات وپیگیری به جهت وصول غرامت های محصولات کشاورزی از نظر خشکسالی ودفاع از حق وحقوق کشاورزان 

2.       فروش کلیه نهاده های کشاورزی از جمله نهاده های دولتی وکودهای یارانه د ار وجذب کلیه سهمیه

3.       پرداخت یارانه های گندم

4.       انجام زراعت های خود شرکت به شکل کاملا مکانیزه

5.       انجام خدمات واجاره دادن ادوات کشاورزی به کشاورزان منطقه

6.       انجام بوجاری گندم

7.       سمپاشی مزارع

 امور تسطیح لیزری:

1.        انجام برنامه های تسطیح لیزری تا حدود 160هکتار

2.       انجام نقشه برداری از اراضی کشاورزان بدون دریافت هزینه

امور  سرمایه گذاری:

1.     سرمایه گذاری در شرکت توسعه تعاونیهای تولید

2.     سرمایه گذاری در صندوق حمایت از توسعه بخش کشاورزی

امور مالی:

1.       نظم بخشی اجمالی بر امور حسابداری ودریافت و پرداخت ها

2.       اجاره مرغداری 10000قطعه ای شرکت

3.       اجاره واحدهای مسکونی شرکت

   عمده فعالیت های شرکت تعاونی تولید روستایی اندلان:

 توزیع نهاده های کشاورزی (کود –بذر )،توزیع بذر،کاشت حدود 6هکتار از اراضی شرکت،انجام نهرکنی سمپاشی بوجاری و...جهت رفاه حال کشاورزان،نظارت مداوم بر اراضی تحت پوشش شرکت توسط کارشناسان خبره و شخص مدیر عامل ،صدور پروانه های دامداری وگلخانه  ونوشتن طرحهای توجیهی در این زمینه ،جیره نویسی ونظارت بر اجرای وانجام صحیح اصول تغذیه در دامداریها،نظارت بر بهسازی واحدهای دامداری ونقشه کشی ،آموزش روشهای صحیح شیردوشی به صورت بازدید گروهی وبازدید دامداران از کارخانه شیر میعاد ،انجام بیمه محصولات وتمرکزبیمه دام در این شرکت ،برگزاری مداوم کلاسهای آموزشی وترویجی جهت افزایش سطح آگاهی دامداران وکشاورزان منطقه  ،ایجاد مزارع نمایشی وکشت ارقام جدید گندم ومقایسه با ارقام مرسوم 

 منابع آبی روستا در سال زراعی 88-87

   1. کانال آبرسانی که اراضی تحت پوشش کانال آبی 1000هکتار می باشد

   2. چاه های آب که حدود 500هکتار از اراضی را تحت پوشش دارد وشامل 5 حلقه چاه عمیق،35 حلقه چاه نیمه عمیق،65 حلقه چاه سطحی می باشد که در حال حاضر تقریبا همگی خشک هستند .

   مشخصات خاک روستا و سطح زیر کشت سال زراعی 88-87

    خاک روستای اندلان 5/7 درصد رسی شنی،خیلی عمیق ،با رنگ قهوه ای مایل به قرمز و 5/5 درصد آهکی و روستای حاجی آباد 28درصد قهوه ای زرد  دارای  قلیایی نسبتا بالا  و  3/13 درصد با رنگ قهوه ای با شوری زیاد 10/1درصد خاکهای شور  است.

 

 

متوسط عملکرد

نوع محصول زیر کشت

در سال زراعی88-87

در سال های پر بارش

3500کیلوگرم

5000کیلوگرم

گندم

300کیلوگرم

4000کیلوگرم

جو

20000کیلوگرم

60000کیلوگرم

ذرت علوفه ای

کشت نشد

3000کیلوگرم

ذرت دانه ای

کشت نشد

3200کیلوگرم

کلزا

9600کیلوگرم

12600کیلوگرم

یونجه

کشت نشد

2400کیلوگرم

آفتاب گردان

کشت نشد

50000کیلوگرم

چغندر قند

 

بیمه محصولات زراعی

 

سطح محصول بیمه شده

نوع محصول بیمه شده

342هکتار

گندم

102هکتار

جو

بیمه نشده

ذرت دانه ای

20 هکتار

ذرت علوفه ای

 

فعالیتهای واحد دام در سال 88-87

 

1.        تهیه پلان معماری  دامداری های تازه تاسیس .

2.        تنظیم جیره غذایی برای دامداری های موجود .

3.        تهیه پرونده برای هر دامداری که شامل ثبت مشخصات دامدار و مشخصات دامداری و مشکلات موجود و سعی در  برطرف  کردن این مشکلات .

بازدیدها و نظارت بر واحدهای دامپروری

 

1.        بازدید از سیلو و نظارت بر ساخت و ساز و بهسازی سیلوها تا حد  امکان جهت جلوگیری ورود سنگ وکلوخ به معده دام شده و متعاقبا کاهش اشتهای شدید و لاغری و کاهش شیر می شود   .  که از نظر دام دار دور مانده و در دراز مدت موجب حذف دام  می گردد که  متاسفانه  چندان هم به آن توجه نشده  است .

2.        نظارت بر مراحل ساخت و ساز دامداری ها و نظارت بر بهسازی آنها .

3.        نظارت بر بهداشتی کردن سالن های شیر داوشی در گاوداری های سنتی  .

4.        نظارت بر پلاستر زنی دیوار دامداری ها جهت مبارزه با کنه و آلودگی ها .

5.        بازدید از سالن های شیر دوشی جهت کاهش بار میکروبی شیر و آموزش نحوه ی شستشو و ضدعفونی ماشین های شیردوش و آموزش نحوه ی صحیح شیر دوشی و بهداشت دوشش شیر  .

 

پرورش دام و طیور در سال 88-87

 

تعداد واحد دامداری

تعداد دام

نوع دام

35

2500 راس

گاو

20

5000راس

گوسفند

 

 

تهیه و توزیع ،کودها،بذور و سموم

                     

خریداری شده و توزیع شده(تن)

نام کود

500

کود اوره

100

سوپر فسفات

50

سولفات پتاسیم

  

 

نگاهی اجمالی بر فعایتهای انجام شده در سال 88-87

الف)زراعی وترویجی

 

·          جایگزینی واریته های جدید بذرهای گندم به جای رقم های خود  مصرفی و حساس

·          استفاده از

·          انجام آزمون های خاک

·          عقد قرارداد با صندوق بیمه  محصولات از سال 1380 تا کنون و بیمه زراعت گندم –جو-ذرت

·          استفاده از کودهای ریز مغزی و انواع کودهای مفید .

·          مبارزه با سن در تمام سطوح در سال زراعی گذشته

·          تغییر الگوی کشت  به سمت ذرت علوفه ای  و کلزا

ب)زیربنایی و آب و خاک

•           یک پارچه سازی اراضی و سطوح حدود 760 هکتار

•           تسطیح نسبی اراضی در سطح روستا ها

•           اجرای عملیات

•           به کارگیری کارشناس خاکشناسی برای

 

       ج)دامپروری

•           جذب یک نفر کارشناس دامپروری با اطلاعات و تجربه کافی جهت سرکشی به گاوداری های صنعتی  و سنتی و جیره نویسی و دستورات لازم

•           خرید و توزیع انواع نهاد های یارانه دار

 

         د)اداری و بازرگانی

•           انجام امور حسابداری و توزیع نهاد ها به صورت یارانه ای

•           پیگیری و حصول مجوز فروش

•           به کار گیری یک نفر کارشناس ناظر برای سطح حدود 200هکتار از اراضی در قالب مهندس ناظر

 

برنامه های در دست اقدام

 

1.        افزایش سطح زیر کشت مکانیزه

2.        اجرای سیستم توزیع نهاده ها بر اساس آزمون خاک

3.        اخذ تسهیلات از بانک

4.        پیگیری   خرید کمبنات  و تراکتور فوق سنگین جهت اجرای تسطیع اراضی

 

فعالیت های مرکز را می توان به شرح ذیل خلاصه نمود:

 1 – آب و خاک

2- آموزش و ترویج

3- امور دام

4- امور بیمه

5- امور بازرگانی

6- حفظ نباتات

7- مکانیزاسیون

8- زراعت

9- باغبانی

10- توزیع نهاده­های کشاورزی

11- نظارت و ارزشیابی بر تعاونی­های تولید و شرکت­های مشاوره­ای

12- حفظ کاربری اراضی کشاورزی

13- امور اداری

بخش آب و خاک :

- تجهیز و نوسازی اراضی دهکرم در سطحی معادل 600 هکتار و اعتباری بالغ بر  12,000,000,000ریال با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- پوشش انهار در روستای حاجی آباد در سطحی معادل 2 ( دو) کیلومتر و اعتباری بالغ بر 1,300,000,000ریال با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- احداث یک باب استخر از اعتبارات خشکسالی در روستای روران با اعتباری بالغ بر 126,000,000ریال به ابعاد 5/1 ×10×30 با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- احداث 350 متر کانال 50 ×50 متر از اعتبارات خشکسالی در روستای شیدان با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- احداث 122 متر کانال 30 ×30 از اعتبارات خشکسالی در روستای شیدان با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- احداث 340 متر کانال 50 ×50  از اعتبارات خشکسالی در روستای روران با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- احداث 400 متر کانال 40 ×40 از اعتبارات خشکسالی در روستای روران با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- تخریب و بازسازی 600 متر کانال 30 ×30 از اعتبارات خشکسالی در روستای روران با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- احداث 2500 متر کانال با دبی­های متفاوت در روستای زغمار با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- اجرای آبیاری تحت فشار در سطحی معادل 70 هکتار در روستای چم با پیشرفت فیزیکی 100 درصد.

- اجرای تجهیز و نوسازی اراضی اندلان در سطحی معادل 400 هکتار و پیشرفت فیزیکی 30 درصد که در سال 1389 ادامه دارد.

- پیگیری و نقشه برداری احداث کانال در روستای چم در سطحی معادل دو کیلومتر با دبی های متفاوت که در سال 1389 نیز در حال اجرا می­باشد.

- پیگیری و نقشه برداری احداث کانال در روستای کلارتان در سطحی معادل 2 (دو) کیلومتر از اعتبارات خشکسالی.

- پیگیری و اجرای لوله گذاری انتقال آب به مزارع در سطح معادل 8500 متر در روستاهای تحت پوشش و دبی­های متفاوت از اعتبارات خشکسالی که در سال 1389 نیز ادامه دارد.

- اجرای آبیاری تحت فشار در سطحی معادل 15 هکتار در روستای ازیران و همچنین آبیاری بارانی در روستای زیار در سطحی معادل هفت هکتار.

- اجرای آبیاری قطره ای به طور پراکنده در روستاهای تحت پوشش در سطحی معادل 30 هکتار.

- احداث دوازده باب استخر ذخیره آب طی مراحل قانونی.

- لوله گذاری در سطحی معادل 1100 متردر روستای روران با استفاده از تسهیلات بانکی.

  سایت های طرح آرمانی  
 

سایت­های طرح آرمانی یا ارتقاء میانگین مرکز براآن جنوبی

 

 

 

مرکز براآن جنوبی دارای 6 سایت طرح آرمانی یا ارتقاء میانگین بوده که اطلاعات مربوط به آنها به شرح ذیل می­باشد:

 

اطلاعات مربوط به ارقام کشت شده جو در هر سایت (بر حسب هکتار):

 

رقم جو

سنبله 1

سنبله 2

سنبله 3

سنبله 4

سنبله 5

سنبله 6

فصیح

-

-

9

18

11

16

بی­نام

-

-

10

-

-

-

کارون در کویر

2

-

-

-

-

-

 

 

 

اطلاعات مربوط به تعداد آزمون خاک در هر سایت:

 

شماره سایت

سنبله 1

سنبله 2

سنبله 3

سنبله 4

سنبله 5

سنبله 6

تعداد آزمون خاک

3

9

-

3

2

-

 

 

 

اطلاعات مربوط به نوع وسیله کاشت در هر سایت (بر حسب هکتار):

 

وسیله کاشت

سنبله 1

سنبله 2

سنبله 3

سنبله 4

سنبله 5

سنبله 6

جمع

کمبینات

109

91

48

80

5/108

117

5/553

خطی کار

-

29

60

25

-

-

114

 

 

 

اطلاعات مربوط به نحوه تهیه بستر در هر سایت (بر حسب هکتار):

 

نحوه تهیه بستر

سنبله 1

سنبله 2

سنبله 3

سنبله 4

سنبله 5

سنبله 6

جمع

چیزل

53

69

64

5/54

5/42

87

370

چیزل پکر

5/17

51

37

-

-

-

5/105

پنجه

30

-

-

5/25

66

30

5/151

دیسک

8

-

7

25

-

-

40

ساقه خردکن

-

-

-

15

-

13

28

 

اطلاعات مربوط به ارقام گندم کشت شده در سایت سنبله یک: (مکان: صحرای زیار) (نظارت: خانم مهندس بقایی­زاده و خانم مهندس صفاری)

 

ارقام گندم

بک کراس روشن

سپاهان

مرودشت

بهار

پیشتاز

SW82-9

M8113

سطح کشت شده (هکتار)

42

-

20

-

45

-

-

 

 

 

اطلاعات مربوط به ارقام گندم کشت شده در سایت سنبله دو: (مکان: پیچ چم) (نظارت: خانم مهندس بقایی­زاده و خانم مهندس صفاری)

 

ارقام گندم

بک کراس روشن

سپاهان

مرودشت

بهار

پیشتاز

SW82-9

M8113

سطح کشت شده (هکتار)

61

-

-

-

59

-

-

 

 

 

اطلاعات مربوط به ارقام گندم کشت شده در سایت سنبله سه: (مکان: چم) (نظارت: خانم مهندس بقایی­زاده و خانم مهندس صفاری)

 

ارقام گندم

بک کراس روشن

سپاهان

مرودشت

بهار

پیشتاز

SW82-9

M8113

سطح کشت شده (هکتار)

22

8

23

-

20

16

-

 

 

 

اطلاعات مربوط به ارقام گندم کشت شده در سایت سنبله چهار: (مکان: روران-ازیران-رحیم­آباد) (نظارت: خانم مهندس زارعی و آقای مهندس محمودی)

 

ارقام گندم

بک کراس روشن

سپاهان

مرودشت

بهار

پیشتاز

SW82-9

M8113

سطح کشت شده (هکتار)

25

-

5

-

57

-

-

 

 

 

اطلاعات مربوط به ارقام گندم کشت شده در سایت سنبله پنج: (مکان: روران-ازیران-رحیم­آباد) (نظارت: خانم مهندس زارعی و آقای مهندس محمودی)

 

ارقام گندم

بک کراس روشن

سپاهان

مرودشت

بهار

پیشتاز

SW82-9

M8113

سطح کشت شده (هکتار)

16

-

5/10

8

47

11

-

 

 

 

اطلاعات مربوط به ارقام گندم کشت شده در سایت سنبله شش: (مکان: روران-ازیران-رحیم­آباد) (نظارت: خانم مهندس زارعی و آقای مهندس محمودی)

 

ارقام گندم

بک کراس روشن

سپاهان

مرودشت

بهار

پیشتاز

SW82-9

M8113

سطح کشت شده (هکتار)

34

19

-

-

38

10

5

 

فرآورده های کشاورزی

از فراورده‌های آن می‌توان به پنبه، تنباکو، غلات، برنج و صیفی اشاره کرد.

اصفهان یکی از شهرهای بزرگ و تاریخی ایران است که دارای شهرت جهانی است. این شهر پایتخت چند دودمان از پادشاهان پیشین ایران بوده است و اوج شکوفایی آن به دوره صفویان بر می گردد. شهر اصفهان مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است. این شهر در منطقه ای نیمه کویری در مرکز ایران و در کنار زاینده رود قرار گرفته است. اصفهان سومین شهر بزرگ ایران از نظر جمعیت (پس از تهران و مشهد) و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی این کشور است. آب و هوای آن معتدل و دارای فصول منظم است. از هنرها و صنایع دستی آن می توان به نقره‌کاری، برنج‌کاری، قلم‌کارسازی، مینیاتورسازی و خاتم‌کاری اشاره کرد.

آثار تاریخی اصفهان

اصفهان آکنده از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش جهان (شاه)، سی و سه پل، پل خواجو، مِنارْ جُنبان، مسجد شاه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان،چهلستون،کوه آتشگاه،پل شهرستان و عالی‌قاپو از معروف‌ترین آنها هستند.

شهر اصفهان با تاریخ بسیار کهن و آثار باستانی بی شمار، از شهرهای نمونه جهان است. و بنا به گفته آندره مالرو نویسنده و پژوهشگر فرانسوی، فقط دو شهر فلورانس و پکن در دنیا با آن قابل مقایسه‌اند. آثار تاریخی اصفهان مجموعه‌ای از بهترین نمونه‌های بجامانده از سبکهای گوناگون معماری ایران در طول هزاران سال و بیشتر است. و کیفیت این آثار چنان است که می‌توان گفت بیشتر آثار بزرگ و شاهکارهای هنر معماری ایران پس از اسلام در اصفهان قرار دارد.

در آثار تاریخی اصفهان می‌توان انواع و اقسام گنبد سازی، کاشیکاری، گچبری، مقرنس کاری، منبت‌کاری و خوشنویسی را در عالی‌ترین شکل ممکن آن مشاهده کرد. آثاری که نشانگر ذوق هنری کمال‌یافته و ایمان مذهبی هنرمندان سازنده آنهاست و بیننده را چنان مجذوب خود می‌کند که بی‌اختیار به درون زمان و فضای ویژه آنها کشیده می‌شود، و خود را در جهانی از روشنایی و لطافت و سبکبالی احساس می‌کند. معروفترین سوغات اصفهان گز است .گز یک نوع شیرینی است که با گز انگبین یا ترنجبین شکر بادکا و مغزهای پسته بادام فندق یا گردو و تخم و گلاب ساخته می‌شود .در گز از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی‌شود.

معماری

از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه تنها بنای برپا و برجا همین پل شهرستان است. بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.

دوران سلجوقیان

معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است.

آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد.

دوران صفویان

عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد.در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود.موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود. شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر بخشهایی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند.

از ویژگیهای مهم در شیوهٔ معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود.

معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، کاروانسراها و... در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد. شاید تنها بتوانیم به این گفتهٔ پیر لوتی نویسندهٔ فرانسوی اشاره کنیم که می‌گوید:

«اصفهان نه تنها آئینهٔ تاریخ تمدنی کهنسال، که آئینهٔ خلاقیت بشر است. اصفهان خود به تنهایی کهکشانی است که دست یافتن به ژرفای زیبایی و عظمت آن ممکن نیست.»

شهرهای خواهر

اصفهان به عنوان یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی مشرق زمین با شهرهای زیر دارای پیوند خواهرخواندگی است

شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید.
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد. آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه.
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم.

یکشنبه: امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه.
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم.

دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود. حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.

سه شنبه: امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه.
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هرطور شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه: امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشيد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر می شه.

پنج شنبه: یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم.

جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظ

شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید.
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد. آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه.
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم.

یکشنبه: امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه.
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم.

دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود. حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.

سه شنبه: امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه.
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هرطور شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه: امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشيد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر می شه.

پنج شنبه: یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم.

جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد.

شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم.
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود...

ورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد.

شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم.
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بو

به نام تو


سال کنکوره جک اول رو کنکوری گذاشتم خوش باشید

جواب کنکور میاد ترکه رتبش رادیکالی در اومده بوده

به ترکه میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر. میگه: خیار! بهش میگن: خیار کجاش آبدار و شیرینه؟ ترکه میگه: شما اونو با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه

در پی قطعی برق در اردبیل جمعی از هموطنانمان ساعتها روی پله برقی ماندند و به رای گیری نرسیدند !!!

برای اینکه زیباترین عروس سال شوید ....
.
.
.
اعتماد به نفست منو کشته ! فکر میکنی شوهر گیرت میاد ، عروس میشی !!؟؟
 

ترکه میره نون سنگک بگیره ، نانوا میگه اینجا چه کار میکنی !؟
میگه تو ترکم !!!

ترکه در خونشو رنگ می کنه بچه هاش گم میشن!

دلداری ترک به دوست دخترش : مهم نیست که قشنگ نیستی ! قشنگ اینه که مهم نیستی

مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. 
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! 
مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید 5 دلار بپردازه. 
کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی. 
مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه… 
کشیش می گه: بگو فرزندم. 
مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟

یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه: ما میریم یه دور میزنیم، بر می‌گردیم !

از لره می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم

آبادانیه میره تو یه کتابفروشی …. میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ……….. کتابفروش میگه : نه …….. آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!

به بزه می گن چرا زنگولت صدا نمی کنه؟ می گه گذاشتمش رو ویبره!

اصفهانیه آب معدنی می خره، به زنش می گه حاج خانم آب بریز توش، این خیلی غلیظه!

ضرب المثلهای به روز شده:1-سرش بو پیتزا سبزیجات میده .2- آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب.3-پرادو سواری دولا دولا نمیشه .4-پاتو از پارکتت درازتر نکن. 5- هری پاتر آخرش خوشه

اول اینکه از صدف می خوام معذرت بخوام چون من فقط از محمد خواستم مثل تو محدودیت  هامو ور دازه ولی نه تنها محدودیت هامو ور نداشت بلکه تو رو هم پاک کرد .. من هم غزال جون محمد نیستم و هر سری که واسه هم اف میگذاریم (هر سه ماه یکبار) جز غرغر چیزی نیست

حالا بیخیال اینم پست امروز ولی محمد خان خیلی بی مرامی که این همه مدت پست ندادی

خیلی دلم میخواد تو رو یه جای خلوت گیر
بیارم که خوابیده باشی منم بیام بخوابم روی
تو و هر جای تو رو که دلم خواست بخورم
.
.
.
قربانت : پشه!!!

 

ببخشید ؛ از شرکت میهن مزاحمتون میشم
می خواستم بگم عکس روی جلد شیشه
شیر قدیمی شده عکس جدید بفرستید.
با تشکر.....

########
########
میدونی اینا چیه؟
حسار های بین من و توئه!!!
کاش میشد بیارمت پیش خودم ولی به من
گفتن :جای بز تو خونه نیست

 

ترکه میره زیر دریا ، کوسه بهش میگه :
تو همون ترک معرفه ای؟
یارو میگه:تو دیگه از کجا فهمیدی؟! میگه:
آخه ،اون کپسول پشتت مال آتش نشانی!

 

زن : بسه دیگه ؛ بیار بیرون
مرد: نه ؛ هنوز نه
زن: ول کن ؛ زخم شد
مرد: اه ؛ بذار کارم رو بکنم
زن: خجالت بکش ؛
یه ربع دست کردی تو دماغت!!!

یارو از تاكسی پیاده میشه درو محكم می بنده می گه Pedar Sag خودتی. راننده می گه من كه چیزی نگفتم. یارو می گه بعدا كه می گی

 

 مزیتهای شیر مادر

۱ -قابل استفاده برای تمام سنین ! ۲- بسته بندی جذاب ۳ - دسترسی آسان ! ۴ - یکی بخر دوتا ببر !



- مراتب ازدواج: 1- آزمایشگاه 2- آرایشگاه 3- مال***ش****گاه 4- لایشگاه 5- گا****یشگاه 6- زایشگاه 7- آسایشگاه


- یارو میره آنتالیا میپرسن چطور بود؟ میگه قدیما لباس خانمها 2 تیکه بود الان شده سه تیکه میگن چجوری؟ الان شده کلاه ،عینک ، دمپایی

 قزوینیه شب زف**اف :

عزیزم حرفای س***س***ی بگو ، زن: س***ی***نه مو نیگاه مرد : اه بابا حرفهای تح***ری***ک کننده بزن . زن: لاپ***ام**و نیگاه کن ، مرد: چرا ک*****س ش***ع**ر میگی از ک****و*****ن بابات تعریف کن.

ترکه سفره دلشو واسه دوستش باز می کنه، توش پر از نون بربری بوده!

به ترکه می گن چرا درس می خونی؟ می گه درس می خونم تا دکتر بشم، مطب یزنم، پول دربیارم، برم نیسان بخرم، باهاش کار کنم!

یه رشتی به زنش میگه خدا وکیلی تا حالا غیر از من کسی کنارت خوابیده میگه نه فقط تو خوابیدی بقیه تا صبح بیدار بودند.!!!!!!

-پسر : میتونم نرم افزارتون رو ل**م**س کنم؟

دختر: اول سخت افزار تو نشون بده

پسر: باید رو سیستم تون نصبش کنم

دختر :اول آنتی ویروس بذار روش بعد نصبش کن!!!!!!!!!!!

زمین 121 هکتاری در شرق اصفهان باز پس گرفته شد
اصفهان - خبرگزاری مهر: فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان اصفهان گفت: با تلاش نیرو‌های یگان حفاظت اصفهان، زمین 121 هکتاری واقع در شرق اصفهان باز پس گرفته شد و به وضعیت سابق خود بازگردانده شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، سرهنگ ابراهیم شریفی ظهر یکشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به اینکه مقابله با پدیده زمین‌خواری از اهمیت بسیاری برخوردار است، اظهار داشت: عرصه‌ها و منابع طبیعی باید در مقابل اقدامات و دست‌‌اندازیهای زمین‌خواران حفظ شوند و اصفهان در از استانهای پیشگام در راستای حفظ این عرصه‌ها محسوب می‌شود.

وی به اقدامات صورت گرفته در استان در این زمینه اشاره کرد و افزود: از ابتدای سال جاری تا‌کنون مقابله با زمین‌خواری در اصفهان به صورت جدی دنبال شده و ساماندهی این وضعیت تلاشهای نیرو‌های یگان حفاظت استان را نشان می‌دهد.

فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان اصفهان تصریح کرد: از سال گذشته زمینی به مساحت 121 هکتار در منطقه شرق اصفهان در تصرف یکی از زمین‌خوارن بوده و این زمین در منطقه رحیم‌آباد قارنه و در مجاور کوه سودر قرار دارد.

وی با اشاره به اینکه نیرو‌های حفاظتی همواره به دنبال حفاظت از عرصه‌های طبیعی هستند، اضافه کرد: این فرد زمین‌خوار با قصد زمین‌خواری در ملک مورد نظر عملیات ساخت و ساز و کشاورزی انجام داده است.

شریفی تاکید کرد: با تلاش نیرو‌های یگان حفاظت اصفهان زمین 121 هکتاری واقع در شرق اصفهان باز پس گرفته شد و به وضعیت سابق خود بازگردانده شده است.

وی به کاهش تخلفات در منابع و عرصه‌های طبیعی اصفهان اشاره کرد و بیان داشت: حکم خلع ید از زمین‌خوار مربوطه در شعبه شش اجرای احکام دادگستری صادر شده و این موضوع تلاش‌ها و اقدامات نیرو‌های یگان حفاظت منابع طبیعی استان را نشان می‌دهد.

زمین 121 هکتاری در شرق اصفهان باز پس گرفته شد
اصفهان - خبرگزاری مهر: فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان اصفهان گفت: با تلاش نیرو‌های یگان حفاظت اصفهان، زمین 121 هکتاری واقع در شرق اصفهان باز پس گرفته شد و به وضعیت سابق خود بازگردانده شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، سرهنگ ابراهیم شریفی ظهر یکشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به اینکه مقابله با پدیده زمین‌خواری از اهمیت بسیاری برخوردار است، اظهار داشت: عرصه‌ها و منابع طبیعی باید در مقابل اقدامات و دست‌‌اندازیهای زمین‌خواران حفظ شوند و اصفهان در از استانهای پیشگام در راستای حفظ این عرصه‌ها محسوب می‌شود.

وی به اقدامات صورت گرفته در استان در این زمینه اشاره کرد و افزود: از ابتدای سال جاری تا‌کنون مقابله با زمین‌خواری در اصفهان به صورت جدی دنبال شده و ساماندهی این وضعیت تلاشهای نیرو‌های یگان حفاظت استان را نشان می‌دهد.

فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان اصفهان تصریح کرد: از سال گذشته زمینی به مساحت 121 هکتار در منطقه شرق اصفهان در تصرف یکی از زمین‌خوارن بوده و این زمین در منطقه رحیم‌آباد قارنه و در مجاور کوه سودر قرار دارد.

وی با اشاره به اینکه نیرو‌های حفاظتی همواره به دنبال حفاظت از عرصه‌های طبیعی هستند، اضافه کرد: این فرد زمین‌خوار با قصد زمین‌خواری در ملک مورد نظر عملیات ساخت و ساز و کشاورزی انجام داده است.

شریفی تاکید کرد: با تلاش نیرو‌های یگان حفاظت اصفهان زمین 121 هکتاری واقع در شرق اصفهان باز پس گرفته شد و به وضعیت سابق خود بازگردانده شده است.

وی به کاهش تخلفات در منابع و عرصه‌های طبیعی اصفهان اشاره کرد و بیان داشت: حکم خلع ید از زمین‌خوار مربوطه در شعبه شش اجرای احکام دادگستری صادر شده و این موضوع تلاش‌ها و اقدامات نیرو‌های یگان حفاظت منابع طبیعی استان را نشان می‌دهد.

آخرین برج باقی مانده از قلعه اندلان چندین سال توسط یک پیرزن مهربان نگهداری شد ولی متاسفانه پس از فوتش دیگر کسی به آن رسیدگی نکرد و در نهایت در اسفند ماه سال 85 به چنگال لودر سپرده شد و بکلی از بین رفت . این برج در حدود پنج متر یا بیشتر ارتفاع داشت و دارای سه طبقه بود . طبقه اول با ارتفاع حدود 2.5 متر و طبقه دوم با ارتفاع کمتر از 2 متر و طبقه آخر که بدون سقف بود دیوارهایی با ارتفاع حدود 1.5 متر داشت. این برج بصورت گرد بود و قطر آن در پایین در حدود چهار متر بود .( البته این اعداد و ارقام همگی نسبی است و هیچکدام دقیق نمیباشد )

امام باقر(ع) شکافنده علوم و آداب زندگی بود. در این مختصر تنها به پنج درس آموزنده اکتفا کرده ایم.

۱ – امام جعفر صادق علیه السلام حکایت نماید:
 
روزى پدرم – امام محمّد باقر علیه السلام – فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون : در آغوش گرفتن ، روى زانو نشاندن ، بوسیدن و اظهار محبّت و مهربانى کردن ، که نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم .
 
با این که مى دانم شایسته آن محبّت ها نیستند؛ بلکه دیگرى شایسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است .
 
این برخورد یکسان من با آن ها به خاطر آن است که آنچه برادران حضرت یوسف علیه السلام با وى انجام دادند، در بین فرزندان من واقع نشود.
 
و خداوند حکیم داستان حضرت یوسف علیه السلام را به عنوان درس و تنبیه بیان کرده است تا آن که حسادت و کینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف علیه السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.(۱)
 
2 – همچنین حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حکایت فرمود: روزى شخصى نزد پدرم ، امام محمّد باقر علیه السلام آمد، پدرم از او سؤال نمود: آیا ازدواج کرده اى؟
 
آن شخص گفت : خیر.
 
پدرم فرمود: من دنیا و آنچه را که در آن است ، دوست ندارم اگر یک شب را بدون همسر باشم ؛ بدان که عظمت و فضیلت آن به قدرى است که دو رکعت نماز شخص متأهّل افضل است از یک شبانه روز عبادت و روزه یک فرد مجرّد.
 
و پس از آن پدرم ، مبلغ هفتصد دینار به آن شخص داد و فرمود: با این پول ازدواج نما و توجّه داشته باش که رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: همسرى انتخاب کنید که هم شأن خودتان باشد که در توسعه روزى مفید مى باشد.(۲)
 
3 – روزى برادر امام محمّد باقر علیه السلام به همراه بعضى از دوستانش وارد منزل آن حضرت شدند، همین که نشستند، امام علیه السلام فرمود: براى هر چیزى حدّ و مرزى هست و سپس سفره غذا چیده شد.
 
یکى از افراد گفت : یا ابن رسول اللّه ! براى این سفره هم حدّ و حدودى وجود دارد؟
 
حضرت فرمود: بلى .
 
افراد سؤال کردند: آن چیست ؟
 
حضرت فرمود: آن که هنگام شروع (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ) بگوئى ؛ و چون خواستند سفره را جمع کنند (الحمدللّه) بگوئى ؛ و دیگر آن که هرکس از آنچه جلویش نهاده اند استفاده کند و چشم به جلوى دیگران نیندازد.(۳)
 
4 – یکى از اصحاب امام محمّد باقر علیه السلام که در کوفه ، مکتبِ قرآن داشت و زنان را نیز آموزش مى داد، روزى با یکى از زنان شاگرد خود شوخى لفظى کرد.
 
پس از گذشت چند روزى از این جریان ، در مدینه منوّره به ملاقات آن حضرت آمد.
 
و چون وارد منزل حضرت گردید، امام علیه السلام با تندى و خشم با او مواجه شد و فرمود: هر که در خلوت مرتکب گناهى شود، از عقاب و قهر خداوند متعال در امان نخواهد بود؛ و سپس افزود: به آن زن چه گفتى ؟
 
آن شخص از روى شرمسارى و خجالت در حالت سکوت ، با دست هایش ، صورت خود را پوشاند؛ و آن گاه حضرت به او فرمود: دیگر چنین نکن و از کردار خویش توبه نما.(۴)
 
5 – امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:
 
از پدرم ، حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم علیه السلام شنیدم ، که مى فرمود: من در منزل از غلامان خود و نیز از اهل منزل مشکلات و سختى هایى را تحمّل مى کنم که از حَنظَل – هندوانه ابوجهل – تلخ ‌تر و بدتر مى باشد.
 
و سپس حضرت فرمود: هر که در مقابل ناملایمات و حرف هاى نابجاى اهل منزل صبر و تحمّل کند، ثواب روزه دار و شب زنده دار نصیبش مى گردد و هم نشین با شهدایى مى شود، که در رکاب حضرت رسول صلى الله علیه و آله شهید شده باشند.(۵)
 توسط مهدی چوپانی قارنه.............................اندلان

امام محمد باقر

1 - امام جعفر صادق علیه السلام حكایت نماید:

روزى پدرم - امام محمّد باقر علیه السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون : در آغوش گرفتن ، روى زانو نشاندن ، بوسیدن و اظهار محبّت و مهربانى كردن ، كه نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم .

با این كه مى دانم شایسته آن محبّت ها نیستند؛ بلكه دیگرى شایسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است .

این برخورد یكسان من با آن ها به خاطر آن است كه آنچه برادران حضرت یوسف علیه السلام با وى انجام دادند، در بین فرزندان من واقع نشود.

و خداوند حكیم داستان حضرت یوسف علیه السلام را به عنوان درس و تنبیه بیان كرده است تا آن كه حسادت و كینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف علیه السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.(1)

2 - همچنین حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حكایت فرمود: روزى شخصى نزد پدرم ، امام محمّد باقر علیه السلام آمد، پدرم از او سؤال نمود: آیا ازدواج كرده اى؟

آن شخص گفت : خیر.

پدرم فرمود: من دنیا و آنچه را كه در آن است ، دوست ندارم اگر یك شب را بدون همسر باشم ؛ بدان كه عظمت و فضیلت آن به قدرى است كه دو ركعت نماز شخص متأهّل افضل است از یك شبانه روز عبادت و روزه یك فرد مجرّد.

و پس از آن پدرم ، مبلغ هفتصد دینار به آن شخص داد و فرمود: با این پول ازدواج نما و توجّه داشته باش كه رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: همسرى انتخاب كنید كه هم شأن خودتان باشد كه در توسعه روزى مفید مى باشد.(2)

3 - روزى برادر امام محمّد باقر علیه السلام به همراه بعضى از دوستانش وارد منزل آن حضرت شدند، همین كه نشستند، امام علیه السلام فرمود: براى هر چیزى حدّ و مرزى هست و سپس سفره غذا چیده شد.

یكى از افراد گفت : یا ابن رسول اللّه ! براى این سفره هم حدّ و حدودى وجود دارد؟

حضرت فرمود: بلى .

افراد سؤال كردند: آن چیست ؟

حضرت فرمود: آن كه هنگام شروع (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ) بگوئى ؛ و چون خواستند سفره را جمع كنند (الحمدللّه) بگوئى ؛ و دیگر آن كه هركس از آنچه جلویش نهاده اند استفاده كند و چشم به جلوى دیگران نیندازد.(3)

4 - یكى از اصحاب امام محمّد باقر علیه السلام كه در كوفه ، مكتبِ قرآن داشت و زنان را نیز آموزش مى داد، روزى با یكى از زنان شاگرد خود شوخى لفظى كرد.

پس از گذشت چند روزى از این جریان ، در مدینه منوّره به ملاقات آن حضرت آمد.

و چون وارد منزل حضرت گردید، امام علیه السلام با تندى و خشم با او مواجه شد و فرمود: هر كه در خلوت مرتكب گناهى شود، از عقاب و قهر خداوند متعال در امان نخواهد بود؛ و سپس افزود: به آن زن چه گفتى ؟

آن شخص از روى شرمسارى و خجالت در حالت سكوت ، با دست هایش ، صورت خود را پوشاند؛ و آن گاه حضرت به او فرمود: دیگر چنین نكن و از كردار خویش توبه نما.(4)

5 - امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:

از پدرم ، حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم علیه السلام شنیدم ، كه مى فرمود: من در منزل از غلامان خود و نیز از اهل منزل مشكلات و سختى هایى را تحمّل مى كنم كه از حَنظَل - هندوانه ابوجهل - تلخ ‌تر و بدتر مى باشد.

و سپس حضرت فرمود: هر كه در مقابل ناملایمات و حرف هاى نابجاى اهل منزل صبر و تحمّل كند، ثواب روزه دار و شب زنده دار نصیبش مى گردد و هم نشین با شهدایى مى شود، كه در ركاب حضرت رسول صلى الله علیه و آله شهید شده باشند.(5)

پی نوشت ها:

1- مستدرك الوسائل : ج 15، ص 171، تفسیر عیّاشى : ج 2، ص 166.

2- -عوالى اللئالى : ج 3، ص 282، ح 6.

3- محاسن برقى : ص 431، ح 255.

4- خرایج راوندى : ج 2، ص 594، ح 5 اختیار معرفة الرجال : ص 173، ح 295.

5- ثواب الا عمال : ص 235، ح 1.

منبع:

چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر (ع )، عبداللّه صالحى

چند درس آموزنده از زندگی یونس (ع)



با سلام

در زندگی و داستان كوچك حضرت یونس ـ علیه السلام ـ كه در قرآن آمده، درسهای بزرگ است كه در این جا به پاره‎ای از آنها اشاره می‎شود:

1. باید در امور، به خصوص نفرین برای نابودی افراد، شتابزدگی نكرد، و تا احتمال هدایت وجود دارد، با كمال صبر و مقاومت و وقار، برای هدایت مردم تلاش نمود.

پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر همین اساس رفتار می‎كرد، در یكی از موارد، سرسختی و لجاجت مشركان به جایی رسید كه نزدیك بود پیامبر اسلام آنها را نفرین كند. خداوند به او خطاب نموده و فرمود:
«فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ؛ اكنون كه چنین است صبر كن و مانند صاحب ماهی (یونس) مباش (كه در تقاضای مجازات قومش عجله كرد و گرفتار مجازات ترك اولی گردید) در آن هنگام خدا را خواند در حالی كه قلبش پر از اندوه بود.»[1]


2. در میان اقوامِ گنهكار مشمول عذاب الهی، تنها یك قوم كه همان قوم یونس ـ علیه السلام ـ بودند قبل از عذاب ایمان آوردند و نجات یافتند، و این موفقیت به خاطر راهنمایی‎های یك عالم آگاه و دلسوز اتّفاق افتاد.

خداوند در قرآن می‎فرماید: «چرا در هیچ یك از شهرها و آبادی‎ها به موقع ایمان نمی‎آورند تا موجب جلوگیری از عذاب آنها شود، جز قوم یونس ـ علیه السلام ـ كه آنها به موقع ایمان آوردند و از عذاب رسوا كننده دنیا نجات یافتند، و تا پایان زندگیشان از مواهب زندگی بهره‎مند شدند.»[2] اگر دیگران هم چنین باشند مانند آنها نتیجه خوبی خواهند گرفت.

3. خداوند در بیان نجات یونس ـ علیه السلام ـ می‎فرماید:
«فَنادى فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ـ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ؛
یونس ـ علیه السلام ـ در آن ظلمتهای متراكم (داخل شكم ماهی) فریاد زد: خداوندا! جز تو معبودی نیست، تو منزّه هستی، و من از ستمكارانم‌ ـ ما دعای او را به اجابت رساندیم و او را از آن اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤمنان را نجات می‎دهیم.»[3]


از جمله: «وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ؛ و همین گونه مؤمنان را نجات می‎دهیم.» فهمیده می‎شود كه این یك قانون سرنوشت ساز برای همه مؤمنان است
و اختصاصی به یونس ـ علیه السلام ـ ندارد، هر مؤمنی باید دارای این ویژگی‎ها باشد یعنی:
1. به حقیقت توحید و معبود یكتا توجّه كند.
2. ذات پاك خدا را از هر گونه عیب و نقص منزه بداند.
3. به گناه خود اعتراف و اقرار كند.

چرا كه مجازاتهای الهی به دو گونه است:
1. مجازات استیصال
2. مجازات تنبیهی، در مجازات تنبیهی قبل از ورود مجازات، اثر مجازات به بنده می‎رسد، و اگر بنده خود را پاك سازد، نجات پیدا می‎كند.

4. پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامان ـ علیهم السلام ـ در مناجات و راز و نیاز خود به خدا عرض می‎كردند:
«اَللّهُمَّ لا تَكِلْنی اِلی نَفْسی طَرْفَهَ عَینٍ اَبَداً؛ خدایا مرا به اندازه یك چشم به هم زدن، هرگز به خودم وانگذار.»

اُمّ سلمه ـ علیه السلام ـ شبی پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را در این حال دید كه این دعا را می‎كرد. علّت را پرسید.
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «ایمن نیستم. خداوند یك لحظه یونس ـ علیه السلام ـ را به خودش واگذارد، آن همه دچار بلا شد.»[

مدیر عامل شرکت آب منطقه ای اصفهان: خشکسالی را مدیریت می کنیم

اخبار داخلی
مدیر عامل شرکت آب منطقه ای اصفهان گفت: عدم تعادل منابع و مصارف، توسعه ها در بخش شرب، صنعت و کشاورزی و محدودیت منابع آب از جمله عوامل خشکسالی است.

به گزارش روابط عمومی شرکت آب منطقه ای اصفهان، مهندس طرفه مدیر عامل این شرکت، در یک مصاحبه خبری، وضعیت منابع آب اصفهان را تشریح نمود و گفت : در سال جاری این شرکت به تمام تعهدات خود عمل نمود.
وی با اشاره به تحویل آب کشت پائیزه به کشاورزان شرق اصفهان و حفظ حیات رودخانه زاینده رود، افزود : با توجه به کاهش 50 درصدی بارندگی نسبت به دراز مدت، توانستیم به طور کامل در حد منابع موجود، آب مورد نیاز شرب، صنعت، باغات و کشاورزی را با اولویت بندی منطقی تحویل دهیم و برنامه توزیع آب در سال آینده را با هماهنگی مدیریت خشکسالی در استان و وزارت نیرو تدوین کنیم .
مهندس طرفه دلایل خشکسالی را عدم تعادل منابع و مصارف، توسعه ها در بخش شرب، صنعت و کشاورزی و محدودیت منابع آب دانست و تصریح کرد: تونل سوم کوهرنگ 95 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و ان شاءالله بتوانیم در سال آینده قسمتی از این تونل را به بهره برداری برسانیم.
او در پایان ضمن آرزوی موفقیت برای تمام همکاران در سال نو، روز جهانی آب را تبریک گفت و هدف از انتخاب شعار " آب پاک برای جهان سالم " را ارتقای آگاهی مردم درباره حفظ زیست بوم های سالم دانست.

طبیعت با بهار طراوت می یابد و معنویت با بهار رمضان اوج می گیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز می شود و بهار معنویت با ماه رمضان. سردی طبیعت با شکوفه های بهاری و سرود بلبلان رخت بر می بندد و یخهای عصیان و نافرمانی، با زمزمه های نیمه شب رمضان و ترنم دعای رمضانیان آب می شود. در رمضان است که می توان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افکند و در عید فطر پیروزی فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.
اگر گردش زمین دور خورشید، آغازگر سال شمسی است واگر تکاپوی ماه بر گرد زمین، نوید بخش سال قمری؛ حرکت سالک عاشق در رمضان المبارک در مدار توحید، طلایه دار سال معنوی است و پیروزی قلب سلیم بر شهوت بدخیم، نوروز آن.
رضای آل محمد علیهم السلام را سخنی شنیدنی است:«اِنَّما جُعِلَ یَوْمُ الْفِطْرِ الْعیدَ لِیَکُونَ لِلْمُسْلِمینَ مُجْتَمَعا یَجْتَمِعُونَ فیهِ وَ یُبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَیُمَجِّدُونَهُ عَلی ما مَنَّ عَلَیْهِمْ فَیَکُونُ یَوْمَ عیدٍ وَ یَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ یَوْمَ فِطْرٍ وَ یَوْمَ زَکاةٍ وَ یَوْمَ رَغْبَةٍ وَ یَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ یَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ یَحِلُّ فیهِ الاَْکْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ اَنْ یَکْونَ لَهُمْ فی ذلِکَ مَجْمَعٌ یَحْمِدُونَهُ فیهِ وَ یُقَدِّسُونَهُ؛
همانا روز فطر، عید قرار داده شده تا برای مسلمانان روز اجتماعی باشد که در آن روز گرد هم آیند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز کنندو به خاطر منّتی که بر آنان نهاده است، او را ستایش کنند، پس روز عید و روز گردهم آیی و روز افطار، روز زکات، روز گرایش به یکدیگر و روز تضرّع [به پیشگاه حق تعالی] است، [و نیز روز فطر، روز عید قرار داده شده] به دلیل آنکه روز فطر اولین روز سال است که خوردن و آشامیدن در آن جایز شمرده شده است، چرا که نزد اهل حق اولین ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عید فطر، مسلمانان اجتماع کنند و با یکدیگر به ستایش و تقدیس او بپردازند.»
در صبحدم این عید آسمانی است که هاتفی ملکوتی، پیروزمندان میدان جهاد اکبر را به دریافت پاداششان فرا می خواند، پاداشی فراتر از پاداشهای خاکی و غیرقابل مقایسه با هدایای پادشاهان زمینی.
امام باقر علیه السلام ازپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کردند: «اِذا کانَ أَوَّلُ یَوْمٍ مِنْ شَوّال نادی مُنادٍ: اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلی جَوائِزِکُمْ. ثُمَّ یا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَیْسَتْ کَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوکِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ یَوْمُ الْجَوائِزِ؛ هنگاهی که روز اول ماه شوال فرا می رسد، منادی ندا می دهد: هان ای مؤمنان! برای دریافت جوایزتان صبح زود بشتابید. ای جابر، جوایز خداوند همانند جوایز پادشاهان نیست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوایز است.»
فاتحان و مدال آوران جهاد اکبر را شایسته نیست که از پس این پیروزی بزرگ، در گرداب معصیت و نافرمانی در غلطند و دیگر بار اسیر نفس فرومایه شوند و عزت خدایی را با ذلّت شیطانی معاوضه کنند. امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه های عید فطر، مردم را به دوری از معصیت در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی، و... دعوت می فرماید.
امام علی علیه السلام در عید فطر خطبه خواند تا آنجا که فرمود: «اَطیعُوا اللّه فیما نَهاکُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْیانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِکْیالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛ فرمان خداوند را در خودداری از کارهایی که شما را از آن برحذر داشته است، عمل کنید [که از آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان عفیف، شهوترانی حرام، شراب خواری، کم فروشی، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»
از همین رو است که پاکان و سالکان را در تعظیم این عید عظیم آدابی است و در تحکیم شعائر آن احکامی.

کیفیت خواندن نماز عید فطر

نماز عید فطر دو رکعت است در رکعت اول حمد و سوره (سوره اعلی بهتر است خوانده شود) بخواند و بعد از قرائت پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری این قنوت را بخواند:

اَللَّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْعَظَمَةِ
ای خدا ای که عظمت و کبریایی شایسته و مخصوص توست
وَ أَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَهْلَ التَّقْوَی وَ الْمَغْفِرَةِ
و جود و بخشش و جلال و جبروت به تو اختصاص دارد و لایق عفو و رحمت و سزاوار ترس از عصیان و آمرزش گناهان تویی
أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذَا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً
از تو درخواست می‏کنم به حق این روز که برای مسلمین عید قرار دادی
وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ مَزِیداً أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
و برای محمد صلی الله علیه و آله ذخیره و زیادت مقام گردانیدی درخواست دارم که درود بر محمد (ص) و آلش فرستی
وَ أَنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ
و مرا هم در هر سعادتی که محمد (ص) و آل محمد (ع) را داخل گردانیدی داخل سازی
وَ أَنْ تُخْرِجَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ‏
و از هر بدی که محمد (ص) و آل محمد (ع) را خارج ساختی مرا نیز خارج گردانی که درود بر محمد و آل او باد
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیْرَ مَا سَأَلَکَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ وَ أَعُوذُ بِکَ فِیهِ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ الْمُخْلِصُونَ‏
ای خدا من از تو درخواست می‏کنم بهتر چیزی را که بندگان شایسته‏ات از تو درخواست کردند و پناه می‏برم به تو از آنچه بندگان صالحت به تو پناه بردند.

پس تکبیر ششم بگوید و برکوع رود و بعد از رکوع و سجود برخیزد برکعت دوم و بعد از حمد سوره (بهتر است سوره شمس را بخواند) بخواند پس چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری آن قنوت را بخواند و چون فارغ شد تکبیر پنجم گوید و به رکوع رود پس نماز را تمام کند
بعد از سلام تسبیح زهرا علیها السلام بفرستد و بعد از نماز عید دعاهای بسیار وارد شده است و شاید بهترین آنها دعای چهل و ششم صحیفه کامله باشد. و مستحب است که نماز عید در زیر آسمان و بر روی زمین بدون فرش و بوریا واقع شود و آنکه برگردد از مصلی از غیر آن راهیکه رفته بود و دعاء کند از برای برادران دینی خود بقبولی اعمال.

قبله‌يابي و تعيين سمت قبله، از نكات مهمي است كه همه‌ي ما دغدغه‌ي آن را داريم. دانستن جهت قبله، علاوه بر نماز، در بسياري از عبادات امري ضروري است.

يكي از روش‌هاي دقيق جهت‌يابي قبله، استفاده از سايه‌ي شاخص به هنگام پايان ظهر در مكّه در دو روز خاص از سال است؛ اين دو روز عبارتند از 7 خرداد و 25 تير، بر اين اساس، مي‌توانيد با استفاده از يك شاخص و تعيين سايه‌ي شاخص در اين دو روز، سمت دقيق قبله را هر مكاني به سادگي بيابيد.

در روزهاي 7 خرداد و 25 تير امسال، ميل خورشيد (فاصله‌ي مركز خورشيد تا استواي سماوي) با عرض جغرافيايي مكّه برابر مي‌شود. به عبارت ديگر، هنگام ظهر شرعي (اذان ظهر)، خورشيد درست در سمت الرأس مكّه ـكه قبله در آن واقع است ـ قرار مي‌گيرد؛ در نتيجه شاخص در مكّه سايه نخواهد داشت و لذا در هر مكاني كه قرار داشته باشيد، خلاف سايه‌ي شما، سمت صحيح قبله را نشان مي‌دهد.

قبلهبراي آن‌كه اين عمل به دقت انجام پذيرد، مي‌توانيد از يك وسيله‌ي عمود بر زمين (نخ يا ميله) استفاده كنيد و خلاف جهت سايه‌ي آن را در اين دو روز از سال به هنگام اذان ظهر مكه   (7 خرداد ساعت 13 و 48 دقيقه و 25 تير ساعت 13 و 57 دقيقه به وقت رسمي ايران) مشخص كنيد.
به اين ترتيب، مي‌توانيد جهت صحيح قبله در محل خود را به دست آورده‌ايد.

البته اگر احساس مي‌كنيد اين توضيحات كمي پيچيده شده است نگاهي به عكس روبه‌رو بيندازيد، تا درك مساله آسان‌تر شود.  

 

 

 

 


تقدیم به دل تنگ همه بچه های زمین که در انتظار سهم گم شده خودشون از همه فراموشی ها هستند....

                                                                           دلتنگمدلتنگم

                                           دلم

به تنگی سوراخ یک سوزن است

آن قدر تنگ

که نخ هیچ عشقی از آن رد نمی شود

                         دل تو بزرگ است

                                         آن قدر بزرگ

                                                            که تمام پرستوها

                          تمام شاهین ها

                          و تمام بادبادکهای دنیا

   در آسمانش اوج می گیرند

   و زیبا می شوند

                                              مگر کسی که دلش آسمان است

                       دلتنگ هم می شود...

                                                      داری؟


 

  بدن ما نياز دارد درجه‌ي حرارت مركزي خود را در حد 36.9 درجه حفظ كند؛ بنابراين به هنگام سرما، مغز مان براي جلوگيري از كاهش بيش از حد دماي بدن (هيپوترمي) و ساير عواقب سرد شدن درون آن  درجه‌ي حرارت بدن را كنترل مي‌كند.اگر سطح پوست بيش از حد خنك شود، گيرنده‌هاي پوست پيام‌هايي را به مغز مي‌فرستند كه رشته‌اي از شگردهاي گرم‌كننده را به راه مي‌اندازد.

  لرزيدن يكي از اين شگردهاست كه به دنبال آن عضلات بدن با سرعت زياد منقبض و منبسط مي‌شوند. علاوه بر جنبيدن عضلات دست و پا، عضلات فك هم ممكن است شروع به لرزش كند و در نتيجه دندان‌هايمان به هم بخورد.اين فعاليت غيرارادي عضلاني، با ايجاد گرما به بدن كمك مي‌كند تا درجه‌ي حرارتش را بالا ببرد. اين حالت همچنين هشداري براي ماست كه خود را به پناهگاهي گرم برسانيم و به صرافت يك نوشيدني داغ بيفتيم.


 

دانشگاه صنعتی اصفهان، خودرویی را ساخته است که در هر 500 کیلومتر، تنها يك ليتر بنزين مصرف می‌كند.

 

اين خودروی يك نفره، حداكثر 75 کیلومتر در ساعت راه می‌رود. بدنه‌ی این خودرو از موادّ کامپوزیت با فیبر کربن ساخته شده است که هم بسیار سبک و هم محکم است.

 

فدایی سرپرست گروهی كه اين خدرو را ساخته است، می‌گويد: « ما اين خودرو را ساخته‌ايم تا مردم به جای موتورسيكلت از آن استفاده كنند.» او گفت گروهش تصميم دارد يك خودروی دونفره را هم بسازد.

 

گفتنی است كم‌مصرف‌ترين خودروها در چنين مسافتی 25 ليتر بنزين می‌سوزانند.

 


این روز هایی که گذشت سالروز یادبود فردوسی بود. خوب حکیم سخن را همه ما می شناسیم اما دلیل این یادداشت در واقع همه اون فراموشی هایی بود که فردوسی چندین قرن پیش برای ما زنده کرد و ما الان به راحتی به آنها می خندیم یا به سادگی از کنار آنها می گذریم

این شعر را از آقای علیرضا قزوه برای یادکرد همه چیزهایی که امروز برای ما جزیی از فراموشی هایمان شده با هم مرور می کنیم:

این روزها اسفندیار تبلیغ لنز می کند و

دهقان توس

به برگه های جریمه نگاه می کند و

محمود غزنوی با بنزی سیاه می گذرد

از چراغ قرمز

اگر دماوندی که قصه از آن آغاز شد

همین دماوند است

پس رستم کجاست؟

گرد آفرید کو؟

من که در این خیابان ها

جز سودابه هیچ نمی بینم

- آقا لطفا فندکتان...

می خواهم پر سیمرغ را

آتش بزنم

 

 


یکی از ویژگی های ما آدمهای امروزی این است که گاهی اونقدر در پیچ و خم روزمره زندگی گم می شویم که معنی خیلی چیزها از ذهن ما می رود. یادمان می رود که دنیا محل زندگی کردن تنها به این شکلی که ما می بینینیم نیست.یادمان می رود دنیا برای بچه ها همان کتاب شعرشان است و یا همان دویدن عصرگاهی پدر برای گرفتن آنها که بر دوچرخه هایشان در کوچه رکاب میزنند. بد نیست گاهی هم فکر کنیم به غیر از همه این کارهای روز مره می توان جور دیگری هم به دنیا نگاه کرد...

حالا با هم شعری را می خوانیم که دوست خوب شما ستاره زرگر آن را سروده است

 سجاده دلم وقت اذان باز می شود

سجاده ام را دوست دارم

 بوی تو را می دهد

و خلوتی که در آن تنها تویی

 نمی دانم کجایی

تنها حدس می زنم در همه سجاده هایی


كامپيوتر يك گروه مردمی، از جهانيان خواسته است تا روز ۱۴ ارديبهشت، رايانه‌ی خود را به مدت يك روز خاموش كنند.

اعضای اين گروه می‌گويند: "رايانه همه‌ی زندگی نيست و با خاموش کردن آن، می‌توان کارهای ديگری در زندگی انجام داد؛ کارهايی چون رفتن به طبيعت، ورزش و بودن در كنار خانواده و دوستان."

 اين فكر تنها با يک سؤال ساده آغاز شد: "آيا فکر می‌کنيد بتوانيد ۲۴ ساعت بدون رايانه زندگی كنيد؟" اما اين سؤال ساده به اتفاقی مهم در دنيای مجازی تبديل شد. 

استفاده بيش از اندازه از رايانه، تلويزيون، بازی‌های رایانه‌ای، تلفن همراه و وسايل شبيه به آن‌ها تأثير بدی روی روح و روان انسان‌ها بر جا می‌گذارد.

در سال گذشته ۶۵ هزار نفر به اين خواسته پاسخ مثبت دادند و رايانه‌های خود را به مدت يک شبانه روز خاموش کردند و به کارهای ديگر پرداختند.
 


 

پليس، پرونده‌ی خلاف‌كارترين راننده‌ی ايرانی را به دادگاه فرستاد.

به نوشته‌ی خبرگزاری‌ها، يك راننده‌ی پژو‌ی 405 به دليل داشتن بيش‌ترين خلاف در رانندگی، روانه‌ی دادگاه شده است. اين راننده‌، در طول رانندگی خود 663 بار خلاف كرده است و برای اين كار جمعاً 14 ميليون تومان جريمه شده است.  فهرست خلاف‌های او 56 صفحه است و پليس برای پرينت گرفتن اين فهرست از 8 متر كاغذ استفاده كرده است!

يك راننده‌ی اتوبوس با ۱۳ ميليون تومان جريمه، در رده‌ی دوم خلاف‌كارترين راننده‌های ايرانی قرار دارد. پليس اين راننده را نيز بازداشت كرده و به دادگاه فرستاده است.

درباره‌ی اين افراد اطلاعات بيش‌تر‌ی منتشر نشده است. 

 


   دانشمندان بعد از تحقیقات همه جانبه، به این نتیجه رسیده‌اند که بیش‌ترین موادّ مفیدی که خطر سرطان را کاهش می‌دهد و بدن را از بیماری‌های قلبی در امان نگاه می‌دارد، در سیب موجود است.

 به گفته‌ی كارشناسان، سیب به دليل داشتن "آنتی‌اُکسیدان"‌های قوی، اثر خوبی بر دستگاه‌های گوناگون بدن می‌گذارد.

هر سیب، دو برابر يك ليوان چای، سه برابر يك پرتقال و هشت برابر يك موز، آنتی‌اکسیدان دارد.

پیش از این دانشمندان گفته بودند مصرفِ مرتّبِ سیب و آب سیب، از نابودی سلّول‌های مغزی جلوگیری می‌کند. از بين رفتن سلّول‌های مغز در افراد پير، باعث فراموشی می‌شود.

البتّه شايد اين دانشمندان ندانند كه پيامبر اسلام(ص) 1400 سال پيش فرموده‌اند: "خوردن يك سيب در روز، بيماری را از انسان دور می‌كند."

 


 ساعت‌ جهانی را به وقت مكّه تنظيم كنيد

 يك دانشمند مصری به نام دكتر يحيی، با كمك رايانه ثابت كرده است كه شهر مكّه درست در وسط زمين قرار گرفته است. او می‌گويد: «مسافت مكّه تا قارّه‌های مختلف جهان يكسان است؛ يعنی اين شهر در مركز زمين قرار دارد.» 

دانشمندان مسلمان با برگزاری همايشی به نام "مکّه مرکز زمین" پيشنهاد دادند مردم دنيا ساعت جهانی را بر اساس وقت مكّه تنظيم كنند. به نظر آن‌ها استفاده از ساعت گرينويچ به عنوان ساعت جهانی، هيچ مبنای علمی ندارد و تنها به دليل سُلطه‌ی استعمار انگليس بر دنيا انتخاب شده است.

 در اين همايش كه در روز آخر فروردين در كشور قطر برگزار شد، همچنين ساعتی به نمايش گذاشته شد كه بر اساس زمان مكّه تنظيم شده است. اين ساعت ويژگی‌های جالبی ديگری هم دارد. سازنده‌ی آن، ياسين شوك درباره‌ی ساعتش می‌گويد: "این ساعت يك قبله‌نما دارد و در هر جايی از جهان كه باشيد جهت قبله را به شما نشان می‌دهد. ضمناً عقربه‌های آن، بر عکس ساعت‌‌های فعلی می‌چرخد؛ يعنی مانند حرکت ستاره‌ها و سيّاره‌ها، طواف مسلمانان به دور كعبه و حتّی گردش خون، از راست به چپ است."    

كشور عربستان ساعت جدید را در شهر مکّه نصب خواهد كرد.


اردیبهشت برای ما ایرانيان همیشه ماهی خاص است. از سعدی و فردوسی که در این ماه تکریم می‌شوند تا سهراب سپهری و شهيد مطهري. چند سالی است ما در اردیبهشت می‌توانیم به یاد یکی دیگر از مفاخر کشورمان که سایه‌‌اش را بر سر کودکان و نوجونان و تمامی مردمان ایران گسترانده بود کمی تامل کنیم.

کیومرث صابری فومنی طنز پرداز معاصر کشور ما بود که امسال چهارمین سالگرد در گذشتش را به یادش بزرگ می‌داریم.

اگر دوست دارید راجع به او بیش‌تر بدانید به ادامه مطلب رجوع کنید.


نظری داری؟

دانشمندان موفّق شده‌اند نوعی چشم مصنوعی بسازند كه به نابينايان كمك می‌كند كمی ببينند. با كمك اين چشم‌های مصنوعی، نابینایان می‌توانند بدون هیچ کمکی حرکت کنند و چيزها را تشخیص دهند.

استفاده از این چشم مصنوعی، نیازمند عمل جراحی است. پزشكان یک پلاک فلزی باریک را در چشم بيمار كار می‌گذارند و آن را به يك دوربين كوچك وصل می‌كنند که روی یک عینک آفتابی نصب شده است. تصاويری كه از دوربين به پلاك می‌رسد، از طريق عصب بينايی به مغز فرستاده می‌شود.

اين روش بینایی کامل را به بیمار بازنمی‌گرداند؛ امّا به آن‌ها كمك می‌كند تا تاريكی و روشنايی را تشخیص دهند.

 این چشم مصنوعی، نخستين بار،  6 سال پيش در چشم یک زن 64ساله پیوند زده شد. اكنون نمونه‌های كامل‌تری از اين چشم‌ها به كار گرفته شده‌اند.

 



صفحه‌ی نخست
پست الکترونیک
بايگانی وبلاگ

نوشته‌ها بر اساس موضوع
پيامبران
خبر، گزارش و گفت‌وگو
سرگرمی و بازی
شعر
عكس‌های بامزه
علمی
قصّه
كتاب‌خانه
مذهبی
هنر
يادداشت‌‌ها
عيد

نویسندگان
بهروز كهريز
مجله‌ی رشد دانش‌آموز
مجله‌های دانش‌آموزی رشد
مجله‌ی انتظار نوجوان
مجله‌ی پوپك
مجله‌ی سلام بچه‌ها
مجله‌ی سروش كودكان
مجله‌ی سروش نوجوان
مجله‌‌ی شاهد كودك
مجله‌‌ی شاهد نوجوان
مجله‌‌ی شاهد جوان
مجله‌ی اينترنتی هدهد
كانون پرورش فكری
جزيره‌ی كودكان
جزيره‌ی دانش‌آموزان
سازمان فضايی ايران/ ‌بخش دانش‌آموزی
شبكه‌ی مدرسه
استاد مهدی آذر يزدی/ قصه‌های خوب برای بچّه‌های خوب
وبگاه كودكان
كودكانه‌های ما دو تا
شعرهای عمو علوی
عمو پورنگ
شبكه‌ی آموزش تلويزيون و بچّه‌ها
برنامه‌ی فيتيله، جمعه تعطيله
وبلاگ علمی گلستان علم

  RSS 

اسماعيل

 

حضرت ابراهيم(ع) فرزندي نداشت. نزديك به صد سالش بود كه خدا اسماعيل را به او داد. اسماعيل دو سال بيش‌تر نداشت كه حضرت ابراهيم او و مادرش هاجر را به سرزمين مكّه آورد. اين دستور خدا بود.

در آن روزگار مكّه سرزميني خشك و بي‌آب و علف بود و كسي در آن زندگي نمي‌كرد. گاهي قبيله‌ا‌ي از آن‌جا مي‌گذشت. حضرت ابراهيم مادر و فرزند را تنها گذاشت و خواست كه به شهر خودش برگردد. سرش را بالا گرفت و گفت: «خدايا زن و فرزندم را در كنار خانه‌ي تو تنها مي‌گذارم. پروردگارا آن‌ها را از نمازگزاران هميشگي قرار ده و قلب مردم را با آن‌ها مهربان كن و روزي آن‌ها را برسان تا هميشه تو را شكر گويند.»


يادداشت

 

راضيه فرهي

 

روز عرفه

 

مقدمه:

روز عرفه از ايام باشكوه و عظيم است. روزي است كه در‌هاي آسمان را براي پذيرش تضرع‌هاي عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله مي‌گشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است . آري باز هم فرصت براي بازگشت انسان به اصل و جايگاه اعلي اوليه‌اش را فراهم مي‌كنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار مي‌كنند. چقدر ظلم كرديم! چقدر ناديده گرفتيم آن همه رحمت را! ولي باز هم مي‌خوانندمان، دعوتمان مي‌كنند و مي‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شويم. آري روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است.

شيطان را در اين روز در غل و زنجير مي‌كشد و باز هم زمينه پيروزي انسان را بر نفس فراهم مي‌كند. امام صادق (ع) فرموده‌اند: اگر شخص گناه‌كاري نتواند در شب‌هاي قدر خود از قدر و منزلت خود به نحو احسنت استفاده كند و بهره گيرد، مي‌تواند در اين روز از امتيازات برخورداري از رحمت الهي برخوردار شود.1

وجه تسميه روز عرفه:

1. آورده‌اند كه: زماني‌كه جبرييل مناسك حج ابراهيمي را به ابراهيم خليل‌الله مي‌آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت: (عرفت) و او پاسخ بلي را داد - لذا به اين نام خوانده شد.

2.  همچنين آورده‌اند كه: مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي‌كنند و بعضي آن را از جهت تحمل و صبر و رنجي مي‌دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شوند، چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي است.2

3.  همچنين در روايتي آمده كه آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكي در اين سرزمين يكديگر را يافتند و به همين دليل عرفات و اين روز عرفه نام گرفته است.3

پيشينه‌ وقوف در عرفات:

عرفات جمع عرفه به معناي شناخت است و از آنجا كه آن‌جا وادي شناخت و معرفت خدا و نفس و خود است، عرفات نام گرفته.

الف) حضرت آدم و عرفات:

«فتلقي آدم من و به كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم»

-  آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خدا توبه‌ او را پذيرفت؛ چرا كه او توبه پذير است. طبق روايت اما صادق (ع)، آدم پس از خروج از جوار خدا و فرود به دنيا چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرييل برآدم فرود آمد پرسيد: چرا گريه مي‌كني؟ گفت: چرا گريه نكنم در حالي كه خداوند مرا از جوار و بارگاهش بيرون راند و در دنيا فرود آورد.

جبرييل گفت: اي آدم، به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد آدم گفت چگونه توبه كنم؟ جبرييل او را در روز 8 ذي‌حجه به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرييل به عرفات رفت. پس از نماز عصر آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد. بگو اي آدم:

سبحانك اللهم و بحمدك لااله‌الاانت عملت سوء و ظلمت نفسي و اعترفت بذنوبي اغفرلي انك انت الغغور الرحيم.

آدم تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي‌ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد، همراه جبرييل روانه مشعر شد و شب در آنجا وقوف كرد و صبح‌گاهان با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خدا توبه كرد و خدا توبه او را پذيرفت چرا كه او توبه‌پذير است.

همين مطلب را شيخ صدوق در كتاب «امالي» در روايتي از امام حسن (ع) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرموده است: شخصي يهودي خدمت رسول خدا آمد، او از افراد داناي يهود بود از پيامبر سؤالاتي نمود، يكي از سؤالاتش به اين قرار بود، چرا خداوند به بندگانش امر نمود تا بعدازظهر در صحراي عرفات وقوف نماينده پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: ساعتي است كه حضرت آدم (ع) در آن ساعت مرتكب معصيت (گناه اولي) شد و خداوند بر امت من واجب نمود تا در بهترين مكان‌ها وقوف نمايند و نزد او تضرع و دعا نمايند تا بهشت را مجدداً در اختيار آنها نهد و آن ساعتي كه مردم از عرفه مي‌روند يعني مغرب،‌ ساعتي است كه حضرت آدم (ع) در آن ساعت از خداوند خويش سخناني را فرا گرفت و خداوند با رحمت خود بر او بازگشت و توبه را پذيرفت (چرا كه توبه‌پذير و مهربان) است.

و ايشان فرمودند: به خدا قسم كه براي آسمان‌ها دري است از رحمت و توبه و حاجات، احسان و كرم و بخشش و تمام كساني كه در عرفات اجتماع مي‌كنند شايسته‌ اين صفات هستند.

زماني‌ كه آنها مي‌خواهند از صحراي عرفه خارج شوند خداوند ملائكه‌اش را گواه مي‌گيرد كه همه آنان را از آتش جهنم نجات دادم و بهشت را بر آنان واجب گرداندم.

ب) حضرت ابراهيم در عرفات:

در صحراي عرفات جبرييل پيك وحي الهي، مناسك حج را به ابراهيم(ع) آموخت و ابراهيم(ع) هر يك از مراحل آن را با خلوص و عابدانه برپا داشت و نداي عرفت را در آن سرزمين سر داد.

ج) صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي سرور شهيدان عالم حسين‌بن علي (ع):

امام حسين (ع) در بعدازظهر روز عرفه همراه با فرزندان و ياران خود در صحراي عرفات وقوف كرد. وي در آنجا بزرگترين همايش خودسازي و شناخت را در قالب ژرف‌ترين كلمات به ظهور رسانيد.

سخناني كه از اعماق وجودش نشأت مي‌گرفت آن‌چنان والاست كه آدمي را به تفكر وا مي‌دارد، برخي از موضوعات آن به شرح زير است:

1- ايشان دعاي خود را با ستايش خداوند آغاز مي‌كند، ستايشي زيبا و يكتا.

«ستايش خداوندي را سزاست كه چيزي قضايش را دور نمي‌سازد و از اعطا و بخشش او جلوگيري نمي‌كند و هيچ آفريننده‌اي آفرينش او را ندارد و او سخاوتمندي بي‌انتهاست»

2- بيان گوشه‌اي از نعمت‌هاي بي‌پايان خداوند كه انسان را درتمام مراحل رشد تكامل دربر گرفته و ياد از مهر مادر و مواظبت و پرستاري آنان را از الطاف خداوند مي‌‌شمرد.

3- به شكر نعمت‌هاي الهي اشاره مي‌كند و خود را از اداي يك شكر نيز عاجز مي‌داند.

4- استغفار و انابه عاجزانه به درگاه خداوند و طلب مغفرت از بارگاه حق تعالي.

هر فرازي از اين دعا دريچه‌اي از عشق و نور و محبت و توحيد را در دل انسان مي‌گشايد. ايشان با اين دعا در صدد است انسان و خدا را بشناساند و نزديكي آن دو را به هم نمايان كند. اين نيايش منطقي‌ترين رابطه خدا با انسان را توضيح مي‌دهد. ايشان با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستي و نفوذ علم و قدرت و حيات او را به تك‌تك ذرات و موجودات عالم مشاهده مي‌نمايد و آن چه را مي‌بيند بر زبان مي‌راند.

5- فراگيري راه تعليم و تربيت از خدا

6- شناخت و درخواست بهترين مسألت‌ها.

7- تعليم مفاهيم و ادبيات قرآن.

و...

حال به شرح بخشي از دعاي عرفه با بيان زيباي دكتر شريعتي مي‌پردازيم:

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم عطايم كردي

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

خدايا!

از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن

از آستان مهرت نوميدان مساز

آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان

از درگاه خويشت ما را مران

اي خدا مهربان!

بر من روزي حلالت را وسعت بخش

و جسم و دينم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن

و از آتش جهنم رهايم ساز.

خداي من!

تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله‌اي كه من از تو گرفته‌ام.

تو اين قدر دلسوز مني!

خدايا!

تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟

تو كي غايت بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟

تو كي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟

كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند

كور باد نگاهي كه ديده‌باني نگاه تو را درنيابد

بسته باد پنجره‌اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود

و زيان كار باد سوداي بنده‌‌اي كه عشق تو نصيب ندارد.

خداي من!

مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه

خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهايي‌ام بخش

خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي‌ كه تو اميد مني!

چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيه‌گاه مني!

خداي من!

اگر آنچه از تو خواسته‌ام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد

و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد

يارب! يارب!يارب

پي‌نوشت‌ها:

1. كافي، ج 2، صفحه 66

2. فرهنگ دهخدا، ج 10، ص 15818

3. رسول جعفريان، آثار اسلامي مكه و مدينه، نشر مشعر

4. مفاتيح الجنان

 


عيد قربان

راضيه فرهي

عيد قربان يكي از اعياد بزرگ مسلمين است در روز دهم ذي‌الحجه كه آن را اضحي نيز مي‌گويند.

در اين روز حاجيان بيت‌الله الحرام گوسفند يا شتري را ذبح مي‌كنند و آن در غير حج مستحب مؤكد است، چنانكه از حضرت رسول (ص) رسيده:

اينكه خداوند روز اضحي را عيد قرار داده تا فقرا گوشت فراوان به دستشان رسد، پس به آنها گوشت بخورانيد.

اميرالمومنين (ع)  فرموده‌اند: اگر مردم مي‌دانستند كه قرباني در روز عيد اضحي چه اجري دارد وام مي‌گرفتند و قرباني مي‌كردند، چرا كه با اولين قطره خون آن صاحب قرباني آمرزيده گردد.1

قرباني و عيد قربان در اسلام

اين روز سالروز دستور قرباني اسماعيل است به ابراهيم خليل‌الله. خداوند كه اسماعيل را پس از سال‌هاي طولاني به ابراهيم هديه كرده بود اكنون او را در معرض آزمايشي بسيار سخت قرار داده و خواهان قرباني اسماعيل است.

از او خواسته شده كه اسماعيل را كه اكنون نهالي برومند شده، جواني جان ابراهيم و تنها ثمره زندگي‌اش است را قرباني كند.

در اين لحظه بت‌شكن تاريخ خود در هم مي‌شكند، از تصور پيام مي‌شكند، اما فرمان فرمان خداست. ابراهيم بايد انتخاب كند.

در پايان يك قرن رسالت خدايي در ميان خلق، يك عمر نبوت و امامت مردم و جهاد عليه شرك و پايه‌گذاري توحيد و شكستن بت و نابودي جهل و از همه جبهه‌ها پيروز بيرون آمدن و از همه مسئوليت‌ها موفق بيرون آمدن، هيچ جا به خاطر خود درنگ نكردن و از راه گامي در پي خويش منحرف نشدن هميشه و همه‌جا خوب امتحان دادن... حال مي‌بايست انتخاب سختي مي‌كرد، وسوسه‌هاي شيطان كار را دو چندان سخت مي‌كرد.

به هر حال ابراهيم آن بنده مخلص خدا به پيام حق تسليم شد، او اين پيام را با هزاران رقت به اسماعيل منتقل كرد؛ شرمگين و خسته، اما اسماعيل با آرامشي قلبي به او اعلام كرد تسليم امر خدا باش و خواهي ديد من از صابران خواهم بود.

ابراهيم شگفت‌زده بود. شروع به قرباني كرد، در كمال انسانيت به اوج رسيده بود، او غريزه فرزند دوستي را زير پا گذاشته و به صعود به عشق حقيقي عينيت مي‌بخشيد، حال كه از آزمايش الهي سربلند شده، معبود او گوسفندي را براي ذبح مي‌فرستد. چقدر زيباست حس آزادگي از تعلقات و چقدر زيباتر حس عاشقانه‌ عابد و معبود. و حجاج به پاس بزرگداشت آن روز، در منا گردهم مي‌آيند. ابراهيم‌گونه تعلقات خود به هر آنچه رنگ دنيايي و غيرخدايي دارد  را مي‌بايست قرباني كنند.

اسماعيل در وادي كيست؟ ثروت و مال، موقعيت و مقام، كسب‌ و كار، زن و فرزند و... هر آنچه تو را از انسان بودنت دور خواهد كرد.

آري در اين روز بزرگ بايد آنچنان به يقين قلبي دست يافته باشي كه تمام نفسانيات را قرباني كرده، در خود زمينه رشد تقوا را ايجاد كني تا پله پله به قرب معبود ازلي نزديك و نزديك‌تر شوي.

و خوشا آنان كه از اين فرصت به خوبي استفاده مي‌كنند و ابراهيم‌وار از اين آزمايش سربلند بيرون مي‌آيند.

ريشه قرباني در اديان و ملل گوناگون

قرباني چيست؟2

پيشكش آوردن است، چيزي كه در قرباني مهم است بيش‌تر آن چيز بايد مظهر ارزش يا خلوص باشد نه استفاده اتفاقي از يك جنس مازاد.

آن قدر فرد قرباني كننده به آن چيز تعلق داشته باشد كه براي نتيجه‌ بخش بودن اين عمل در حين اجراي عمل قرباني حالت از دست دادن چيزي با ارزش در او ديده شود.

پيشكش يك شيء در بسياري از زمينه‌هاي ديني متداول است. پيشكش ممكن است جاندار يا بي‌جان باشد.

جاندار، حيواني يا در حالت افراطي انساني نيز بوده است و چيز بي‌جان مثل غلات، برنج و شير را پيشكش مي‌كردند

كه هدف اين نوع قرباني‌ها، خشنود كردن خدايان مربوطه، طلب نعمت يا كسب نتايج مطلوبي چون موفقيت در جنگ يا دوركردن مريضي يا شكرگ‍زاري باشد.

در هر حال امر قرباني از آغاز تاريخ بشر وجود داشته و در پاره‌اي از موارد به علت افراط در آن در برخي اديان و ملل منسوخ گشته، مثلاً در ايران آريايي‌هاي مقيم اين فلات آنچنان در امر قرباني افراط ورزيدند، حتي در مسأله‌ قرباني انساني نيز حد اعتدال را به طور وحشتناكي ردكردند كه زرتشت با آن مبارزه سختي كرد و قرباني را از آيين خود كمرنگ و حذف نمود.3

منشأ تشريع قرباني4

اين مطلب را با طرح يك سؤال آغاز مي‌كنيم، آيا خداوند بندگان را مأمور كرده حيواني را ذبح كنند بدون هيچ فايده و نتيجه‌اي؟

آنچه مسلم و عقلاني است اين است كه مقصود خالق حكيم از ذبح حيوان به مصرف رساندن و احسان مستمندان و قانع آبرومند است كه اين معني منصوص و صريح كتاب مجيد است. بنابراين ذبح حيوان به هدف تأمين ارزاق و كثيري از حوايج ديگر انسان‌هاي نيازمند است.

( يذكروا اسم الله في‌ايام معلومات علي ما رزقهم من بهيمه الانعام فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير) سوره حج-28،29

نام خدا را در روزهاي معلوم ياد نماييد بر آنچه ايشان را از چهارپايان روزي كرده. پس از گوشت‌ آنها بخوريد و سختي كشيده فقير را از آن اطعام نماييد.

بعد از 7 آيه مجدداً مي‌فرمايد:

والبدن جعلناها لكم من شعائرالله لكم فيها خيراً ، فاذكروا  اسم‌الله عليها صواف فاذا وجبت جنوبها فكلوا منها و اطعموا القانع و المعتر كذلك سخرناها لكم لعلكم تشكرون(حج36)

و شتران تنومند را براي شما از شعائر الهي قرار داديم، در اين شتران براي شما خير است،‌ پس هنگامي كه آنها براي نحر رديف شدند نام  خدا را بر آنها ذكر كنيد، پس چون پهلوي آنها فرود افتاد از آنها بخوريد و به درماندگان آبرومند و فقيراني كه در معرضند بخورانيد، ما اين شتران را براي شما رام و سخر گردانيديم تا تشكر ايزد تعالي را بجا آوريد.

پس منشأ قرباني بر طبق آيات قرآني چيزي نيست جز ياري رساندن به مستمندان و گرسنگان. از سوي ديگر ريختن خون حيوان اگر بدون دليل و استفاده خاصي باشد در اسلام منع شده است. چنانكه پيامبر فرمود: به قتل مرسان گوسفند يا شتري را مگر براي خوردن.

يا در جاي ديگر فرمودند:

كسي كه گنجشكي را بيهوده به قتل رساند، روز قيامت در پيشگاه خداوند فرياد مي‌زند و مي‌گويد:

پروردگارا، فلان كس مرا بيهوده كشت نه براي بهره گرفتن.

منظور از بيان اين دو روايت طرح هدفمند بودن آيين قرباني در اسلام است.

موضوع وجود حق فقرا در قرباني به حدي اهميت دارد كه غير از هدي تمتع و قران، خوردن گوشت ساير قرباني‌هاي كفارات حج بنابر مشهور بر صاحبش حرام است.

حتي در برخي روايات به مسلمين توصيه شده كه براي قرباني بهترين و فربه‌ترين حيوان‌ها را انتخاب كنند تا گوشت كافي به اهل استحقاق برسد.

اگر اين مسائل به خوبي رعايت مي‌شد عدالت اقتصادي و اجتماعي در جامعه مسلمين برقرار مي‌شد و فقرا به حق تعبيه شده خودشان در اموال ثروتمندان مي‌رسيدند و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه اسلامي مشاهده نمي‌شد.

هدف باطني قرباني

قرباني يكي از شعائر الهي است كه اجراي آن ايجاد تقوا مي‌كند:

«و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب»

كسي كه شعائر خدا  را بزرگ شمارد، و بر وفق آنها رفتار نمايد تقوي در قلبش راسخ مي‌گردد و تا اجل مسمي يعني تا آخر عمر از عمل به آن شعائر منتفع مي‌شود، چرا كه احكام الهي كه شعائر الهي مي‌باشند به منظور احراز منافع و مصالح دنيا و آخرت مردم وضع شده‌اند و اين آيه افاده مي‌كند كه اعمال حج و از آن جمله قرباني  از آغاز تا انجام رو به سوي او داشتن و سير به سوي خداوند است.

پس در نتيجه يكي ديگر از اهداف دنبال شده در قرباني قرب به خداوند و نزديك شدن به حريم امن الهي است. اين شعائر كه قرباني از جمله آنها مي‌باشد هدفش ايجاد تقوا در قلب‌هاست.

چنانكه خداوند مي‌فرمايد: لن ينال الله لحومها ولادماؤها و لكن يناله التقوي منكم.

گوشت‌هاي قرباني و خون‌هايي كه در آن هنگام ريخته مي‌شود هرگز به خدا نمي‌رسد، ولي آنچه به او مي‌رسد تقواي شماست.

يعني قرباني‌كنندگان تنها با انجام عمل ظاهري قرباني به رضاي حق و مقام قرب نايل نمي‌شوند،  مگر اين عمل با خلوص نيت و موافق شرايط تقوي و دوري از منكرات و مناهي، پس در صورتي كه اين حقايق را كه مقصد اعلي حج و ساير عبادات است را به دست نياوري، قرباني كردن هر چند زياد باشد و قرباني فربه براي آنان سودي نخواهد داشت.

و از اسرار حج همين است كه حجاج در كنار اين اعمال ظاهري بايد صاحب تقوي شوند، يعني با خلوص نيت و ايمان شديد قلبي آنها را بجا آورند تا حج مقبولي داشته باشند.

يك نكته جالب در امر قرباني جايگزيني روزه است كه البته مشروط به 2 شرط است:

1- حيوان براي قرباني نباشد     2- فرد استطاعت قرباني را نداشته باشد.

قرآن مجيد مي‌فرمايد:

كسي كه عمره را به حج رسانيد پس آنچه از قرباني كه در توانش باشد انجام دهد، پس آن كس كه نيابد سه روز در ايام حج روزه دارد و هفت روز هنگام بازگشت به وطن. (بقره- 196)

نتيجه‌گيري و خلاصه‌‌اي از اسرار و فلسفه قرباني

1- فداكردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله حكمت‌هاي قرباني است.

2- امر قرباني ظاهر و باطني دارد، ظاهر آن ذبح حيوان است به هدف دستگيري از گرسنگان، باطن آن كشتن نفس اماره است.

انسان كه در عرفه به شناخت و در مشعر به شعور و آگاهي رسيد، امروز با كسب اطلاعات كافي درمورد خويش و خداي خويش بايد حيوان نفس را قرباني كند تا از اين طريق به اوج كمال خود نايل شود.

3- در برخي روايات قرباني را سبب آمرزش گناهان نيز دانسته‌اند و گفته شده، با ريختن اولين قطره‌ خون قرباني گناهان صاحبش بخشيده مي‌شود (البته شرط اخلاص را نبايد فراموش كرد).

4- سير كردن گرسنگان، همانطور كه گفتيم قرآن فرموده: فكلوا منها واطعموا القانع و المعتر، از گوشت‌هاي قرباني هم خودتان ميل كنيد هم به قانع و فقير دهيد.

5- هدف عالي قرباني «تقوا» است.

قرباني بايد از روي خلوص نيت انجام پذيرد تا سبب شكوفايي روح ايثار، نشان دادن ميزان عشق و قرب به خدا باشد. تا تقوا در دل و قلب مسلمان ايجاد شود.

پي‌نوشت‌ها:

1. قرآن كريم

2. معارف و معاريف(ذيل واژه قربان) سيد مصطفي حسيني دشتي- ج 8- نشر مفيد 1376

3. فرهنگ اديان جهان- جان‌آر- هيلنز- ويراسته‌ ع پاشايي. مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب 1385

روز عرفه

 

مقدمه:

روز عرفه از ايام باشكوه و عظيم است. روزي است كه در‌هاي آسمان را براي پذيرش تضرع‌هاي عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله مي‌گشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است . آري باز هم فرصت براي بازگشت انسان به اصل و جايگاه اعلي اوليه‌اش را فراهم مي‌كنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار مي‌كنند. چقدر ظلم كرديم! چقدر ناديده گرفتيم آن همه رحمت را! ولي باز هم مي‌خوانندمان، دعوتمان مي‌كنند و مي‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شويم. آري روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است.

شيطان را در اين روز در غل و زنجير مي‌كشد و باز هم زمينه پيروزي انسان را بر نفس فراهم مي‌كند. امام صادق (ع) فرموده‌اند: اگر شخص گناه‌كاري نتواند در شب‌هاي قدر خود از قدر و منزلت خود به نحو احسنت استفاده كند و بهره گيرد، مي‌تواند در اين روز از امتيازات برخورداري از رحمت الهي برخوردار شود.1

وجه تسميه روز عرفه:

1. آورده‌اند كه: زماني‌كه جبرييل مناسك حج ابراهيمي را به ابراهيم خليل‌الله مي‌آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت: (عرفت) و او پاسخ بلي را داد - لذا به اين نام خوانده شد.

2.  همچنين آورده‌اند كه: مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي‌كنند و بعضي آن را از جهت تحمل و صبر و رنجي مي‌دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شوند، چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي است.2

3.  همچنين در روايتي آمده كه آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكي در اين سرزمين يكديگر را يافتند و به همين دليل عرفات و اين روز عرفه نام گرفته است.3

پيشينه‌ وقوف در عرفات:

عرفات جمع عرفه به معناي شناخت است و از آنجا كه آن‌جا وادي شناخت و معرفت خدا و نفس و خود است، عرفات نام گرفته.

الف) حضرت آدم و عرفات:

«فتلقي آدم من و به كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم»

-  آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خدا توبه‌ او را پذيرفت؛ چرا كه او توبه پذير است. طبق روايت اما صادق (ع)، آدم پس از خروج از جوار خدا و فرود به دنيا چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرييل برآدم فرود آمد پرسيد: چرا گريه مي‌كني؟ گفت: چرا گريه نكنم در حالي كه خداوند مرا از جوار و بارگاهش بيرون راند و در دنيا فرود آورد.

جبرييل گفت: اي آدم، به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد آدم گفت چگونه توبه كنم؟ جبرييل او را در روز 8 ذي‌حجه به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرييل به عرفات رفت. پس از نماز عصر آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد. بگو اي آدم:

سبحانك اللهم و بحمدك لااله‌الاانت عملت سوء و ظلمت نفسي و اعترفت بذنوبي اغفرلي انك انت الغغور الرحيم.

آدم تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي‌ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد، همراه جبرييل روانه مشعر شد و شب در آنجا وقوف كرد و صبح‌گاهان با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خدا توبه كرد و خدا توبه او را پذيرفت چرا كه او توبه‌پذير است.

همين مطلب را شيخ صدوق در كتاب «امالي» در روايتي از امام حسن (ع) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرموده است: شخصي يهودي خدمت رسول خدا آمد، او از افراد داناي يهود بود از پيامبر سؤالاتي نمود، يكي از سؤالاتش به اين قرار بود، چرا خداوند به بندگانش امر نمود تا بعدازظهر در صحراي عرفات وقوف نماينده پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: ساعتي است كه حضرت آدم (ع) در آن ساعت مرتكب معصيت (گناه اولي) شد و خداوند بر امت من واجب نمود تا در بهترين مكان‌ها وقوف نمايند و نزد او تضرع و دعا نمايند تا بهشت را مجدداً در اختيار آنها نهد و آن ساعتي كه مردم از عرفه مي‌روند يعني مغرب،‌ ساعتي است كه حضرت آدم (ع) در آن ساعت از خداوند خويش سخناني را فرا گرفت و خداوند با رحمت خود بر او بازگشت و توبه را پذيرفت (چرا كه توبه‌پذير و مهربان) است.

و ايشان فرمودند: به خدا قسم كه براي آسمان‌ها دري است از رحمت و توبه و حاجات، احسان و كرم و بخشش و تمام كساني كه در عرفات اجتماع مي‌كنند شايسته‌ اين صفات هستند.

زماني‌ كه آنها مي‌خواهند از صحراي عرفه خارج شوند خداوند ملائكه‌اش را گواه مي‌گيرد كه همه آنان را از آتش جهنم نجات دادم و بهشت را بر آنان واجب گرداندم.

ب) حضرت ابراهيم در عرفات:

در صحراي عرفات جبرييل پيك وحي الهي، مناسك حج را به ابراهيم(ع) آموخت و ابراهيم(ع) هر يك از مراحل آن را با خلوص و عابدانه برپا داشت و نداي عرفت را در آن سرزمين سر داد.

ج) صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي سرور شهيدان عالم حسين‌بن علي (ع):

امام حسين (ع) در بعدازظهر روز عرفه همراه با فرزندان و ياران خود در صحراي عرفات وقوف كرد. وي در آنجا بزرگترين همايش خودسازي و شناخت را در قالب ژرف‌ترين كلمات به ظهور رسانيد.

سخناني كه از اعماق وجودش نشأت مي‌گرفت آن‌چنان والاست كه آدمي را به تفكر وا مي‌دارد، برخي از موضوعات آن به شرح زير است:

1- ايشان دعاي خود را با ستايش خداوند آغاز مي‌كند، ستايشي زيبا و يكتا.

«ستايش خداوندي را سزاست كه چيزي قضايش را دور نمي‌سازد و از اعطا و بخشش او جلوگيري نمي‌كند و هيچ آفريننده‌اي آفرينش او را ندارد و او سخاوتمندي بي‌انتهاست»

2- بيان گوشه‌اي از نعمت‌هاي بي‌پايان خداوند كه انسان را درتمام مراحل رشد تكامل دربر گرفته و ياد از مهر مادر و مواظبت و پرستاري آنان را از الطاف خداوند مي‌‌شمرد.

3- به شكر نعمت‌هاي الهي اشاره مي‌كند و خود را از اداي يك شكر نيز عاجز مي‌داند.

4- استغفار و انابه عاجزانه به درگاه خداوند و طلب مغفرت از بارگاه حق تعالي.

هر فرازي از اين دعا دريچه‌اي از عشق و نور و محبت و توحيد را در دل انسان مي‌گشايد. ايشان با اين دعا در صدد است انسان و خدا را بشناساند و نزديكي آن دو را به هم نمايان كند. اين نيايش منطقي‌ترين رابطه خدا با انسان را توضيح مي‌دهد. ايشان با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستي و نفوذ علم و قدرت و حيات او را به تك‌تك ذرات و موجودات عالم مشاهده مي‌نمايد و آن چه را مي‌بيند بر زبان مي‌راند.

5- فراگيري راه تعليم و تربيت از خدا

6- شناخت و درخواست بهترين مسألت‌ها.

7- تعليم مفاهيم و ادبيات قرآن.

و...

حال به شرح بخشي از دعاي عرفه با بيان زيباي دكتر شريعتي مي‌پردازيم:

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم عطايم كردي

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

خدايا!

از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن

از آستان مهرت نوميدان مساز

آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان

از درگاه خويشت ما را مران

اي خدا مهربان!

بر من روزي حلالت را وسعت بخش

و جسم و دينم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن

و از آتش جهنم رهايم ساز.

خداي من!

تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله‌اي كه من از تو گرفته‌ام.

تو اين قدر دلسوز مني!

خدايا!

تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟

تو كي غايت بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟

تو كي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟

كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند

كور باد نگاهي كه ديده‌باني نگاه تو را درنيابد

بسته باد پنجره‌اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود

و زيان كار باد سوداي بنده‌‌اي كه عشق تو نصيب ندارد.

خداي من!

مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه

خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهايي‌ام بخش

خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي‌ كه تو اميد مني!

چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيه‌گاه مني!

خداي من!

اگر آنچه از تو خواسته‌ام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد

و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد

يارب! يارب!يارب

پي‌نوشت‌ها:

1. كافي، ج 2، صفحه 66

2. فرهنگ دهخدا، ج 10، ص 15818

3. رسول جعفريان، آثار اسلامي مكه و مدينه، نشر مشعر

4. مفاتيح الجنان