اسماعيل

 

حضرت ابراهيم(ع) فرزندي نداشت. نزديك به صد سالش بود كه خدا اسماعيل را به او داد. اسماعيل دو سال بيش‌تر نداشت كه حضرت ابراهيم او و مادرش هاجر را به سرزمين مكّه آورد. اين دستور خدا بود.

در آن روزگار مكّه سرزميني خشك و بي‌آب و علف بود و كسي در آن زندگي نمي‌كرد. گاهي قبيله‌ا‌ي از آن‌جا مي‌گذشت. حضرت ابراهيم مادر و فرزند را تنها گذاشت و خواست كه به شهر خودش برگردد. سرش را بالا گرفت و گفت: «خدايا زن و فرزندم را در كنار خانه‌ي تو تنها مي‌گذارم. پروردگارا آن‌ها را از نمازگزاران هميشگي قرار ده و قلب مردم را با آن‌ها مهربان كن و روزي آن‌ها را برسان تا هميشه تو را شكر گويند.»