کشاورزان شرق اصفهان، تشنه برای کشاورزی


برگشت ارسال مقاله صفحه اصلی

 خشکسالی پدیده‌ای می‌باشد که چند سالی است اصفهان را در کام خود به سمت فنا پیش برده و اثرات منفی آن گریبانگیر همه و همه شده است، اما در این میان کسانی که بیش از دیگران از این درد به خود پیچیدند کشاورزان منطقه شرق اصفهان بودند.این افراد اگر چه در کنار زاینده‌رود و تالاب گاوخونی جا گرفته‌اند اما چند سالی است که از وجود حتی یک قطره آب بی بهره‌اند و هر روز چشم به آسمان می‌دوزند تا شاید فرجی شود و نمی از بین ابرهای آسمانی بر زمین افتد؛ اما هیهات... متاسفانه در این مدت اخبار تلخی که مدتها ذهن هر شنونده را به خود مشغول کند از آن منطقه زیاد شنیده شده است. از پدری که کلیه خود را برای به دست آوردن پول فروخته تا پدری دیگر که سه فرزند خود را در حفرچاه یا قنات از دست داده است. از فروش انواع دام‌ها و حیوانات اهلی تا فرش زیرپا برای به دست آوردن چند ریال پول که بتوان خرج زندگی را داد!!

نماینده جمعی از کشاورزان منطقه شرق اصفهان می‌گوید: وابستگی کشاورزان این منطقه؛ به آب رودخانه است؛ اما همین آب را هم از کشاورزان محدود کرده‌اند و شرایطی پیش آمده که تعداد دام هر کشاورز رو به نابودی است و هر روز کمتر از دیروز می‌شود؛ همچنین دیگر کاشت محصول کشاورزی در این منطقه معنا ندارد؛ در حالی که در قدیم منطقه شرق اصفهان یکی از بزرگترین مناطق کاشت مواد گیاهی و غذایی بوده است. در قدیم این منطقه به رود شیتن معروف بوده و یکی از 3 دشت بزرگ کشور به شمار می‌رفته اما بعد از تقسیمات کشوری به دو منطقه جلگه و بن رود تبدیل شده است؛ همچنین این منطقه در گذشته محلی برای کاشت انواع خیار، بادمجان، خربزه، هندوانه، هویج، شلغم و ... بوده است، در ضمن کارخانه قند اصفهان به تبع چغندر کاری در شرق درست شده اما چندین سال است به دلیل خشکسالی و از طرف دیگر عدم واگذاری حقابه به کشاورزان حتی امکان کاشت گندم هم دیگر وجود ندارد. کاشت چغندر در این منطقه نه تنها تناوب زراعی به همراه داشته بلکه زمینه اشتغال و خودکفایی را فراهم کرده است. یادآوری می‌گردد، منطقه شرق در گذشته محل مناسبی برای گردشگری بوده و از ساخت‌ها و نماهای تاریخی آن واضح می‌باشد که از لحاظ گردشی بسیار ارزشمند بوده اما بی توجهی به این منطقه آن را روز به روز به نابودی نزدیک‌تر کرده است. یکی دیگر از کشاورزان در حالی که از شدت ناراحتی به خود می‌لرزد به نسل فردا گفت: 2 سال می‌باشد که تمام ملک‌ها و زمین‌های کشاورزی رها شده است و ما بحران زده‌ایم. قدیمی‌ها به خوبی می‌دانند که آبهای زیرزمینی در این منطقه چقدر زیاد بوده و در هر روستا چندین قنات وجود داشته اما شرایط به شکلی شده که تمامی وضعیت آبی منطقه شرق خشک گردیده یا بسیار بی کیفیت شده است. در واقع تمامی مردم روستاها به وضعیت بحرانی دچار شده‌اند دیگر کسی حتی یک ریال هم در آمد ندارد و همه کشاورزان افسرده گردیده‌اند. ما اغلب پسر و دختر بزرگ داریم اما چون در آمدی نداریم و آبی برای کاشت محصول نیست از ازدواج آنها معذوریم و روبروی آنها خجالت می‌کشیم. ما در 30 سال پیش برای این نظام و به دست آوردن انقلاب تلاش کردیم و بر ایرانی بودن خود می بالیم اما آیا حق ما نیست که به وضعیتمان رسیدگی شود. بحران بی آبی و عدم توجه باعث شده که همه چیز زیرسوال برود!! در گذشته منطقه رودشت به انبار غله معروف بوده و گندم کشور از اینجا تامین می‌شده است اما در حال حاضر، آبی حتی برای کاشت کمترین مقدار هم نیست و همه برای کشت و کار تشنه هستند. باید گفت؛ چند سال پیش وقتی کشور به خودکفایی گندم رسید از 350 هزار تن گندم تحویلی از استان به سیلو، 110 هزار تن مربوط به بخش جلگه و رودشت بوده، اما چرا وضعیت فعلی به شکلی شده است که کشاورزان حتی گاهی به خاطر نداشتن کمترین مقدار در آمد به فکر فروش دام و اقلام زندگی خود می‌افتند؟

کشاورز منطقه جلگه می‌گوید: روستاهایی که قنات دارند و به قنات وابسته‌اند، مشکلی ندارند، چون قنات تا حدی آب دارد و با توجه به شرایط اقلیمی هیچگاه خشک نمی‌شود؛ ولی ما روستائیان وابسته به آب رودخانه دو سال است که از بابت دریافت آب صفریم. مردم منطقه شرق افرادی هستند که بیشترین نیرو را در جنگ داشته‌اند و پایگاه امام علی (ع) رتبه اول را در این رابطه داشته است. کمک‌های مردمی نیز همیشه از سوی کشاورزان به سمت مناطق جنگی روانه بوده است اما شرایط به شکلی شده که دیگر کسی توان اداره زندگی خود را هم حتی ندارد. 2 سال است هیچ کشتی در این منطقه نمی‌شود. موتور، تراکتور، گوسفندان و حتی کوچکترین اقلام را فروخته ایم تابتوانم ریالی پول برای خرج زندگی داشته باشیم. می‌گویند توزیع آب اولویت بندی است، ما این را قبول داریم اما چه باید کرد؟ باید تا کی منتظر ماند؟ آب زاینده رود به صنعت ملحق گردیده؛ از طرفی بارندگی هم نشده و این موارد دست به دست هم داده است تا ما بی نصیب باشیم. مدارک موجود نشان از آن دارد که کشاورزان و به طور کلی مردم منطقه شرق در وصول هزینه تونل اول کوهرنگ نقش بزرگی داشته‌اند پس چرا باید از آب معمولی هم بی بهره باشیم؟

در طومار شیخ بهایی آمده است که برای تقسیم آب بایستی بنگاه مستقل آبیاری، ژاندارمری و معتمدین محل حضور داشته باشند. اما در این چند سال مسوولین هیچ گاه نمایندگان کشاورزان را به عنوان معتمدین دخیل نکردند و به تنهایی برای جلوگیری از حقابه کشاورزان تصمیم گرفته شده است؛ البته با در خواست‌های مکرر توانستیم توجه مسوولین را به موضوع حقابه متمرکز کنیم اما متاسفانه در فاصله بین 15 روز قبل از دی تا 15 دیماه که دوره پرهیز نام دارد آب به کشاورزان می‌دهند و به این ترتیب آنان تمامی کشت خود را از دست می‌دهند. به راستی که خشکسالی یک زلزله خاموش است و این ارتعاش باعث شده که دنیا بر سرمان خراب شود: زلزله موضوعی است که تنها خسارت به وجود می‌آورد و بعد از ساخت و احیا تمامی آثار از بین می‌رود اما خشکسالی چندین سال آثار خود را حفظ می‌کند و نتایج منفی خود را به همراه دارد. ما امسال تابستان حتی آب برای شرب هم نداشتیم و با تانکر آب به ما رسانده می‌شد؛ از طرفی در هر ثانیه 3 هزار لیتر آب به دیگر شهرها می‌رود؛ در حالیکه گاو گوسفند ما بر روی همین لوله تشنه‌اند. گفتنی است شرق اصفهان نزدیک به 350 هزار نفر جمعیت دارد؛ اما ظاهراً کسی چندان به فکر آب و زندگی معیشتی آنان نیست. در این رابطه به مسوولین کشور و حتی دفتر ریاست جمهوری اطلاع داده شده است و منتظر نتیجه هستیم. در حال حاضر سرمایه ما یک سرمایه مرده است؛ اگر چه هر کشاورز چندین میلیون سرمایه مختلف از قبیل، زمین، چاه، تراکتور و ... را به کار گرفته اما به مقداری آب برای حیات زندگی خود نیازمند است. اگر پول زمین‌های خود را در بانک می‌گذاشتیم الان هر ماه بیش از 4 میلیون تومان سود به کشاورزان تعلق می‌گرفت اما ما به کشاورزی علاقه داریم و این شغل ماست و خرج زندگی خود را از این طریق به دست می‌آوریم. در قدیم هر خانه‌ای چندین گوسفند و گاو داشت اما حالا ... خدایا هر چه تو خواهی همان می‌شود !! در کنار این گفتارها و درد و دلها وقتی به کلمه زاینده‌ رود فکر می‌کنم خنده‌ام می‌گیرد. زاینده‌رود برگرفته از واژه ‌«زنده‌رود» است و تنها چیزی که زنده نیست این رود است. یادش بخیر خروش زاینده‌رود وقتی کمی بچه‌تر بودیم!!

اما با باز شدن سد زاینده رود همه کشاورزان اندلان به فعالت خود ادامه دادندوهمه زمینهای کشاورزی خودرا زیر کشت بردنند