مهدی چوپانی قارنه

 

اشاره
گسترش روزافزون فناوري اطلاعات و به خدمت گرفتن آن در مباحث علمي و فرهنگي، آثار و پيامدهاي فراواني را به همراه داشته است كه مي‌توان جهاني شدن سياست و فرهنگ را از گوياترين و رساترين آن شمرد. روزگاري براي آشنايي با فرهنگ و تمدن يك ملت بايد پژوهشگران سير و سفر مي‌نمودند كه گسترش مستشرقان در قرن نوزدهم و بيستم گوياي همين مطلب مي‌باشد. و يا براي تغيير يك فرهنگ به‌خصوص فرهنگ ديني و تغيير ايده‌هاي ديني مردم بايد هزينه‌هاي مالي و نيروهاي انساني فراواني به خدمت گرفته مي‌شدند و چه بسا جنگ‌ها و كشتارهايي كه در جهان براي همين منظور اتفاق افتاد و جنگ‌هاي صليبي بارزترين آن است.
اما امروزه به كمك فناوري اطلاعات و با استفاده از رسانه، هر فردي به‌راحتي با داشتن يك رايانه و يا ماهواره و تلويزيون مي‌تواند با فرهنگ و تمدن مردم آشنا شده و در عين حال در صورت داشتن قدرت ارسال اطلاعات با كمك رسانه‌هاي جمعي، ايده و يا فرهنگ و مذهب خود را تبليغ كرده و به مخاطبان خود برساند و با كمك گرفتن از ابزارهاي ديداري و شنيداري و با القاي شبهه و ايجاد جو رواني در مخاطب، باورهاي او را سست نموده و نظريات خود را بدون هيچ واكنشي از سوي مخاطب به او القا كند. از آنجا كه القاي منويات و ايده با استفاده از اين روش‌ها يك تهديد جدي عليه جامعه است، از آن به جنگ نرم ياد مي‌شود كه در اين نوشتار ضمن آشنايي با تعريف آن، با يكي از ابزارهاي جنگ نرم كه نرم‌افزارها باشد و راه‌هاي مقابله و پيشگيري از آن، آشنا مي‌شويم.

آشنايي با جنگ نرم
جنگ نرم يا براندازي نرم‌، اگر چه از واژه‌ها و مفاهيم نويني است كه تقريباً از اواخر دهة 70 و اوايل دهة 80 ميلادي، مورد توجه مراكز اطلاعاتي ـ امنيتي در غرب قرار گرفت و از اوايل دهة 90 ميلادي وارد فاز عملياتي گرديد و با كمك گرفتن از فناوري نوين اطلاعاتي گسترش يافت و امروزه به عنوان خطري جدي در تمامي جوامع مطرح است، اما از آن به عنوان روشي نوين براي تخريب عقايد و باورهاي جامعه نمي‌توان ياد نمود و از گذشته دور استفاده از اين روش‌ها متداول بوده است و ائمه‌ اطهار (عليهم السلام) از ديرباز مسلمانان و جامعه اسلامي را از وقوع در شبهه، فتنه، غيبت و ايجاد زمينه‌هاي آن، تهمت‌، دروغ‌گويي‌، بهتان‌، سخن چيني و مكر و نيرنگ كه از روش‌هاي جنگ نرم است، برحذر داشته و وقوع در آن را مخرب جامعه مي‌دانسته‌اند. (1)
اما آنچه امروزه به آن سرعت بخشيد و آن را به عنوان يك تهديد جدي مطرح نمود، استفاده از بسترهاي نوين رسانه‌اي و به‌خصوص فضاي مجازي براي ايجاد دگرگوني در جوامع با تكيه بر تغيير ديدگاه‌ها و نگرش‌هاي حاكمان و مردم مي‌باشد؛ در آن صورت اين جنگ، مدلي نوين از فعل و انفعال‌هاي دولت‌هاي استعمارگر براي سلطه روي كشورهاي مختلف را نمايش مي‌دهد؛ چرا كه سلطه و استيلا با تعاريفي از قدرت، بسط و توسعه يافته كه قدرت را توانايي تمركز، تنظيم و يا هدايت رفتار مي‌دانست.
دقيقاً با اين تعريف از قدرت است كه قدرت نرم جايگاه ويژه‌اي در تئوري‌هاي سلطه مي‌يابد؛ قدرتي كه تمام توان و ظرفيت خود را بر قانع كردن ديگران متمركز مي‌سازد تا رفتار آنها را به گونه‌اي مورد نظر تنظيم و هدايت نمايد. بنابراين، رساترين تعريف براي جنگ نرم، هدايت افكار به سويي است كه جوامع به گونه‌اي بينديشند كه سردمداران سلطه‌گر مي‌خواهند و از همين نقطه است كه عمليات رواني با تكيه بر نقش بي‌بديل رسانه‌ها آغاز مي‌شود. از سوي ديگر، در تخصيص و تحديد جنگ نرم ابعاد مختلفي مانند ابعاد سياسي، اقتصادي، اجتماعي، امنيتي و فرهنگي براي آن مطرح مي‌شود. اين ابعاد گرچه به‌صورت فردي و تنها در اهداف كوتاه مدت و كاركردهاي عيني متفاوت‌اند؛ اما همة آنها در شيوه‌ها و ابزارها بر نقش رسانه‌ها و تبليغات متمركز هستند. به‌ويژه بعد فكري‌، فرهنگي و ديني كه اساساً شاخصة جنگ نرم است، بدون در نظر گرفتن نقش رسانه‌ها، قابل درك نيست. بنابراين، جنگ نرم، جنگ براي سلطه است و سلطه زماني در دسترس است كه سلطه‌گران بتوانند بر افكار عمومي استيلا يابند و همين امر همكاري رسانه اي را نياز شدید و اصلي جنگ نرم مي‌سازد.

اسلام‌هراسي و شيعه‌هراسي علل اصلي جنگ نرم
استكبار جهاني و در رأس آنها امريكا و رژيم صهيونيستي و كشورهاي استعماري ديگر سعي مي‌كنند به شيوه‌هاي مختلف با به‌كارگيري ابزار و ادوات مختلف كه در سال‌هاي اخير بر مي‌گردد به جنگ نرم و استفاده از رسانه‌ها مسأله اسلام‌هراسي و در رأس آن شيعه‌هراسي را در دنيا دنبال كند تا مردم دنيا به دين اسلام نزديك نشوند و حتي بين مسلمانان هم تفرقه ايجاد مي‌كنند كه مي‌توان تقويت وهابيت و نشر آثار آنان را در جوامع اسلامي از اين قبیل دانست.
دكتر ‌هاني‌زاده در مصاحبه‌اي با راديو گفتگو مي‌گويد: الان رويكرد امريكا و لابي صهيونيستي به سوي تشديد پروژه شيعه‌هراسي است. در جنگ‌هايي كه ميان اعراب و اسرائيل رخ داد، به‌ويژه جنگ 1967 اسرائيل، در مدت كوتاهي شايد در مدت 4 روز 80 هزار كيلومتر مربع از اراضي اعراب را اشغال كرد؛ در حالي كه چهار ارتش مهم عربي در مقابل رژيم صهيونيستي قرار داشتند. بعد از تشكيل حزب الله كه در سال 1982 صورت گرفت، در دل جامعه اسلامي مجموعه‌اي برخاست كه ادبيات جديدي را وارد جهان اسلام كرد كه اسرائيل خيلي دقيق روي آن كار كرد؛ مجموعه‌اي كه آمده‌اند ببينند ظرفيت‌هاي جهان تشيع چيست و چه ارتباطاتي با جهان اسلام دارد. به همين جهت، روي پروسه شيعه‌هراسي كار كردند. اقداماتي كه رزمندگان حزب‌الله انجام دادند به‌ويژه در جنگ 33 روزه و شكست كامل اسرائيل و ارتش به ظاهر اسطوره‌اي رژيم صهيونيستي موجب شد كه لابي صهيونيستي و آمريكا با همكاري رسانه‌هاي كشورهاي عربي به تشديد پروسه شيعه‌هراسي بپردازند و از آنجايي كه احساس آنها اين است كه ايران خاستگاه جهان تشيع است، ايران را مورد هدف قرار دادند و انواع جنگ‌هاي رسانه‌اي و جنگ نرم را پايه‌ريزي كردند تا از شكل‌گيري يك نظام امنيتي پايدار با محوريت ايران در جهان اسلام و منطقه جلوگيري كنند و مي‌بينيم كه اسرائيلي‌ها شديداً دنبال پروسه شيعه‌هراسي هستند و دست به اقدامات تروريستي عليه شخصيت‌هاي تأثيرگذار شيعه در طول سال‌ها زدند؛ چنان‌كه وهابي‌ها و سلفي‌ها را وادار كردند تا در پاكستان، عراق و لبنان دست به اقداماتي عليه شيعيان بزنند به نظر مي‌رسد كه آمريكايي‌ها و غربي‌ها پروسه اسلام هراسي را كنار گذاشته‌اند و به سوي ايران‌هراسي و شيعه‌هراسي روي آورده‌اند و از طريق به‌كارگيري رسانه‌هاي خودشان به نوعي تلاش مي‌كنند تا شيعيان را در منطقه منزوي كنند. اخيراً برخي كشورهاي عربي منطقه كه همسو با سياست‌هاي آمريكا و غرب هستند، در هر جايي كه انتخابات است و در آن شيعيان نقشي دارند سرمايه‌گذاري مالي و تبليغاتي كلاني انجام مي‌دهند تا آن انتخابات را به نفع جريان‌هاي ضد شيعه هدايت كنند؛ در عراق و لبنان شاهد شكل‌گيري اين نوع تحركات بوديم. به نظر مي‌رسد كه الان موضوع ايران‌هراسي و شيعه‌هراسي روز به روز شدت بيشتري پيدا مي‌كند؛ به دليل اينكه ايران يك محوريت منطقه‌اي با ابعاد انقلاب اسلامي و ادبيات انقلاب اسلامي و ادبيات ضد استكباري شكل گرفته و اينها تلاش مي‌كنند تا اين محوريت را از هم تفكيك و منزوي كنند. (2)

نقش نرم‌افزار‌ها در جنگ نرم
مؤلفه‌ها و شاخصه‌هاي منحصر به فرد جنگ نرم‌، فقط به كمك و ياري رسانه‌ها به سرانجام مي‌رسد. همة رسانه‌ها به دليل كاركردهاي خاص رواني و تبليغي در مجموعة ابزارها و شيوه‌هاي جنگ نرم كاربرد ويژه‌اي مي‌يابند؛ اما نرم‌افزار موقعيت و شاخصه‌هاي بالقوه‌اي دارد كه وجه تمايز آن از ديگر رسانه‌ها است، مانند:
1.
امكان دستيابي سريع به آن بدون نياز به دستگاه گيرنده و يا اينترنت. كاربر مي‌تواند با تهيه يك لوح فشرده و قرار دادن آن در رايانه خود به اطلاعات مورد نظر دست يابد.
2.
جذايت و تنوع، ويژگي ديگر نرم‌افزارها است. ضمن اينكه امكان بهره‌برداري از همه جذابيت‌هاي خاص رسانه‌اي مانند: فيلم، عكس و تصوير و نيز مشتري مداري محض، در تنوع و جذابيت اين محيط تأثير به سزايي دارد.
3.
كتاب‌محور بودن يا مقاله‌محور بودن نرم‌افزار‌ها باعث شده كه نرم‌افزار‌ها نوعي مرجعيت فكري ـ سياسي را براي كاربران خود ايجاد نمايد و براي آنان محيط امني را ايجاد نمايد.
4.
مسألة ديگر، امكان عبور از محدودیت‌های قانونی و عدم تقيد به بخش مهمي از قوانين و محدوديت‌هاي رايج در ساير رسانه‌ها است؛ به‌خصوص در كشورهايي كه قانون كپي رايت به‌خوبي اجرا نمي‌گردد.
5.
هزینه بسیار کم توليد و نشر آسان نرم‌افزار و امكان توزيع راحت آن، از ديگر ویژگی‌هاي نرم‌افزار مي‌باشد.
اين قابليت‌ها و ده‌ها خصوصیت ديگر، از جمله مسائلي است كه دشمنان را براي استفاده از نرم‌افزار براي رسيدن به مقاصد خود كمك مي‌نمايد.

بازي‌هاي رايانه‌اي، سلاحي مؤثر در جنگ نرم
زماني كه به محصولات بصري - تفريحي كنوني مي‌نگريم، به‌وضوح معلوم مي‌شود كه اين محصولات فقط ابزاري براي سرگرمي و تفريح نيستند، بلكه ابزاري براي تبليغات هستند؛ ابزاري سياسي فرهنگی همانند هر رسانه ديگر كه هدف عمده توليد كنندگان آن، تخريب عقايد كاربران و جايگزين كردن ايده‌هاي خود در انديشه آنان مي‌باشد.
استفان - پيلت معتقد است: بازي رايانه‌اي فقط يك تفريح بي‌خطر نيست، بلكه سخن از رسانه‌اي براي بيان در ميان است. از اين رو، منطقي است كه استفاده از آن در جهتي به دور از اهداف اوليه باشد؛ درست همان‌گونه كه در برخي كشورها از تلويزيون، راديو، سينما و مطبوعات نوشتاري چنين استفاده‌اي شده و مي‌شود. اين نوع استفاده از بازي‌هاي رايانه‌اي در جهت اهداف سياسي، از آن جهت بيشتر مزورانه است كه خاستگاه‌ها و مآخذ آن براي عموم مردم ناشناخته باقي مانده است. همه مي‌دانند كه يك بازي رايانه‌اي چيست، اما در انتها تعداد اندكي از والدين قادرند فرزندان خود را در كشف اهداف پنهان اين رسانه همراهي كنند. به‌همين دليل، تحت تأثير قراردادن مردم به وسيله اين ابزار آسان‌تر است. (3)
بازي‌هاي رايانه‌اي كه براي تخريب عقايد شيعي ساخته شده، بي‌شمار است كه فقط به يك نمونه از آن اشاره مي‌شود:
بازی «سام ماجراجو در پرسپولیس» كه یکی از زیباترین و مهیج‌ترین اين بازي است. در این بازی شما به عنوان بازیگر رایانه با نام سام برای نجات بشریت به گذشته برمی‌گردید و برای مبارزه با ایادی اهریمن به پرسپولیس ایران می‌آید.
در تمام صحنه‌های این بازی که از نظر گرافیکی بسیار زیبا و خیره کننده طراحی شده است، پایگاه‌های دشمن با نمادهای اسلیمی، گنبد و مناره، کاشی‌کاری‌های سنتی ایرانی و... تزیین شده است. جالب است که اگر صحنه‌های گرافیکی و همان نمادهای اسلامی را بزرگ‌نمایی کنید، روی کاشی‌کاری‌ها رواياتي مثل «أنا مدینه العلم و علي باب‌ها» را به‌وضوح مشاهده می‌کنید.
بعد از اینکه شما توانستید از پس مأموریت برآیید و تروریست‌ها را نابود کنید، در مرحله پایانی به محیطی وارد می‌شوید که قرار است برای شما به عنوان قهرمان نجاتِ جهان جشن گرفته شود. این محیط چیزی و جایی نیست، جز محیطی با نمادهای مسیحی و کلیساها... .

نقش نرم‌افزارهاي ديني در پيشگيري از حملات جنگ نرم
همان‌طور كه در صدر مطلب گذشت، جنگ نرم در پي از پاي درآوردن انديشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه‌هاي فکري و فرهنگي آن را سست کند و با بمباران خبري و تبليغاتي در نظام سياسي- اجتماعي حاکم تزلزل و بي‌ثباتي تزريق کند و اصلي‌ترين هدف آنان نيز اسلام‌ستيزي و شيعه‌ستيزي است.
تراث غني شيعه كه برگرفته از منبع وحي توسط ائمه اطهار (عليهم السلام) است و عالمان شيعه نيز آن را نسل به نسل حفظ كرده‌اند اگر به‌خوبي نشر يابد، بهترين راه مبارزه است و كمك گرفتن از فناوري اطلاعات و همچنين استفاده از ابزار‌هاي نوين براي نشر اين معارف الهي مي‌تواند بهترين اسحله در مقابل جنگ نرم و حتي قوي‌ترين سلاح براي هجوم به دشمنان باشد.
همان‌طور كه بيان شد، نرم‌افزار به علت وجود قابليت‌هاي خاص خود در مقايسه با ديگر رسانه‌ها مي‌تواند بهترين ابزار براي گسترش فرهنگ شيعي باشد.
مؤسسات و مراكز فرهنگي كه متكفل نشر الكترونيكي و توليد نرم‌افزارهاي شيعي هستند، بايد در مرحله نخست تمامي سعي و تلاش خود را بنمايند تا مشکلات گسترش اين نرم‌افزارها مانند: رعایت حق كپي رايت، نوع طراحی قالب و رابط‌كاربري، موانع صادرات و سایر مقررات حمایتی را حل و فصل نمايند و در مرحله بعد، نرم‌افزارهاي ويژه بيشتري را با نگاه به جنگ نرم و تهاجم فرهنگي توليد كنند؛ هر چند بعضي از مؤسسات اين مسير را آغاز نموده‌اند