در مورد قدمت و پیشینه آن اطلاعات درستی در دست نیست . جرقویه از مناطق بسیار قدیمی است که قدمت آن به دوران قبل از ساسانیان هم میرسد اما بخش براآن قدمت آنچنانی ندارد و احتمالا در دوران بعد از اسلام رونق گرفته است .
* قلعه اندلان : اندلان در قدیم دارای قلعه ای بود که به مرور از بین رفت و در سالهای دهه 60 بکلی ویران شد و امروزه از آن چیز زیادی بجا نمانده است .
* خانه قدیمی: این خانه در ضلع غربی قلعه واقع است و در ورودی آن هم به داخل قلعه باز میشده . در ضلع غربی و شمالی دارای چندین اتاق کوچک و بزرگ است که هر یک از این اتاقها محل زندگی یک خانوار بوده است . در ضلع جنوبی خانه در قدیم محل نگهداری احشام بود و یک چاه آب هم جهت مصارف افراد وجود داشت اما امروزه از آنها خبری نیست . خانه مورد نظر بیش از بیست سال است که خالی از سکنه میباشد و امروزه در اختیار یکی از اهالی محل است و در آن چند درخت کاشته است و کس دیگری به آن رفت و آمد ندارد خود من شاید در حدود شش یا هفت سال پیش آنهم از روی بام خانه مجاور درون آنرا دیده ام .
* دیوار قلعه: از دیوارهای قلعه تنها چیزی که بجا مانده و در معرض دید است یک قطعه حدودا چهار یا پنج متری است که در گوشه جنوب غربی قلعه قرار داشته و در پشت مسجد واقع است . این دیوار هم اکنون نزدیک به چهار متر ارتفاع دارد . ضخامت این دیوار در پایین در حدود 70 یا 80 و در بالا در حدود 30 تا 40 سانتیمتر است . چند دیوار کوچک و بزرگ هم وجود دارد که جزء دیوارهای اصلی قلعه نبوده بلکه دیوار حائل بین قلعه و خانه های اطراف بوده و هنوز هم بعنوان دیوار خانه ها مصرف میشود .
* کُله چی ها _kole chi : کُله در اصطلاح محلی یعنی اتاق و چی در اصفهان و اطراف به معنی کوچک بکار میرود . کُله چی ها معمولا چهار گوش و با سقف گنبدی هستند که در وسط سقف آنها سوراخی به قطر نیم تا یک متر وجود دارد که برای نور و تهویه استفاده میشده است . تعداد این کُله چی ها در حال حاضر به ده عدد نمی رسد که اکثرا در داخل خانه های اهالی است و بعنوان انباری یا کاهدان یا طویله استفاده میشود . اما مهمترین آنها کُله بَگوم جان است که گوشه جنوب غربی و در کنار همان دیواری که گفته شد قرار دارد . و یکی دیگر هم در ضلع شرقی قلعه میباشد که تا چند سال پیش فردی بنام رضا شیر در آن زندگی میکرد . رضا شیر فردی آرام و ساکت ، دوست داشتنی و بدور از دنیای بقیه آدمها بود که بعضی ها او را دیوانه میخواندند . و بعد از مرگش خانه اش همانطور مانده و کسی با آن کاری ندارد .
* برج قلعه : آخرین برج باقی مانده از قلعه اندلان چندین سال توسط یک پیرزن مهربان نگهداری شد ولی متاسفانه پس از فوتش دیگر کسی به آن رسیدگی نکرد و در نهایت در اسفند ماه سال 85 به چنگال لودر سپرده شد و بکلی از بین رفت . این برج در حدود پنج متر یا بیشتر ارتفاع داشت و دارای سه طبقه بود . طبقه اول با ارتفاع حدود 2.5 متر و طبقه دوم با ارتفاع کمتر از 2 متر و طبقه آخر که بدون سقف بود دیوارهایی با ارتفاع حدود 1.5 متر داشت. این برج بصورت گرد بود و قطر آن در پایین در حدود چهار متر بود .( البته این اعداد و ارقام همگی نسبی است و هیچکدام دقیق نمیباشد )
* مسجد اندلان : مسجد اندلان در ضلع جنوبی قلعه واقع شده بود و بکلی از بنای قلعه جدا بود .
شبستان مسجد یک بنای خشت و گلی بود که دارای نه غرفه تقریبا 5 در 5 متری گنبدی با ارتفاع چهار متر و چهار ستون اصلی هر یک به قطر دو متر بود. هر یک از این ستونها بصورت یک اتاقک چهارگوش خشتی بود با دو متر ارتفاع که درون آنرا با کاه و نخاله پر کرده بودند و روی آنرا پوشانده بودند و پایه های سقف مسجد بر روی دیوارهای این ستونهای مربع شکل استوار شده بود . در وسط حیاط آن یک درخت توت بزرگ و پر بار وجود داشت و یک حوض آب 2 در 3 متری. درخت توت را در سالهای دهه 70 بریدند و کم کم در حیاط مسجد شبستان جدیدی احداث شد و در سال 1385 شبستان قدیمی هم بطور کامل خراب شد .
* خندق اندلان : خندق اندلان در فاصله حدود چهارصد متری جنوب شرقی روستا قرار دارد . خندق محوطه ای وسیع و گود بود که در فصل بارندگی آب باران و برف در آن جمع شده و در بقیه سال از آن برای کشاورزی استفاده میشد . خندق اندلان نیز در سالهای دهه 60 از رونق افتاد و مدتی بعنوان زمین فوتبال مورد استفاده قرار میگرفت در روز های عید فطر هم نماز عید در آن برپا میشد . در سالهای دهه 70 به مرور آنرا پر کردند و در حال حاضر بعنوان زمین کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد .
* دیوارهای قدیمی : در ضلع شمالی و در فاصله حدود پنجاه تا صد متری خندق دو دیوار بزرگ خشتی وجود دارد که با زاویه نود درجه از یکدیگر قرار گرفته اند و مشخص است که قسمتی از یک بنای چهار دیواری بوده است که داخل آن دارای معماری زیبایی بوده که متفاوت با معماری روستا و روستا های اطراف میباشد و احتمالا قدمت آن خیلی زیاد است. البته اینکه سقف دار بوده یا نه معلوم نیست و نیز مورد کاربرد آن هم هنوز مشخص نشده است .
* بقعه پیر جعفر : بقعه پیر جعفر یک چهار دیواری مسقف در سمت شرق روستا و در فاصله حدود چهارصد متری قرار داشت که توسط عوامل جوی سقف آن فرو ریخت و سپس آنرا کاملا خراب کردند و ساختمان جدیدی برای آن در دست ساخت است .
* درخت کهنسال : درخت کهنسال در حدود سیصد متری جنوب غربی روستا است . این درخت بشکل یک دو شاخه بزرگ بود و منظره زیبایی را برای محوطه اطرافش بوجود آورده است . متاسفانه چند سال پیش بر اثر بی احتیاطی یک چوپان نادان درخت آتش گرفت و قسمت عمده ای از تنه آن از ناحیه مغز چوب از بین رفت و همین عامل باعث شد که به مرور شاخه های آن خشک شود و یکبار دیگر هم در حدود دو سال پیش دچار آتش سوزی شد که علت آن مشخص نیست . شاخه شمالی این درخت در زمستان گذشته ناگهان واژگون شده و بعلت سنگینی هنوز در جای خود قرار دارد و شاخه دیگر هنوز پابرجا است ولی متاسفانه در حال نابودی میباشد .